سلام ماماناي عزيز خووبين ؟؟امروز روز تولد دخمليه منه منم دوست داشتم خاطره زايمان و تعريف كنم براتون
سه سال پيش من دوقلو حامله بودم هميشه بيش دكترم كه ميرفتم ميگفت خودت خوشگلي حتما دخترات هم خوشگل ميشن يكيشون بايد براي من بدي دكتر خيلي خوب و معروفيه ولي من كه دوقلو خامله بودم مثلا هر سه هفته ي سونو مينوشت از هفته ١٨سونو ننوشت تا ٣٢هفته من ٣٢هفته رفتم بوشهر براي سونو دكتر خيلي منو ترسوند گفت يكي از قلا اصلا رشد نكرده همين الان برو پيش دكترت من رفتم بيش دكترم دكترمم گفت صبح زود برو شيراز من شوك خيلي بدي بهم وارد شد و همون شب بردنم بيمارستان و بستري شدم و فشارم همش ١٨بود صبح زود زنگ زدن به دكترم مريضت حالش بده بيا عملش كن گفت شيفت من نيست من كار ندارم🤦🏼‍♀️دكتري كه شيفت بود منو عمل كرد و بچه ها رو تو دستگاه گذاشتن و بردنشون بوشهر منم بردن تو اي سي يو پنج روز تو بيمارستان بستري بودم اصلا بچه ها رو نديده بودم بعد سه روز هم يكي از قلا از بينمون رفت ولي خداروشكر آيلا صحيح و سالم اومد بغلمون ولي تا ابد ي داغ گوشه قلب من و شوهرم هست چقدر اميد و ارزو داشتيم وقتي از بينمون رفت دنيا رو سرمون خراب شد بدتر از من شوهرم بود كه اون شب وقتي فهميد يكي از قلا مرده غيبش زد تا چهار پنج ساعت اصلا پيداش نميكرديم خيلي سخت بود خداروشكر آيلا رو داريم 😍
دوس داشتم خاطره وحشتناك زايمونم رو براتون تعريف كنم
دختر گل من عكس تولد گرفتيم ولي هنوز اماده نشده اماده شد حتما براتون ميزارم 😍😍
دختر زيباي من قلب من تولدت مبااارك😍😍

تصویر
۲۶ پاسخ

نمیدونم چرا با خوندن این متنت اشکام سرازیر شد ، یاد بدبختی های حاملگی خودم افتادم
اما انیدوارم هر جای این کره خاکی هستی خدا دوباره ی بچه دیگه بهت ببخشه ک در کنار این دختر قشنگت ب ارامش برسی گلم ،
خدا بچه تو واست نگهداره عزیزم

اخی عزیزم چقدر دکتره نفهمه بوده

تولدش مبارک عزیزم

نمیدونم چرا حس کردم اون قل رو دکتر برده برا خودش

الهییی عزیزم خداروشکر ک ایلا رو داری قشنگم تولدشم مبارک زیبا♥️🦋

تولد چشم آبی مبارک عزیزم🥰

چه دکتر بی مسئولیتی ترسیده که نیومده وگرنه وظیفشه خودشو برسونه اسمشو بگو

چ داستان غم انگیزی داشتید اون روزای سخت چقد دلم گررفت ،ولی خداروشکر ک گذشت و جای اون نینی همیشه ی گوشه قلب شماس ،انشالله ک اوضاع بهنر شه یکی دیگم بیاری شاید روح اون نینی باشه تو ی کالبد دیگه
و خدارو هزار مرتبه شکر واسه ای یکی قلک انقدر زیباست مثل فرشته ها و سلامته
خدا تا ابد حفظش کنه واستون
خیلی چهره دخترت ب دلم نشست ی ژن های جنوبی قشنگی هم داره ک نشون از اصالتشه
ی بلاگر فالو دارم اونم ژنش جنوبیه خیلیی شبیه دختر شماس
اینستا درست شد حتما بزن پسر کوجبکشو ببین اسمش راضیه هست انگلیس زندگی میکنه

تولد دختر چشم دریاییت مبارک عزیزم داستانت مثل دختر خاله منه البته اونو تو ۵ ماهگی فهمیدن یه قل تالاسمی داره و قلبشو تو شکمش از کار انداختن 🥺خیلی سخته واقعا

منم ناراحت شدم چرا همش از بوشهر به شیراز کشوندن زن حامله رو.شیراز که پیشرفته اس بچه ها ام پیش خودت بستری میکردن ی جای کار میلنگه.خدا دختر گلت حفظ کنه براتون

