۱۰ پاسخ

هرچیزی وقتی داره عجله نکن
احتمالا هرکسو بیشتر میبینه باهاش رفیق تره و اونارو دیر به دیر میبینه

احتمالا می‌ترسه از شون یا بچه ای داره ک اذیتش میکنه و یا ترسش دادن و هی گفتن اذیت نکن بشین پاشو و ...

احتمالا میترسه ازشون حالا ببین دلیل ترسش چیه،غریبگی ی

ای جانم
حالا بچه ی من کلااااا به همه غریبی میکنه کلا جایی بریم کسی بیاد میشینه توبغلمون

عزیزممممم‌حیدر جوووونم‌چراااا آخه؟😍

خجالت می‌کشه ازشون باید داشت باهاش بازی کنه تا خجالتش ازشون بریزه

عزیزم می‌ترسه بنده خدا

نگران نباش دختر منم همینجوریه یعنی ی جایی میریم که تا حالا نرفته یا کسی که تا حالا ندیده رو یا دیر به دیر میبینه گریه میکنه حتی اگه یکی بیاد خونمون غوغا به پا میکنه

ببرش کلاسای مادرو کودک.واسه مهد رفتن خیلی زوده.

ببرش خانه بازی. خودت هم پیشش باش
اینجوری به شلوغی و آدم های دیگه عادت میکنه

سوال های مرتبط

مامان حنا مامان حنا ۲ سالگی
مامانا بیاین یکم درباره عادت های غذایی حنا از ۱۵ ماهگی تا الان بگم که چیشد خوب شد
من از ۱۵ ماهگی که حنا ویروس گرفت تا ۱۸ ماهگی با گوشی بهش غذا دادم خیلی خوب هم‌میخورد رفته رفته وضع بدتر شد لجباز شد یه دنده شد که نکم براتون🤨
بعداز واکسن تا سه هفته اشتهاش صفر شده بود داغون یه بار رفتم خونه مامانم اینا زدمش انقدر اعصابم داغون بود مامانم گفت گ...ه خوری اضافه میکنی دیگه نمیخواد ولش کن
رفت تو حیاط بازی کنه مامانم نون دستش گرفت خورد این بچه اومد ازش گرفت دو روز بود هیچی نخورده بود هی نون سنگک مامانم دستش بود این هی گرفت خورد مامانم برنج اورد این بچه خورد تازه اونجا من قلق بچمو فهمیدم
آقا الان نمیخوره؟؟؟به یه ورم که نمیخوره😶به تخمدانم که نمیخوره🤐
بهش میگم بیا بخور بعد برو بازی کن بچه من که حرفمو میفهمه
ناگفته نماند اشتها اورم خریده بودم به درد هیچی نمیخورد
خلاصه تا امروز که در خدمت شما هستم حنا مثل چی میخوره شوهرم میگه تین بچه سوراخ شده
چون قلقش دستم اومده صبحانه که بلند میشه سیب زمینی یا تخم مرغ یا لوبیا و عدسی با نون تیلیت شده مبدم میخوره بعدش موز بعدش آبمیوه چندتا پسته تا نهار نهارش ۶ ۷ تا قاشق غذا خوری برنج و خورشت و ۳ قاشقم ماست عصرونه یه چیز تکمیل مثل سیب زمینی و کیک مامان پز میدم میرسه شام با باباش میخوره من ساعت ۹ هم شام میدم بعدشم میگه نون بده خوراکی بده کلا در گردشه برای خوردن
حالاپیشنهاد من چیه برای شماها مثلا حنا راه میرفت دستشو میگرفتم میگفتم اینو بخور برو میخورد میرفت این روش هنوز تو مهمونی ها با منه ولی انقدر خوب شده که تو خونه خودش بدو بدو میاد برای غذا😋
از روش های بازی استفاده کنید
بخور اینو بریم هامو ببینیم
بخور اینو برو بعل بابا و........
مامان سام وحسین مامان سام وحسین ۳ سالگی
مامان الیار مامان الیار ۲ سالگی
مامانا دیروز پسرم شارژر گوشی رو پرت کرد سمت باباش ینی اگه باباش سرشو کج‌نمیکرد چشمش کور شده بود شارژر دقیقا خورد یه قیمت پشت پلک شوهرم بخیه داره از قبل خورده به اون بخیه سربازکرده و کلی خون اومده و ورم کرده شوهرم فقط از درد ناله کرد هیچی به پسرم نگفت ولی من ناخوداگاه وفتی خون رو دیدم جیغ زدم سر پسرم که ببین چیکار کردی پسرم هم خون رو که دید ترسید اومد بغلم باگریه فقط میگفت پرت کردم پرت کردم دیدم خیلی ترسیده گفتم چیزی نیس الان خوب میشه... حالا از دیروز پسرم خیلی کسله حس میکنم ناراحته یا اینکه دعوای من روی روحیش تاثیر گذاشته با صبح سرکاربودم وقتی اومدم مامانم پسرمو اورد خونه همین که درو باز کردم به روش گفت بابا خوب میشه؟
یا اینکه باباش رو نگاه میکنه اثر اون ضربه هنوز خوب نشده بغض میکنه... چیکار کنیم از سرش بیفته این ناراحتی؟!
موتور سواری خیلی دوست داره باباش میگه غروب با موتور ببریمش پارک که این موضوع یادش بره... ولی من بعید میدونم چون از صبح که باباشو ندیده بود باز تا اومد خونه ناراحت باباش بود...