۷ پاسخ

خب بعد از عملم نگفت که قضیه چی بوده؟!!!

دکترت کی بود؟

اتفاقا من انقدرررررر میترسیدم که گفتم از دم در بیمارستان منو بیهوش کنین ببرین داخل😅😅😅
انقد میترسیدم
با گریه رفتم اتاق عمل
هرچی گفتم بیهوشم کنین قبول نکردن
بی حسی بودم
ولی خداروشکر خوب بود

وای چیکارمیخواستن کنن که تورو بیهوش کردن🙁

منم ماه های اول تحت نظر یه دکتره بودم به خاطر فشارخون آنقدر بهم استرس داد که هر بار میرفتم پیشش پاهام می‌لرزید.خداروشکر دکتر رو عوض کردم ،آدم خوبی بود الکی استرس نداد به خوبی گذروندم.ولی هیچوقت اون روزا رو یادم نمیره .سر سونو آنومالی گفتم مثلا ۲۰ هفته برم .گفت شاید بچه شاخ داشت باید زودتر بری بتونی کاری کنیم ،واقعا درک نداشت این حرفا رو به زن حامله میگفت.

دکتر منم بابت استرس و‌عذابی ک شب تا صبح بدنیا اومذن پناه داد بهم هنوزم یادش میافتم گریه میکنم با عذرخواهی ک ب منشیش کفت بهم ولی بی وجدانیش‌باعث شد من برای همیشه از زایمان‌وحشت داشته باشم

عزیزم منم زایمان اولم بی حس بودم هی بچرو که اوردن بالا گفتن نفس نمیکشه من به ثانیه نکشید بیهوشم کردن که نفهمم بچم نفس تداشت انقدر طول داده بودن مدفوع کلی خورده بود

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۳ سالگی
مامانا وقتی بجه هاتون بهونه های بی دلیل میگیرن چیکار میکنید ؟ مغزم دیگه درد میکنه از صدای اراد همش یچیزی برای گریه داره. مثلا بردمش پارک داره سرسره بازی میکنه بعد میره سمت وسیله بازی برقیا ک‌ خاموشه و گریه میکنه و جیغ میزنه ک میخوام درحالیکه تعطیله. یا مثلا ی چی میبینه تو خیابون میخواد و گریهههههه یا بیخود و بی جهت یهو وسط ی مهمونی میگه من ماشین صورتی میخوام بعد گریههههههه
یا مثلا هندوانه اوردم بعد کریههههه ک من انگور میخوام. یعنی یجوری شده ک استرس دارم بیدار شه به چی میخواد گیر بده و سر چی میخواد گریه کنه.
توروخدا بگید چکار کنم. خیلی عصبانی شدم از بعد مادر شدنم. اصلا رفتارامو دوست ندارم از صدای خودم ک‌مدام دارم نصیحت میکنم و آموزس میدم بهش بدم‌میاد وقت لحنم تند میشه واقعا بدم‌میاد از صدام. تکراری شده ک حرفامو لحنمو .... تکراری ک دوست داشتنی نیست برام‌
دلم میخواد مثل قبل از ته دل بخندم بیخیال دنیا باشمو لذتدببرم الاندهمش استرس همش یاد دادن اینکه چماری بکن و چ کازی نکنن ب بچه و....
مامان آيلا مامان آيلا ۳ سالگی
سلام ماماناي عزيز خووبين ؟؟امروز روز تولد دخمليه منه منم دوست داشتم خاطره زايمان و تعريف كنم براتون
سه سال پيش من دوقلو حامله بودم هميشه بيش دكترم كه ميرفتم ميگفت خودت خوشگلي حتما دخترات هم خوشگل ميشن يكيشون بايد براي من بدي دكتر خيلي خوب و معروفيه ولي من كه دوقلو خامله بودم مثلا هر سه هفته ي سونو مينوشت از هفته ١٨سونو ننوشت تا ٣٢هفته من ٣٢هفته رفتم بوشهر براي سونو دكتر خيلي منو ترسوند گفت يكي از قلا اصلا رشد نكرده همين الان برو پيش دكترت من رفتم بيش دكترم دكترمم گفت صبح زود برو شيراز من شوك خيلي بدي بهم وارد شد و همون شب بردنم بيمارستان و بستري شدم و فشارم همش ١٨بود صبح زود زنگ زدن به دكترم مريضت حالش بده بيا عملش كن گفت شيفت من نيست من كار ندارم🤦🏼‍♀️دكتري كه شيفت بود منو عمل كرد و بچه ها رو تو دستگاه گذاشتن و بردنشون بوشهر منم بردن تو اي سي يو پنج روز تو بيمارستان بستري بودم اصلا بچه ها رو نديده بودم بعد سه روز هم يكي از قلا از بينمون رفت ولي خداروشكر آيلا صحيح و سالم اومد بغلمون ولي تا ابد ي داغ گوشه قلب من و شوهرم هست چقدر اميد و ارزو داشتيم وقتي از بينمون رفت دنيا رو سرمون خراب شد بدتر از من شوهرم بود كه اون شب وقتي فهميد يكي از قلا مرده غيبش زد تا چهار پنج ساعت اصلا پيداش نميكرديم خيلي سخت بود خداروشكر آيلا رو داريم 😍
دوس داشتم خاطره وحشتناك زايمونم رو براتون تعريف كنم
دختر گل من عكس تولد گرفتيم ولي هنوز اماده نشده اماده شد حتما براتون ميزارم 😍😍
دختر زيباي من قلب من تولدت مبااارك😍😍