حالا از تجربم تو وزن گیری جنین براتون مینویسم
من با اینکه استراحت بودم و خوب میخوردم ۳۴ هفته رفتم سونوی وزن وزن جنین خیلی کم بود آیتم ها سه هفته عقب بودن و دور سر یه هفته عقب تر از بقیه آیتم ها و سونوی خون رسانی برام نوشت خونرسانی نرمال بود گفت با به متخصص که خودش معرفی کرد مشورت کنم و احتمال اینکه همون روز بستری بنویسه سزارین کنه و بچه رو ورداره زیاده
با کلی استرس رفتم پیش متخصص جنین و دویاره اون خودش سونو کرد گفت خونرسانی نرماله دو هفته وقت بدیم ببینیم وزن میکیره یا رشدش متوقف شده ولی این دو هفته رو مرتب ان اس تی میری و استراحت میکنی و حرکات جنین رو بعد صبحانه ناهار و شام‌ میشماری
یه هفتش خوب گذشت و کلا بستنی دلستر حلیم مغزیجات عدسی و اینا مرتب میخوردم و لیدی میل رو نه ایشون نه دکتر خودم تجویز نکردن و گفتن نخورم هفته دومش سرما خوردم 🫢🫢 بعد دو هفته رفتم باز سونو وزن و خونرسانی هر کودوم از آیتما جای دو هفته یه هفته اومده بودن جلو
آمپول هپارین بهم تجویز شد و برا ۳۸ هفته و دو روز وقت زایمان البته خودم سزارین خواستم و بچم ۲۳۰۰ به دنیا اومد خیلی ریزه میزه و خدارو شکر سالم
تاپینگ بعدی هم زردی بچه رو براتون میتویسم 😅

۳ پاسخ

سلام عزیزم تو یک ماهگی الان چقد شده وزنش??شیر خودت و شیرخشک باهم میدی??

شیرخشک اگ می دادین روزا اول چه مارکی بود عزیزم

و تو‌ این مدت تا زایمان مرتب ان اس تی میرفتم و روزی سه مرتبه حرکات بچه رو میشمردم

سوال های مرتبط

مامان امیرعباس مامان امیرعباس ۱۰ ماهگی
ادامه تجربه سزارین

#تجربه سزارین :