ای جااان چقدر دخترتون نازه هزار ماشالله خدا حفظش کنه شاید حکمت خدا این بوده

تولدش مبارک و پر تکرار عزیزم
متاسفم بابت این اتفاق ولی بدون مصلحت خدا بوده دوستم چند سال پیش ۶ ماهه باردار بود سقط شد بعدش دوباره سقط شد وقتی دوقلو حامله بود دوباره رفت سونو گفتن یه دونه است برو خونه سقط میشه خودش بعدش فکر کن اونی که کل بارداریو استراحت مطلق بود بعد سونو با خواهرش تو خ کلی پیاده روی کرده بود که گفته بودن سقط میشه خواهرش گفته بیا بریم یه سونو دیگه جای دیگه بدیم رفتن شک کردن بعدش بهش گفتن خانوم دوقلو بارداری یکیش کوچیکتره باید صبر کنیم ببینیم رشد میکنه یا نه میاد خونه و دوباره استراحت مطلق دوباره بعدا میرن سونو دکتر میگه هر دو کاملا سالم هستن و ماه های اخر سرکلاژ میشه یه ماه میمونه تا پایان بارداری حالش بد میشه شب ۲۲ بهمن تا میرسونن بیمارستان چند دقیقه بعد بچه ها دنیا میان الان ۱۱ سالشونه بیا و ببین چه دسته گلایی هستن در اوج نا امیدی خدا چه کارهایی که نمیکنه اینا رو گفتم بدونی همه چی دست خداست عزیزم
منم قبل دخترم یه سقط داشتم تا یه مدت حالم بد بود ولی بازم گفتم شکر خدا هر چی خودش بخواد همون میشه

تولدش مبارک باشه پر تکرار 😍😍 چشمای قشنگش به کی رفته

هزار ماشالله خدا حفظش کنه تولدش مبارک

خانما تروخدا این آهنگ هایده اگر بلدید برام بنویسید نه تو آسمون ن رو زمینیم انگار ک خوابیم کابوس می‌بینیم روزای روشن خداحافظ کامل ترشو بنویسید هی تو مغزم میاد

عزیزم🥺تولدش مبارک باشه الهی💕

تولدت مبارم عزیز دلم

عزیزم💔 خدا دختر گلت رو برات حفظ کنه 😍

تولدش مبارک

الهی عزیزم
انشالله دیگ غم نبینی
آخرین غم تو دلت همین باشه
دخترت خوشبخت بشه
واقعا هم خیلی خوشگبه

تولدش مبارک خدا برات نگهش داره ولی اون دکتر خیلی چشمش شور بود بهت گفت حتما خوشگلن یکیشون بده من از چشمشه یکیشون فوت شد ولی بازم خداروشکر گل دخترتون آیلارو دارین ❤🌹خدا حفظش کنه

خدا دختر گل تو برات نگه داره ماشالله به چشمای زیباش 😍

اون یکی هم دختر بود؟آخر دیدیش یا نه؟؟؟

الهی چقدر سخت خدا ب لتون ارامش بده دخترتم برات حفظ کنه

مبارک
لباسش پیج داره؟؟

ای جانم تولدش مبارک💖💖💖
منم چقدر واسه اون یکی قل ناراحت شدم
خدا آیلاجان رو براتون حفظ کنه🤲

