۱۱ پاسخ

کلا اقتضای سنشونه
پسر من لجباز شده

باورنمیکنی دورهمی بودم اونجایه خانمی میگفت توخونه سوسک دیدم چه بزرگ وفلان ....یه لحظه تودلم گفتم خداروشکرتوخونه مانیس ،همون شب رودیواراتاق خواب دیدم وای😥😥
منم گاهی همینم سرم میاد

و منی که از شش ماهگی نقو نق و زر زر دخترمو داشتم تا الان ک چهارسالشع، از لجبازیو حرف گوش ندادنو شلوغ کاریاشم ک نگم

اول اینکه اقتضای سنشونه دوم اینکه احتمالا تعریفذکردی زیراون تاپیگاگفتی بچت این مدل نیست برااینکه به زبون اوردی برعکس شده براخودم پیش اومده

طبیعیه دوره رشدشونه تا الان خوب بود الان داره استقلال خودش بدست بیاره خوبه اذیت نکن خودتو
اون موقع که نیاورد لیوان بگو لیوان میخوای مدل خرگوشی راه بری بیاری یا مدل مورچه ای مطمئن باش اون موقع مغزش میره اینکه چطوری بیاره
اینم طبیعه دختر من داره الان اونم میگم

دقیقامن اینجوریم یعنی بگم چقداروم حرف گوش کنه یاچه زودخوابیدیم هفته دهن مبارکم فنامیره

عزیزم دقیقا از یکی دوماه قبل ۴سالگی شروع میشه و بختطر سنشون هست منم دقیقا همینقدر حرص میخورم

سنشون هست منم تقریباً یکماه از دستش واقعا کلافه ام میگه اب میخام میگم برو بخور میگه نمیتونم میگم بهش اینجور نشین میگه بدن خودمه
خیلی رفتاراش عجیب شده یعنی از دستش گریه میفتم قبلا خودش بازی میکرد الان فقط میگه بازی دو نفره

اصلا هیچوقت تعریف نکن 😁

خوبه دیگه عزیزم چهارسال راحت بودی دختر منکخ از اول همین بوده و هست بازم شکر

دختر منم دقیقا همینه یه مدتیه جدیدا چون بیشتر خونه ایم اینجوری شده
قشنگ دهنمو سرویس کرده

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...
مامان عسل❤️ مامان عسل❤️ ۴ سالگی
سلام مامانا خوبین
میگم چقدر زود بچه هامون ۴ساله شدن انگار همین دیروز بود گذاشتن بغلمون یادش بخیر زمان چقدر زود میگذره ادم دلش تنگ میشه
به مناسبت ۴ سالگی بیاین از خصوصیات و اخلاق و رفتارای بچه های ۴سالتون بگین

دختر من یک ماه مانده به چهار سالگی
بینهایت پرحرف بعضی وقتا لجباز بعضی وقتا حرف گوش کن
کلا درکش خیلی زیاد شده حرف ادمو قشنگ متوجه میشه و باهام همکاری میکنه
هیچ علاقه ای به بازی تنهایی و اسباب بازی نداره یدونه شال داره یه شونه صبح تا شب تو دستشه
کارتون و تی وی هم زیاد نمیبینه خودش علاقه چندانی نداره فقط میگه مامان و بابا باهام بازی کنن
شکر خدا غذا خوردنش یکم بهتر شده خودش غذاشو میخوره بیشتر وقتا
عاشق میوه هست مخصوصا انگور😅
با بچه ها بازی گروهی انجام نمیده همش دعوا و غر میزنه
جایی میریم به همه چی میخواد دست بزنه که اذیتم میکنه اینکارش
و اینکه از یکی خوشش بیاد بهش میچسبه از سرو گردنش اویزون میشه میگه کارامو باید فلانی انجام بده (مثلادستشویی رفتن ، اب و غذا دادن ..) که اینکارش هم باز خیلی معذبم میکنه هرچقدر هم بهش میگم کار زشتیه فایده نداره
موهاشو اصلاااا اجازه نمیده ببندم داستان هایی داریم سر موهاش
خلاصه که اینطوری ..