من ۳۸ هفته و ۳ روز متوجه شدم حرکات بچم کم شده
رفتم بیمارستان و ان اس تی گرفتن و گفتن انقباض ندارم و ضربان قلب بچه نرماله
با دکترم مشورت کردن گفتن برو سونوگرافی وزن بعد بیا که دکتر نظر بدن ( وزن بچه تو سونو ۳۰ هفته و ۳۶ هفته یه مقدار بالا بود )
رفتم سونو بیمارستان جاهای دیگه وقت نداشتن بیمارستان وزن بچه 4/150 تخمین زدن ولی دستگاهش+-600 گرم بود خطاش زیاد بود دکترم اعتماد نکرد و گفت شنبه برم مطبش دوباره برام سونو بنویسه جای دیگه برم
دو روز بعد دوباره یه جا دیگه سونو دادم ولی دکتره وزن بچه نزد و فقط سونو بیوفیزیکال انجام داد جوابشو بردم بیمارستان دکترم شاکی شد و گفت من برا وزن فرستادم چرا وزن نزده و... (نمیدونم منشی دکترم ثبت نکرده بود یا دکترسونو اشتباه کرد)
دکترم دوباره همون سونو بیمارستان منو فرستاد اما یه دکتر دیگه بود اونم بعد کلی بررسی وزنشو 4/100 تخمین زد
دکترم گفت خطای دستگاه زیاده نمیشه اعتماد کرد و فوری سزارین کنم بستریشو با قرص و آمپول فشار زایمان کن اگه نشد بعد سزارین کنیم
منو ساعت 2 ظهر بدون هیچ درد و انقباض یا باز شدنه دهانه رحم ، بستری کردن و بهم قرص های زیر زبونی میدادن تا دردم شروع بشه دائم ازم ان اس تی میگرفتن که یه انقباض داشته باشم و فوری بهم آمپول فشار بزنن (میگفتن تا انقباض یا درد نباشه نمیشه آمپول فشار زد)
(من برا بچه اولم آمپول فشار زدم و خیلی خوب بود ۷ زدن ۹ بچم دنیا اومد ولی برا اون از ۳ درد داشتم)
مامان لیام😍😍 مامان لیام😍😍 ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت اول
خودمو اماده کرده بودم برا زایمان طبیعی خیلیی میترسیدم اما دیگه مجبور بودم تا اینکه ۳۷ هفته رفتم دکتر که سونو انجام دادم وزن بچم ۳۷۰۰ بود دکترم گفت به احتمال زیاد بخاطر وزن بالا طبیعی نمیتونی و باید سزارین شی از اون روز دیگه فکر سزارین افتاد تو سرم و گفتم هیچ جوره زیر بار زایمان طبیعی نمیرم هفته بعدش رفتم پیش دکترم فکر کردم با این حال نامع میده برا سزارین اما گفت که نه نمیتونه اینکارو کنه رفتم زایشگاه پرسیدم که گفتن همچین چیزی نیست باید درد زایمان طبیعی بکشی اگع نتونستی میبرن سزارین یا اینکه وزن بچه بالای ۴ کیلو باشه شب و روزم استرس شده بود شوهرمم خیلی غصمو میخورد چون میدونست خیلی میترسم هرکاری هم کرد برا اینکه نامه سزارین بدن اما هرجا رفتیم ناامید برگشتیم هر هفته سونو دادم هفته ای تقریبا ۲۴۰ گرم بیشتر میشد و استرس منو شوهرم بیشتر ۳۸ هفته و چهار روز با شوهرم رفتم رایشگاه تا راضیشون کنم که بخاطر شرایط اونموقع زودتر سزارینم کنن تا برم شهرستان اما اینقد بداخلاق بودن که با گریه برگشتم خونه دیگه خانوادمم منو شوهرمو دعوا کردن که چرا اینهمه سختش میکنین
مامان محمد❤️و ایلیا🩵 مامان محمد❤️و ایلیا🩵 ۳ ماهگی
تو پست قبلی تجربه ی باردار شدم با وجود ناباروری تو بارداری قبلیم رو نوشتم ایندفعه می خوام تجربه ی خود بارداری رو بگم که بازم برای من معجزه بود
تو بارداری قبلی بخاطر طول سرویکس کوتاه ۱۸ هفته سرکلاژ شدم که بازم با وجود سرکلاژ ۳۴ هفته کیسه آبم پاره شد وزایمان کردم بعد توی این بارداریم دکترم گفت بهتره که سر کلاژ کنیم چونکه بازم با وجود سرکلاژ زود زایمان کردی منم گفتم انشاالله که لازم نباشه بعد ۷هفته بهم گفت شیاف بزن که گوش نکردم ۱۲ هفته رفتم سونو طول سرویکس ۳۶ بود که گفت خوبه ۱۵ هفته رفتم که بازم ۳۶ بود ( بخاطر چک طول سرویکس دوباره برام سونو نوشت)از هفته ی ۱۲ شیاف می ذاشتم روزی یکی بعد ۱۸ هفته رفتم طول سرویکس شده بود ۴۳😳😳 دکترم گفت عالیه چیکار می کنی گفتم هیچی حتی استراحت هم ندارم چون بچه ی کوچیک دارم بعد گفت شیاف هم نمی خواد بذاری اینم بگم که خودم چون استرس داشتم همش احساس می کردم بچه پایینه و طول سرویکسم اومده پایینو و حالم خوب نیست ولی هر دفعه می رفتم سونو می گفت خوبه بعد تا ۲۷ هفته که لک دیدم از اونجا یه شب درمیون شیاف زدم تا ۳۰ هفته که طول سرویکس ۳۸ بود که دکترم گفت خیلی هم بالاست ونیاز نیست امپول ریه بزنیم در اخر هم ۳۸ هفته برام تاریخ سزارین زد بعد چون سنگین شده بودم از ۳۶ هفته کلی پیاده روی کردم که زودتر زایمان کنم ولی اصلا انگار نه انگار😅
۳۸ که رفتم برای سزارین موقع عمل دکترم گفت بچه خیلی بالاست باید شکمتو فشار بدم که بیاد پایین در این حد بالا بود
گفتم بیام اینترو بگم شاید استرس کسی رو کم کرد چون خودم تو بارداری یکسره دنبال تجربه های بقیه بودم که ببینم کسی بوده با سابقه ی زایمان زود رس بارداری بعدیش خوب باشه که ندیدم ولی خودم خوب بودم
مامان دخترم ماهلین مامان دخترم ماهلین ۱ ماهگی
پارت سوم زایمان من

خلاصه هر روز کلی دکتر و پرستار و ماما بالا سرم می اومدن و می‌رفتن. فشارم کنترل شد... علائم خطر چی بود؟ همون چیزی که دکترا هر ساعت هزار بار ازم می‌پرسیدن.
سردرد
تاری دید
درد بالای شکم و...
جواب همه چی بود؟ نه نداشتم... حتی یه انقباض حتی یه خستگی هیچی... فقط ورم داشت اذیتم می‌کرد.
فشارم که نرمال شد دکتر منتقل کرد منو به بخش... یه آزمایش دفع پروتئین ۲۴ ساعت دیگه برام نوشت. گفت احتمالا وضعیتت نرمال شده چون هیچ علائم خطری نداری. دوباره آزمایش بده و جوابش اگه پایین اومده باشه مرخص‌‌ میشم. اینم بگم که من هفته ۲۸ آمپول ریه زده بودم. دوباره بعد از بستری شدنم زدم. قرار شد تا هفته ۳۷ بچمو نگه دارن بعد زایمان کنم.
اینم بگم که من ۳۲ هفته سونو وزن رفته بودم و وزن بچم پایین بود. ۱۶۶۸ بود. پودر لیدی میل تا اون روز می‌خوردم. وقتی تو بخش بودم یه دکتر دیگه اومد منو دید. وسط ان اس تی گرفتن یهو شکمم رو به دستاش تو مشت گرفت انگار جمع و بلند کرد. حسابی شوکه شدم. یهو گفت خانوم این فقط شکم هست بچه‌ات خیلی ریزه. سریع بیا سونو.. تو سونو معلوم شد که بچم آ یو جی اره و وزن بچم زیاد تغییر نکرده. ناراحت شده بودم

بارداری زایمان زودرس زایمان سزارین