بعد کلی کلنجار رفتن با خودم اومدم از تجربه زایمانم بگم.
من طبق تاریخ انتی که میشد ۳۶ هفته و ۶ روز تو حالت استراحت و دراز کش بعد از یه تکون شدید پسری کیسه آبم پاره شد.
در صورتی که من خونه مامانم اینا بودم و همسرم ماموریت با فاصله ۱۰ ساعت . و همبشه از این دو موضوع میترسیدم. و شد.
ساعت ۱۰ شب بود و با مامای همراهم که رفیق صمیمیم بود تماس گرفتم و گفت پد بزار اگه دوباره تکرار شد برو بیمارستان و تکرار شد و من سریع یه دوش گرفتم و با مامان و بابام رفتم بیمارستان خصوصی‌ . اونجا nstانجام دادن و معاینه کردن و گفتن بله کیسه آب پاره شده. و چون ۳۷ هفته کامل نیستی اگه بچه به دنیا بیاد باید بره دستگاه. و چون خصوصیه شبی ۳۰ تومن میشه و بیمه هم نمیده. منم گفتم که هایت تا ۳ شب هم بشه اوکیه مشکلی نیست ولی اونا بهم گفتن ممکن ۵ تا ۷ روز هم بشه. خلاصه با مشورت با دوستم و همسرم با رضابت خودم رفتم بیمارستان دولتی که تا قبلش میگفتم کلاهم اونجا بیفته نمیرم اون سمت.
ولی با پای خودم رفتم بدون همسرم‌. فقط گریه میکردم‌ .
ادامه در تاپیک بعد

۵ پاسخ

به سلامتی و مبارکی عزیزم 🌹

وای منم‌ میخوام برم‌خصوصی 🥲داخل رده زایمان زودرسم هستم با این اوصاف بچه چه خوب باشه چه بد میبرن دستگاه

عزیزم قدم‌نو‌رسیده مبارک🥰یعنی بچه بره nicu بیمه تکمیلی قبول نمیکنه هزینه شو؟؟

اخه ۳۶ هفته و ۶روز چه فرقی با ۳۷هفته داره؟همونه دیگه

وااای واقعا خصوصی بری اگه بچه بره دستگاه پول میگیرن 🥲من فک کردم از روی بیمه ایی که داریم مجانی حساب میشه

سوال های مرتبط

مامان هانا🍓 مامان هانا🍓 ۴ ماهگی
خانوماا من هفته پیش رفتم تو ۳۹هفته سونو دادم مایع دور جنین شده بود ۴ختم بارداری و بستری و بعد از سه روز فقط ۲سانت باز شده بود دهانه رحمم،میخواستند کیسه آبم رو پاره کنند که با دادوبیداد و گریه و دعوا اجازه ندادم چون یه خانومی ۳۷ هفته مثل من سه روز بستری شد دو سانت بیشتر باز نشد کیسه آبش رو پاره کردند دو روزهم اینجوری دردکشید بازم نمی‌بردند سزارین کنند میگفتند آنقدر باید بمونه تا دهانه رحمش باز بشه منم به خاطر همین ترسیده بودم یه دکتر یکی از فامیل ها معرفی کرد تماس گرفتم گفت مرخص شو برو خونه ۶صبح بیمارستان اقبال باش واسه سزارین منم با رضایت شخصی خودم و همسرم رفتم خونه که چشمتون روز بد نبینه شب ساعت ۹درد زایمان گرفتم و کیسه آبم پاره شد به دکتر زنگ زدم گفت خودت رو برسون بیمارستان منم الان میام راه افتادیم و نزدیک خونه ماشین خراب شد داداشم ماشین آوردجابه جا کردیم ۱۱:۱۵ رسیدیم بیمارستان وهانا ساعت۱۲:۵شب به دنیا اومد به سلامتی و خوشی دکتروتیم جراحی عالی بود رسیدگی بیمارستان هم خوب بود خدا رو شکر الان هر دو خوبیم😍
مامان .....👶.... مامان .....👶.... ۱۱ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربه زایمان طبیعی ام رو بگم با اینکه اصلا از لحاظ بدنی اماده نبودم چون قرار بود سزارین اختیاری بشم از ۸ ماهگی نظرم برگشت دکتر معاینه کرد گفت لگنت خوبه منم دیگه کم کم شروع کردم پیاده روی نیم ساعت و یکی دوهفته اخرم ورزش لگنی یه جلسم باشگاه رفتم خلاصه رفته بودم توی ۳۹ هفته هر روز ورزش لگنی پیاده روی معاینه معمولی که شدم ۱سانتو نیم بودم یه هفته از معاینه گذشت چرا من هیچ دردی ندارم همش میگفتم نکنه تا ۴۱ ۴۲ بمونه گفتم باید برم معاینه تحریکی بشم بلکه باز تر بشه برای مطب نوبت گرفتم دقیقا همون روزم کلی توخونه تمرین لگنی کردم احساس فشار به واژن و لگنم داشتم دوش ابگرم گرفتم رفتم مطب گفتم برم دستشویی قبل معاینه همین که رفتم دستشویی توی دستشویی کیسه ابم پاره شد افتضاح سریع اومدم گفتم کیسم پاره هرچی داشتن دادن که اب نریزه توی مطب دراز کشیدم روی تخت کلی معاینه کرد ۵ ۴ بار با همون کیسه اب پاره ماما بهم گفت پاشو اسکات بزن تا شوهرت بیاد دنبالت برو خونه دوش بگیر بعد بیا بیمارستان منم نگران بودم گفتم نه مستقیم میرم بیمارستان رفتم بیمارستان ساعت ۷ کم کم دردام شروع شد ماما خصوصی داشتم اومد
مامان کوهیار🫀🦣🧸 مامان کوهیار🫀🦣🧸 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دو 🪼🐚🪸

