۱ پاسخ

ببخشید شما بچه اولتون هم آی وی افی بوده

سوال های مرتبط

مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
چگونه فرزندم را تشویق کنم تا وسایلش را به دیگران بدهد؟

در پیام دیروز برای شما شرح دادیم که احساس مالکیت در کودکان کاملا طبیعی است. اما می توان برای تقویت حس بخشندگی و شریک شدن وسایل با سایر همسالان، کودک را تشویق کرد. به این صورت که:
• کودک را مجبور نکنید. به یاد داشته باشید که کودکان تا قبل از سه تا چهار سالگی فقط به نیازهای خودشان می اندیشند، دنیا را از دید او ببینید و هرگز با دعوا و تحقیر و مقایسه او را مجبور نکنید.
• حتی در سنین بالای 4 سال بعضی از وسایل بچه ها برای آنها حکم گنج را دارند، همانطور که شما حلقه ازدواجتان را به کسی نمی دهید، از او هم چنین انتظاری نداشته باشید.
• قبل از ورود مهمان ها، اسباب بازی هایی که فرزندتان روی آنها حساس است را جمع کرده و سایر مواردی که برای بازی مهمان ها مناسب است را بچینید.
• نوبت را در انواع بازی ها به کودک بیاموزید.
• از ساعت استفاده کنید، مثلا در استفاده از وسایل ساعت بگذارید که هر کس حدود دو دقیقه می تواند این وسیله را در دست داشته و با آن بازی کند.
• وقتی از تاکسی پیاده می شوید، به او نشان دهید که اکنون ما صندلی خود را به فرد دیگری می دهیم.
• وسایل شخصی همانند جوراب خود را در برابر چشمان کودک به یکدیگر قرض بدهید.
مامان رستا مامان رستا ۲ سالگی
خصوصی )) اگر حوصله نداری نخون و رد شو🙏🫶😘❤️🙏🙏🙏🫴🫴
..
در این روزگارِ پرهیاهو و پر از تلاطم، من در میانه‌ی نوجوانیِ بیست و چهار ساله‌ام، خود را در میانه‌ی طوفانی از مسئولیت‌ها یافته‌ام. دخترم، زیباترین و در عین حال سنگین‌ترین میراث زندگی من است؛ موجودی کوچک که تمام جهانِ من را به حصارِ قدم‌های کوتاه و چرخِ کالسکه محدود کرده است.
هر روز، از سپیده‌دم تا سیاهیِ شب، در پیِ تلاشی بی‌وقفه هستم؛ میانِ خانه‌ای که مِهر و نظم می‌طلبد و کودکی که تمامِ توان و زمانم را به طلب، می‌کشد. گاه، در سکوتِ شبانه‌ی ساعت دوازده، در میانه‌ی تنهاییِ عمیق خود، به جست‌وجوی «منِ» پیشین می‌پردازم. منِ سابق را که آزاد بود و گام‌هایش بی‌هیچ مِعیاری بر زمین فرود می‌آمد؛ منِ سابق را که از سنگینیِ مسئولیت، هراسی نداشت.
اگرچه شکرگزارِ نعمت‌های بی‌شمارم، اما نمی‌توان چشم بر این فرسودگی بست. در میانه‌ی این همه شکرگزاری، رگه‌هایی از اندوه و سنگینیِ روح، در جانم نفوذ کرده است. من در میانه‌ی دو دنیای "تکلیف" و "آزادی" ایستاده‌ام؛ دنیایی که در آن، عشق به فرزندم، با دلتنگی برای خویشتن، در هم آمیخته است. این‌ها، روزهایِ گذشتِ من است؛ روزهایی که با اشک و خستگی و عشق، در دفترِ عمرم رقم می‌خورند.....
شماهم؟؟؟؟
پوشک زایمان سیسمونی بارداری شیرخشک مولتی اهن واکسن بیمارستان سرماخوردگی افسردگی بعد زایمان فرزندپروری رفلاکس یبوست دلدرد سرماخوردگی الرژی تنفسی دختر جنسیت ابی صورتی پسر