چند وقت پیش از نبات اینفلوئسر پرسیدن تا حالا سر بچت (۲۰ ماهش بود اون موقع) داد زدی گفت هیچ وقت مه بخاطر اینکه بگن مادر خوبی هستم بخاطر اینکه تحمل عذاب وجدانی که بعدش میگیرم ندارم...وقتی اینجا چند بار به خاطر شرایطم درد وددل کردم و گفتم بخاطر کم تحملیم سر بچه داد زدم تنهاش گذاشتم تو اتاق به گریش بی اعتنایی کردم مادرایی پیام دادن که ما تا خالا صدامون بالا نرفته برای بچه تا حالا باهاش بدرفتاری نکردیم قلبم گرفتم چند روز تمام قلبم و روحم و ذهنم عذاب وجدان... بمیرم برات سام به خاطر دو باری که تمها گذاشتمت تو اتاق که بغلم نیای که بتونم خونه رو تمیز کنم مگه خونه مرتب به چه دردم میخوره به چه فیمتی بمیرم برای روزایی که از شدت خواب خودم خوابت نمیبرد و داد میزدم سرت که بخواب وبه گریه هات توجهی نمیکردم برای اینکه اون موقع بازی میخواستی نه خواب... مامان من لیاقتت ندارم که روز اولی که واکسن زدی شب بیخواب شدی انقد محکم رو پام تکونت میدادم و پرخاشگر رفتار میکردم که خنده ت قطع شد و به ز‌ور خودت خوابوندی من لیاقت ندارم فقط. مامان من همیشه دوست دارم حتی تو اوج عصبانیت ب

۶ پاسخ

یه سوال
از کجا میدونی راست میگن
اونا که بلاگر هستن
تو گهواره هم ماشالله نصف خانوم ها بلاگرن و همش دنبال فخر فروشی یه بار میخوان بگن بهترین شوهر و بهترین زندگی رو دارن و بهترین مامان هستن یه بار هم میخوان بگن با استعداد ترین بچه رو دارن
اینا همش حرفه حتی اگر از ده تا یکیشون راست بگن شرایط آدما با هم فرق میکنه پس رفتارشون هم متفاوت میشه
البته اینا توجیح نیست برای داد زدن یا بی توجهی به بچه ولی اگر اتفاق افتاده حتما تو هم اذیت بودی و شرایط سختی داشتی پس ناراحت نباش

عزیزم قطعا هر آدمی اشتباه میکنه توی رفتاراش ولی اینکه بگی لیاقت ندارم دیگه نهایت بی انصافیه
اونقدری لیاقت داشتی که خدا اون طفل معصوم رو بهت سپرده
خودتو اینهمه سرزنش نکن چون اون بچه به یه مادر با روحیه نیاز داره
صرفا تلاش کن که صبرتو ببری بالا و بچه خوب و سالمی بزرگ کنی
وقت جبران زیاده غصه نخور مادر گل ❤️

هممون از این اشتباه ها زیاد داشتیم و خواهیم داشت فقط از این به بعد سعی کن مراعات کنی برای بچه .چن تا نفس عمیق بکش.از روز قبل کارهاتو برنامه ریزی به همه چی میرسی.هم ب کارای خونت هم بچه ی گلت

همه اشنباه میکنن بازم خوبه ک زود متوجه شدی اخه اون طفلکا جز ما پناهی ندارن

همه ما اشتباهاتی داریم ولی واقعا خوبه که زودتر متوجه بشیم و دیگه تکرار نکنیم
جلوی ضررو از هرجا بگیریم منفعته

عزیزم می‌دونم عذاب وجدان داری آره اینا بده ولی شما هنوز بچه اولا هست و صبر و تحملت کمه من خودم هم بچه اولم رو خیلی بی تجربه بودم و هزار تا کار اشتباه کردم هنوزم که بچه سوم رو‌خدا بهم داده اشتباهی دارم ولی به مراتب صبرم بیشتر شده خوب البته بچه هم نمیشه کلا اصلا دعوایی و تنبیه نباشه چون همون قدر که محبت میخواد به جاش برخورد اشتباهشم باید ببینه البته با زدن و محکم داد زدن نه . ولی درکل اگر کاری هم کردی برات میشه تجربه و از این به بعد با محبت و صبر بیشتر براش جبران میکنی . و همیشه قبل اینکه بزنی یا برخورد اشتباه کنی قبلش اگر چند ثانیه فکر کنی که بعدش عذاب وجدان داری یا نه دیگه بهتر رفتار میکنی