ولی من گفتم نمیرم زایشگاه میرم پیش دکتر تا اون برام سنو کنه
مامای اونجا هم من معاینه کرد یک فینگر باز بودم
دیگه با همسرم سریع رفتیم مطب دکترم ساعت ۸ شب رسیدیم وقتی داخل شدم دیدم ۱۹ نفر توی نوبت هستن سریع از مطب زدم بیرون و به همسرم گفتم من حوصلم نمیکشه اینهمه تو نوبت بمونم خلاصه با همسرم تصمیم گرفتیم که بر گردیم خونه و فردا صبح زود برم زایشگاه برای سنو
اون شب من از استرس اصلا خوابم نمی‌برد دیگه ساعت ۶ بود بلند شدم صبحانه درست کردم و خونه رو مرتب کردم و برای احتیاط ساک بچه هم با خودم بردم دیگه وقتی رسیدم زایشگاه رفتم قسمت تریاژ و گفتم که برای سنو اومدم اونم بهم گفت باید بستری بشه ۱۲ ساعت تا سنو تو انجام بدیم منم به همسرم گفتم بره خونه تا ۱۲ ساعت دیگه بیاد دنبالم
خلاصه نوبتم شد رفتم تریاژ تا برام پرونده اوکی کنه
تا سنو هامو دید و نامه مامای دیروز رو خوند گفت بخواب تا معاینه کنم معاینه کرد و گفت دو فینگر بازم گفت تو باید ۳۷ هفته میومدی برای زایمان چرا نیومدی منم گفتم دکترم گفته نیاز نیست و بهم یه برگه داد گفت برو پذیرش کارتو انجام بده منم چون همسرم نبود خودم به خیال بستری برای سنو رفتم تا پذیرش بشم که کارامو انجام داد و برگه داد بهم گفت برو بخش لیبل منم همون جا پرسیدم لیبل کجاست گفت بخش زایمان!!🫠
من همون جا از ترس یهو شوک بهم وارد شد استرس شدید گرفتم پاهام سست شده بود رفتم بخش تریاژ اون برگه رو بهشون دادم از فشار گرفت ۱۵ روی ۹ بود فشارم بالا بود دیگه من با ویلچر بردنم بخش زایمان بستری شدم همون جا به همسرم پیام دادم بره سراغ مامانم و بیاره
مامان جانان مامان جانان ۱۳ ماهگی
تجربه زایمانم😶🤍
۱۲خرداد ساعت۱۷:٠۵ جانان خانوم بدنیا اومد
۳۸هفته و ۳روز بودم که برای معاینه تحریکی رفتم کلینیک ماماهمرام تا معاینه عادی رو شروع کرد کیسه ابم پاره شد گفت نشتی داشته متوجه نشدی و معاینه تحریکی رو انجام نداد سریع فرستاد بیمارستان بستری شدم با دو سانت درد نداشتم قرص زیرزبونی گزاشتن ساعت ۱۲ ظهر دردام شروع شد کمکم شدید شد و فاصله هاش کمتر یکم بعد معاینه شدم سه سانت بودم هنوز بعدش شدت دردها زیاد شد و فشار شدیدی پایین احساس میکردم تا پنج بعدازظهر که دردهامو کشیدم بعد اومدن معاینه گفتن موقع زایمانته که اونوقت ماماهمرام رو تماس گرفتن اومد تو چند ساعت فول شده بودم و با شدت دردی که داشتم معاینم نکردن یهو با گفتنایه خودم معاینه کردن بعد هم با چند تا تلاش و زور زدن با کمک ماماهمرام و چند تا برش زایمان شد فقط مامانای گل من قبلش پیاده روی میکردم هر روز و چند روز قبل زایمان گل مغربی میزاشتم سر بچه تو لگن اومده بود و اماده بود در کل سختی خودشو داره ولی وقتی بچه تو میزارن بغلت انگار دنیارو دادن بهت انشالله قسمت همتون🥹♥
مامان آراد مامان آراد ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
جمعه من ۳۵ هفته و ۵ روز بودم ساعت ۴ صبح بود که آبریزش داشتم ولی خب چون بچه اول بود نمیفهمیدم چون روی دستمالم امتحان کردم زرد بود دیگه گفتم شاید ترشح
تا ۸ صب هر موقع دراز میکشیدم یه دفعه اب داغ خالی میشد تا اینکه ۸ صبح جمعه با مادرم تماس گرفتم گفتم شوهرمم ساعت ۷ رفته بود سرکار تا مامانم بیاد دنبالم من ساک بچه رو جمع کردم با شوهرم تماس گرفتم با مامانم رفتیم بیمارستان سوم شعبان وقتی رسیدیم خانمه چک کرد گفت نه این ترشحه خیلی زیاده به دکترم زد دکترم گفت ازش تست بگیرین و نوار قلب بچه رو چک کنین اگر کیسه اب نبود بگین فردا بیاد پیشم اگرم که کیسه آب بود بگین بره یه بیمارستان که دستگاه داشته باشه
اونم گفتن ما نداریم برین یا اکبرآبادی یا مهدیه
دیگه مامانم رفت تست رو تهیه کرد ۱ میلیون تا خانمه یکم جلدشو باز کرد دید آبم یه دفعه ریخت روی زیرانداز زیر مریض
دیگه خانمه گفت برم یکی از بیمارستان هایی که گفت منم چون قبلا اکبرآبادی رفته بودم رفتم اکبرآبادی دیگه اومدم اوژانس معاینه کردن گفتم پاره شده ان اس تی جنین رو گوش دادن بعدش هم ماسک اکسیژن و سرم وصل کردن ساعت ۱۲ هم بود که منو فرستادن ال دی ار برای زایمان