۹ پاسخ

من درد اینا هیچی فکر آیندش رو میکنم با این وز مملکت خودت بتونی خرجی خودتو در بیاری باید کلاهتو بندازی بالا الان ما یک بچه هم داریم 🥲💔

البته اینکه دوباره دلمون بخواد باردار بشیم رو ذات خدادادیه یجوری مغزمان رو‌طراحی کرده ک دوباره بخواییم بچه دار بشیم ولی دیگه اون قسمت زندگی ما تو این گرونی و هزار مشکلات بتونیم دووم بیاریم یا نه رو دیگه انتخاب و داده دست خودمون ک بخواییم با ی مشکل راه بیاییم یا چند مشکل
خدا حفظش کنه عزیزم

سلام مامانا عزیز عکس آتلیه ای درست میکنم باهر تمی که خاستین روبیکام پیام بدین و عکس کوچولوتو بفرستین در صورت پسندیدن پولشو واریز کنین نصف قیمت گهواره ادیت میزنم شماره روبیکام

+989332935254

دلت میاد ما باید از این سادات خوردنی ها چندتا بیاریم.😍یکیش واقعا کمه🥹

منم خیلی سخت گذشت بهم مخصوصا اینکه تو شهر غریبی هستم خونه بابامم نمیتونستم برم چون مادرم کارمنده سرکار میره کسی نبود به من رسیدگی کنه همه روزای سخت رو تنهایی گذروندم ولی باز دلم پسر بچه میخواد پسرا خیلی مامانی هستن🥺🤦‍♀️

تورو خدا از بارداری حرف نزنین ،من سختی ک کشیدم محاله یادم بره حتی اگه خاطرات شمال یادم برع 🤣🤣🤣🤣

یاد کلیپه اون اقاعه افتادم که میگه بچه بشین پایین ***شر نگو 🤣🤣🤣

ی لحضه تمام زحمتا و دردات اومد جلو چشت آره😂😂

خخخخخ عزیزم..منم بارداری خیلی سخت و زایمان بدی داشتم..‌اما هرلحظه دلم میخواد بچه داربشم،😂😂

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
صبح زود طبق روال بیدار شدم روتین پوستی قهوه مرتب کردن خونه و نهار
رز بیدار شد شیر پوشک و گذاشتمش تو اطاقش برای بازی و صبحانه آماده کردم بعد خوردن صبحانه رفتم دویدم و شوهرم اونجا اومد دنبالم رفتیم تره بار یکم خرید کردیم نون گرفتم و داروهای رز و یکم آب معدنی و آب جوشیده برای رز برگشتم خونه نهار خوردیم خریدها رو جا به جا کردم نهار رز رو دادم خونه رو مرتب کردم یکساعت جلسه کاری برگزار کردم و تمام
به خودم اومدم دیدم نیم ساعته دارم به دیوار عکس ها نگاه میکنم به انگشتر بابا و مهر مامان بزرگ که قاب کردم به خاطراتم و به جاهایی که الان انگار خیلی دورن ولی روزی توشون تو اوم لحظه لبخند زدم و شده عکس! گهواره هم شده مثل خیابون ها تلفن ها دیدارها پر از استرس و به همه مردم حق میدم و دلم براشون شکسته 💔
ولی به همسرم گفتم خونه تمیزه رز مشغول بازی یه قهوه درست کن بیا بشینیم خاطرات این عکس ها رو مرور کنیم
گفت خوبی؟ اضطراب ات بالاست؟
گفتم عزیزم زندگی در سال‌های وبا هم ادامه داشته اینم میگذره ....
#رفلاکس#بارداری#نوزادی#شیر خشک
مامان تیدا مامان تیدا ۱۲ ماهگی
سلام سلام بعد از خیلی دوباره اومدم گهواره ...مامانایی که عصبی هستین حس خوبی ندارین فکر میکنید افسرده شدین سر بچه تون داد می‌زنین حتی ممکنه اونو مقصر همه ی حال بدیاتون بدونید ولی از اون طرف هم جونتون واسش می‌ره بنظرم حتما این تاپیک منو بخونید
من بعد از چندماه که حس میکردم خیلی پرخاشگر شدم و عصبی و واقعا عکس العمل های بدی داشتم در حد جنون و نسبت به گریه و نق نق بچه ام عصبی میشدم بشدت و به حال جنون انگار بهم دست میداد
خیلی تلاش کردم روی خودم کار کنم چند روز خوب میشد ولی خب باز برمیگشت تصمیم گرفتم برای اولین بار پیش روانپزشک برم
چون به این باور رسیدم که گاهی روحمون هم مریض میشه مثل جسممون
چطور وقتی معده درد داریم میریم دکتر دارو میده خوب میشیم روحمون هم گاهی اینجور میشه و نیاز به دارو داره
رفتم و بهم گفت خیلی طبیعی هست که بعد از زایمان اینجور شدی و خب دلایلی هم داشت برای من
خلاصه اینکه گفت اصلا نترس چیز حادی نیست و دو تا قرص بهم داد
من بشدت آدم حساس و استرسی هم بودم و بشدت نشخوار فکری داشتم
ولی الان سه روز میشه که دارو رو استفاده میکنم و از هر نظر حالم خوبه دیگه اصلا داد نمی‌زنم بی حوصله نیستم پر انرژی هستم خوابم عالی شده نه زیاد میخوابم نه کم
روحیه ام عالیه ....
خواستم این تجربه رو باهاتون به اشتراک بزارم شاید امیدی باشه برای یه مادر توی روزای حال بدیش...

#کودک #فرزندپروری #خواب #غذای کمکی #مشاور #زندگی #گهواره #تجریه #افسردگی #پوشک #شیرخشک #رفلاکس