ماسالله ، تولد دختر گلت مبارک باشه ، خدا به قلبتون ارامش بده ، حق دارید

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۳ سالگی
gem gem قصد بارداری
به مناسبت تولد سه سالگی دخترم خاطره زایمانم سزارین اختیاری
سه سال پیش آخرین شبیه بود که دوتایی بودیم تا ساعت ۶ درگیر کارای بیمارستان بودم بعدم رسیدیم خونه یادم نیست شام چی پختم اما یادمه حتی شبی که فرداش قرار بود برم زایمان کنم تنها بودم و خودم شام پختم بعدش دوش گرفتم و از ذوق رفتیم تو اتاق دخترم خوابیدیم از شدت استرس گریه کردم و شوهرم دلداریم داد شوهرم خوابید اما من ساعت دو و نیم خوابیدم چهار صبح بیدار شدم رفتیم در خونه بابام مامانمو و سوار کردیم یه مسیر دو ساعته باید میرفتیم تا برسیم بیمارستان من خیلی استرس داشتم برای آخرین بار ضربان قلبشو حس میکردم با خودم گفتم امشب دیگه تک دلت نیست و بغلته دوباره وزنت نرمال میشه دیگخ تنگی نفس نداری و...
نمیدونستم مادری چه شکلیه رسیدیم بیمارستان پرستار خیلی غرزدن چرا یه ربع دیر رسیدیم اونی که سوند وصل میکرد خیلی بیشعور بود هرجا هستی خدالعنتش کنخ بهم گفت خانم زود باش ببینم خیلی تند حرف زد و استرس داد من روی ویلچر نشستم اشکام می‌ریخت شوهرم و مامانم تا لحظه آخر دلداریم دادن رفتم تو آسانسور مردی که منو سمت اتاق عمل می‌برد خیلی مهربون بود و دلداریم داد دکترم خیلی خوب و خوشرو بود رفتم تو اتاق عمل همه مهربون بودن یه خانم پرستار مهربون دید حالم بده برام اهنگ گذاشت و یه کم قرداد منم خندیدم بعدش تکنسین بیهوشی اومد خیلی باملایمت حرف می‌زد گفت ببین فک کن یه سوزن معمولی فرو رفته تو پات تا چهار بشمر تمومه و خودشم شمرد تا چهار و کمرم بی حس شد
بعدش دکترم اومد و خیلی مهربون بود اما بازم استرس داشتم
مامان آرتا😍🥰 مامان آرتا😍🥰 ۴ سالگی
سلام به روی ماهتون🌹، چه خبر ؟؟ همه چی رو به راه؟
ما که تصمیم داشتیم برای تولد آرتا بریم کاشان ولی دیروز تغییر نظر دادیم و هتل تو اصفهان گرفتیم صبح حرکت کردیم چند جایی ایستادیم ساعت ۳ بود رسیدیم  هتل آماده شدیم رفتیم کیک خریدم🎂(شیرینی فروشی خورشید) بعد از تم تولد بادکنک خریدیم پیش به سوی نقش جهان  مکان مورد علاقه من🥺 نگم براتون چه بادی یهو شروع به وزیدن کرد با عکاس هماهنگ کردیم امد چندتایی عکس گرفت ولی اون برنامه ریزی که داشتم نشد، آرتا قشنگ من۱:۲۶ دقیقه شب ۴۰۱/۲/۱۲  بدنیا امد یعنی من الان رو تخت بیمارستان با تمام نگرانی ها دراز کشیده بودم چون آرتا ۳۵ هفتگی سزارین اورژانسی شدم همیشه تاریخ ۱۱ من کلی حالم بهم میریزه استرس دارم یاد روزی که تکونای آرتا رو حس نکردم ، وقتی پزشک گفت ختم بارداری بچه ضربان قلب نداره وااای چه روز و شبی رو گذروندم🥺 آرتای من میخواست تاریخ ۱۲ اردیبهشت تو بهترین ماه سال بدنیا بیاد خدایا شکرت بابت داشتن پسرم🥰🥰
نگم چقدررررر خسته شدم امروز ولی ارزششو داشت آرتا کلی خوشحاله😍
مامان محمدحسین🧸 مامان محمدحسین🧸 ۳ سالگی
صبح زود پاشدم رفتم ازمایشگاه، برای اینکه جون داشته باشم تا شب با این بچه سروکله بزنم یه گالن قهوه درست کردم بخورم و براش کتاب بخونم 🫠بعدازظهرا هم عادت ندارم بخوابم دیگه بدون کافی سرپا نیستم... داشتم با خودم فکر میکردم من سختیای زیادی تو زندگیم کشیدم،کمترینش این بود که تو ۲۰ سالگی سرطان تیرویید گرفتم و یکسال درگیر درمان بودم و هنوزم باید شش ماه یکبار چکاب برم که دوباره عود نکنه،ازمایش امروزمم همون بود،از یه طرف تک فرزندم و خیلی غریب و تنهام و چون از بچگی تنها بزرگ شدم همین برام مشکل ساز شده و الان اگه دورم شلوغ باشه اذیت میشم ،حتی تحمل شلوغ کاریای پسرمم ندارم،از شانس منم پسرم عجیب بچه ی وابسته ایه،یعنی تو خونه مدام به من چسبیده جوری که مثلا اگه نشسته روی مبل من بیام بشینم رو زمین بدو میاد پیش من میشینه،برا یک لحظه هم تنها نمیمونه،اصلا تنهایی بازی نمیکنه،تو خونه همش به من چسبیده، یعنی از وقتی به دنیا اومد هم همین بود اگه پنج دقیقه میزاشتیمش زمین و گریه میکرد و میخواست یکی کنارش باشه ،یا مثلا یکی دوماهگیش اگه یک لحظه از جلوی چشمش دور میشدم سریع گریه میکرد،الانم همونجوره و حتی بدترم شده،جدیدا وقتی تو خونه تنهاییم میگه هیچ کاری نکن فقط پیش من باش، امروز میگه ناهار نپز بیا پیش من،بابا که اومد برو ناهار بپز😶 و من خیلی اذیت و کلافه ام، چه راهکاری دارید که کمتر به من بچسبه، از تنهایی نترسه و خودش با خودش بازی کنه؟