زمستانِ سرد😬❄️🌬️

واقعا خداروشکر برای این برف و باران امسال حداقل استرس خشکسالی و نداریم⛈️🫧

اقا خونمون اصلا گرم نمیشه من با هودی و شلوار پشمی ام🤣 تو فکر کرسی ام والا

نمیشه تحمل کرد😣

مادرمون در حال رنگ آمیزی چون حوصله اش سر رفته😰

داره برام در مورد گذشته صحبت میکنه اینکه تو زمستون چجوری زندگی میکردن تو کوه


میگه یکی از بچهامو باردار بودم تو‌ زمستون دردم گرفته بود همه جا یخ و برف اصن هچ

راهی نبود که بیایم شهر

باید همونجا تو خونه زایمان میکردم ولی بچه با پا بود🥺

میگه مادرم و پدرم تو برف راه میرفتن دست به دعااا که زودتر زایمان کنم 😟😣

همسرم میگفت برام گریه میکرد خاهرام گریه میکردن


وای چقد سخت ولی😣☹️


میگه بد از ۱۲ساعت که داشتیم مادر بچه میمیردیم با اسب رفتن یه روستای دگ

قابله(ماما) اوردن و من تونستم زایمان کنم😕 قابله روستای خودشون نمیتونست کاری
کنه🙂‍↕️


داستانش غم انگیز بود🫠

چای گذاشتم باهم بخوریم با ویفر موزی⛈️☕️

بدشم نماز بخونم برم خونه مادرم به صرف آشِ ماش🫕🍜

تصویر
۲۰ پاسخ

قربون اون لبای قیتونی نررررگس🥲🤭🥰

زمستون زمانی قشنگ میشه ک تو با لباس پشمی کنار این خانم پر تجربه و پر داستان چای با ویفر موزززی بزنی و
بعدش بپری بری خونه مامان آش بخورین دور هم🤭🤤🤌❤

چقد نماز خوندنتو بولد میکنی تو‌اکثر پستات میگی نمازبخونم نمازمیخونم ب خدا نزدیکم و.... خب اگ دلیه و برای خداست چرا اینهمه ب بنده هاش میگی ریاکاری میکنی بنظرم

شما استرس خشکسالی نداری ما داریم

ببخشید مادرشوهرتون چند سالشونه؟

خوشبحالت اینجور مادر شوهری داری خوبه بزرگه هم مواظبش هستین چون خوب بنظر میاد

اخییی چه خوب همسرتون خیلی وابسته مادرشونه
افرین ب شما ولی من اصلا نمیتونم

والا خوب حوصله ی مادر شوهرتو داری .من ذله ام از دستش باهاتون زندگی میکنه؟

ازرنگ امیزیه منه. آره زنهای قدیم واقعابراشون سخت بود.منم اش ماش درست میکنم خیلی خوشمزست.نوش جانتون باتاخیر،⁦❤️⁩

وای چه سخت واقعا🥲

عزیزم سایشون مستدام.کرسی بزارین ما کرسی کذاشتیم خیلی خوبه پا گرم باشه

خدا برام‌همدیگه حفظتون کنه ❤️

شوفاژ خونه رو گرم نکرد چند روزی بخاری هم گزاشتیم خونه مون گرم شده خداروشکر

آخی خدا نگهدارش باشه براتون
فقط یه سوال میری خونه مادرت با مادرشوهرت میرین یا تنها؟

عزیزم مادرشوهر هم میبرید همراهمتون یا خونه میمونه

مامان بزرگ منم یه اینطور تجربه ای داره
قابله روستای خودشون هیچ کاری نتونسته بکنه تا قابله روستا کنار و میارن دیگ دیر شده بوده ففط تونسته مامان جونم و نجات بده

خدا حفظشون کنه

خدا عاقبتشو بخیر کنه

عزیزم چه روزگار سختی بوده🥺
جا داشته باشی کرسی خیلی خوبه..من پارسال گذاشته بودم..🥰
نوش جونتون💚

عزیزم واقعا خیلی سختی ها کشیدن کاش عمرشون‌ پر برکت باشه بتونیم براشون. خدمت کنیم

مادرشوهرته؟ روستا بودن قبلا

سوال های مرتبط

مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۵ سالگی
سلام مامانا، یه مشکلی که چن وقته با پسرم دارم اینه که خیلی میترسه گم بشه مثلا تو آپارتمانمون حاضر نیست تنهایی تا حیاط بره، آپارتمانمونم کلا چهارطبقه و چهار واحده ما طبقه دومیم من بهش میگم دو طبقه رو برو پایین من از بالای پله ها نگات میکنم بازم میترسه بره، بهش میگم آخه از چی میترسی تو که بلدی ما طبقه دومیم میگه میترسم یکی درو باز کنه منو بدزده، پارک بریم من همیشه نزدیک تاب و سرسره ها زیرانداز پهن میکنم و چشمم بهش هست ولی تا من نرم کنار تاب و سرسره بایستم نمیره بازی کنه مگه اینکه پسرخالش باهاش باشه، کلا تا دو ثانیه منو نبینه یهو هول میکنه و گریه میفته، البته با مهد مشکلی نداشت و اونقدر وابسته نیست ولی همیشه از گم شدن میترسه، هرچقدرم باهاش صحبت میکنم که ما حواسمون به تو هست و ما که تورو نمیذاریم بریم بازم فایده نداره، توی مهدم اگه جایی میبردنشون میگفت مامان ترسیدم خانوممونو گم کنم، از لحاظ سر و زبون و اعتماد به نفس تو صحبت کردن خوبه و اصلا خجالتی نیست و کوچیکترم که بود اینطوری نبود ولی الان چن وقته اینطوری شده و بیرون میریم حاضر نیست دو قدم از من فاصله بگیره، نمیدونم چیکار کنم که انقد نترسه، البته من خودم موافق این نیستم که بچه تنها جایی بره با این اوضاع جامعه ولی دیگه انقد که پسر من میترسه ام خوب نیست