سوال های مرتبط

مامان اَبرا جون☁️ مامان اَبرا جون☁️ ۲ سالگی
امشب شبه دومی هسته که شروع کردم به گرفتن شیر 🌈💧
امروز ۳ وعده بهش شیر دادم و ساعتا ۱۲سینه هام در حال انفجار بودن که دادم هر دوتا رو خورد تا مقداری که سینه هام یکم سبک شدن
دخترم و که تو بغلم بود گذاشتم رو پام و رو پا خوابوندم و بعدش که خواب رفت گرفتمش تو بغل به این یکسال و هفت ماه فکر کردم که چقدر سریع گذشت .اولین باری که به دخترم شیر دادم تو بیمارستان اومد جلو چشمم و چه حس عجیبی بود اولین باری که شیر دادم
ناخودآگاه شروع کردم گریه کردن و دیدم دارم با دخترم حرف میزنم
میگم مامان تمام قطره قطره شیری که دادم حلالت باشه مامان .تو منو مامان کردی و حس قشنگ مادر شدن رو بهم بخشیدی .مامان معذرت می‌خوام که دارم از شیر میگیرمت چون باید کم کم جدا بشی و غذا بخوری این یک مرحله از رشدت هسته برای هر دوتا مون سخته مخصوصا برای من .تو فراموش میکنی وقتی بزرگ بشی ولی این منم که هیچ وقت فراموش نمیکنم ....
داشتم آروم گریه میکردم که همسرم صدامو شنید و گفت چرا گریه می‌کنی دلت براش میسوزه.اشکالی نداره باید این کار رو بکنی
و گرفت خوابید .
..
واقعا اون لحظه فهمیدم مادر بودن و پدر بودن چقدر باهم متفاوته وقتی من تمام جونم غم داره از جدایی شیرم از بچم شوهرم راحت حرف میزنم انکاری که کار خاصی نیست
بهشت زیر پای مادران هسته واقعا 🩵🤍
مامان لیام جان مامان لیام جان ۱ سالگی
اشک هام رو که بی وقفه میریزن پاک میکنم
و دست میزارم رو قلبم که تا به امروز این میزان از غم رو تجربه نکرده بود
هربار که میای سمتم و میگی شیر بند بند تنم پاره میشه
میگم نه
و تو ناامید میشی از من
از من که مادرتم
از من که تا به امروز به همه ی سازهات رقصیدم و از نگاه بقیه محکوم شدم به لوس بار آوردن تو
چه اهمیتی داره حرف های مردم
اینها همین آدم هایی هستن که استدلال میارن وقتی مادری به بچه ش شیر خودش رو نده یه سری از عواطف رو تجربه نمیکنه
آخ کاش میشد ضربان نامنظم قلبم
این حجم از اندوهی که رو شونه هام سنگینی می‌کنه رو نشونشون میدادم
می‌دونی مامان من دلم لک زده برای تست تنظیم دمای شیر روی دستم
دلم لک زده برای صدای خروج آب از فلاکس
دلم لک زده مامان
و دروغ چرا
برای همین وعده های خوابت رو حذف نمیکنم
میخام اون دو تا وعده رو حفظش کنم
نمی‌دونم تا کی
حداقل تا جایی که هردومون کمی کنار بیایم با این موضوع
در حال حاضر من و تو غمگین ترین مادر و پسر جهانیم مامان
مامان محیا و تودلی مامان محیا و تودلی هفته دوازدهم بارداری
تا یادم نرفته اینو بزارم برای مامان هایی که مثل دختر من بدغذا هستن و به زور چیزی رو پسند میکنن🥴 این پنیر میهن برای کودکان عالیه محیا خیلی دوستش داره صبحانه خالی میخوره، امروزم باز گردو رو به منو صبحانه اش اضافه کردم و فهمید و نخورد تف کرد 😑اصلا لب به مغزیجات نمیزنه،حالا از اینور هم مامانم بهم استرس و فشار روحی میده که آرررره تو مادر خوبی نیستی به بچه خوب نمیرسی از اون گردو و بادام بده بچه بخوره جون بگیره و فلان هزاربار گفتم دوست نداره نمیخوره برگشته میگه نههههه تو از تنبلی نمیاری بدی دست بچه😒 آخه مادر من تو مگه هر روز خونه کنی که زحمات منو ببینی؟! چطور بچه نگه داشتن منو ببینی؟! فقط بلدی از پشت تلفن حرف بارم کنی من مادر این بچه هستم هیچکس هم اندازه من به این بچه نمیرسه بخدا ولی خب چیکار کنم بدغذاست بعضی چیزا رو لب نمیزنه، میگه نههه تو بلد نیستی قلق بچه ات رو بهش بدی بخوره😑 وگرنه خوروندن اونا به بچه که کاری نداره، حالا بیا حالیش کن نه این راه درستی نیست بچه از غذا زده میشه و اینا خلاصه حوصله بحث باهاش رو ندارم میگم آره تو راست میگی حق با شماست