۶ پاسخ

قط ارتباط فقط

درسته زشته حرفش حالا برا شما اینجوری گفتن به پسر من اونم بچه تازه متولد شده چشماش یجور بود حالت تعجبی میگفتن معلوم بچت هیزه پسره هیز 🤣🤣🤣گفتم خدایی عموهاش باباش دایی‌اش بابابزرگاش هیزن کی هیزه برگشتن میگن فلان عموت هیزه 🤣🤣🤣کلا مردم برا هرهمه چیزی حرفی دارن زیاد حساس نشو

خاک برسرش خدا لعنتشون کنه منم دورو برم همچین آدمایی دارم متاسفانه
پسرت اونموقع چیکار میکرد؟

خاک برسرش خدا لعنتشون کنه منم دورو برم همچین آدمایی دارم متاسفانه
پسرت اونموقع چیکار میکرد؟

درسته زشته حرفش حالا برا شما اینجوری گفتن به پسر من اونم بچه تازه متولد شده چشماش یجور بود حالت تعجبی میگفتن معلوم بچت هیزه پسره هیز 🤣🤣🤣گفتم خدایی عموهاش باباش دایی‌اش بابابزرگاش هیزن کی هیزه برگشتن میگن فلان عموت هیزه 🤣🤣🤣کلا مردم برا هرهمه چیزی حرفی دارن زیاد حساس نشو

وقتی میدونه این کار چقد عصبیت میکنه و عمدی انجام میده،چیزی ام میگفتی بی تاثیر بود

سوال های مرتبط

مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
امشب رفتیم پارک جامون رو یه طوری انداختیم که روبروی سرسره باشیم و پسرم رو ببینیم اولش که شام خوردیم شلوغ بود یا من میرفتم سر میزدم یا شوهرم بعد خلوت شد فقط پسرم بود تو سرسره به بچه اومد یه عروسکم دستش بود پسره من کلا خیلی بچه ها رو دوس داره رفت سمتش برای بازی بچه هه ماشالله هاپاره بلند داد زد که نمیدم مال خودمه برو اونور میخاست قورت بده پسرمو من خیلی آتیش میگیرم کسی سر پسرم داد بزنه چون هنوز صحبت نمیکنه ونمیتونه منظورش رو بگه دیدم داره اشک میریزه میاد سمت ما بدو بدو رفتم سمت اون بچه رو سرسره داد زد که عروسکمو نمیدم بهش مال خودمو منم بهش گفتم خوب به جهنم که نمیدی بار آخرت باشه داد میزنی ها یهو مامان باباش از اونور اومدن که چکار به بچه ما داری گفتم ماشالله این بچس داره مارو قورت میده من پسرم رو آوردم اونام بچشونو بردن شوهرمم از جاش تکون نخورد بگذریم که چه دعوایی باهاش کردم چرا هر کی به پسرم چیزی میگی گریه میکنه میاد پیش من یعنی از این بچه های بی دست و پا قرار بشه که نمیتونه جلو کسی وایسه و خودش جواب بده
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......
مامان آیین مامان آیین ۲ سالگی
مامان های عزیز
ایا بچه های شما هم این کار رو انجام میدن؟؟؟
آیین تقریبا یکسال هست که میشینه تو اشپزخونه کنار من و با وسیله های خونه به به درست میکنه، قبلا نمیخورد ولی انقدر با دختر خاله هاش و مامانم😂خاله بازی کردن که یاد گرفته الکی میخوره.
غیر از این
از وقتی براش تولد گرفتیم هر چیزی که فکرش رو بکنید شبیه خامه باشه میگه کیک بعدم برای خودش تولد تولد میخونه و مثلا شمع ها رو فوت میکنه و برای خودش هورا میکشه😬
مثلا امشب بردمش حمام
برای این که بازی کنه کف حمام ریختم تو وان
نشسته بود تو وان، روی ابر حمامش رو گذاشت روی کف ها، در دوتا از شامپو ها رو هم گذاشت رو ابر(به نظرم براش حکم شمع داشتن)تولد تولد خوند و بعدم فوت کرد.
من باهاش همراهی کردم و چندین بار این کارو انجام دادیم و هورا کشیدیم.
یا وقتی داره بازی میکنه مثلا میگه رقیه بیا، رقیه نکن
(رقیه دختر خاله ش هست که با هم یک هفته تفاوت سنی دارن)
خب این خیال پردازی هست و من شنیدم تخیل بعد سه سالگی شروع میشه، حالا الان که آیین این کارو انجام میده من بهش بال و پر بدم یا جدی نگیرم؟؟؟
البته لازم به ذکره که من خودم کلا تو رویا و خیال زندگی میکنم و فکر میکنم آیین هم شبیه منه.
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامان شما هم مثل منید؟
نسبت به دخترم حس خاصی دارم حس میکنم واقعا ناز و دلربا هست
پسرم و دخترم رو به یک اندازه دوست دارما هر کدوم یه شیرینی دارن اما دخترم واقعا یچیز دیگه هست
وقتی می‌خوام کاری کنم بدو بدو میاد تا کمکم کنه خیلی با ناز حرف میزنه با سلیقه هست با آرامش کارارو انجام میده قربونش برم
کاش میتونستم یه دختر دیگه داشته باشم غیر این دوتا ..... خیلی خیلی دوست داشتم قبلا .... ولی چند ماهه با توجه به شرایطم خیلی ناراحتم که دیگه نمیتونم بذارم بچه دار شم ..... کلا از اول دوس داشتم دختر داشته باشم قبل بارداری رفتم کارشناس تغذیه و به پزشک زنان هم گفتم چیکار کنم دختر دار شم اونم یه سری دارو داد و بهم زمان هایی که رحم اماده تخمک گذاری به نفع جنس دختر هست رو می‌گفت و کارهایی که باید انجام بدم.... خدا مهربونیش رو بهم ثابت کرد و از هر دو جنس بهم داد....اونموقع هم هرکی میفهمید یه دختر یه پسر باردارم بهم می‌گفت خدا خیلی دوستت داره.... یادمه هفته دوم بارداری رفتم سونو دکترم گفت دوتا کیسه هست و دوقلوعه بهش گفتم چیکار کنم دوتاشم دختر شه خندید.....الان خداروشکر میکنم بخاطر هر دوتاشون که هر کدوم یه شیرینی خاصی دارن..... کاش باز می‌تونستم دختر دار شم خودم خواهر ندارم حس میکنم خیلی تنهام.... خاله هم ندارم مامانم و من جز همدیگه کسی رو نداریم 🥺 کاش زندگیم از این رو به اون رو شه و چندسال دیگه بتونم یه دختر بیارم ....