پارت دوم:و لباس بهم دادن لباسامو عوض کردم رو تخت دراز کشیدم معاینه کردن دیدن ۲سانتم
بعدشم منو بردن روتخت یکی از اتاقا دستگاه ان سی تی وصل کردن قرص فشارزیرزبونم گذاشتن من دردامو با تنفس گذروندم دوباره اومدن معاینه کردن فک کنم ۱۲اینا بود ۴سانت شدم
البته امپول فشارم زدن یه دوز زدن
خلاصه بیحسی اپیدورال هم گرفتم دردامو بل تنفس میگذروندم یکم ورزش میکردم باز میرفتم دستشویی
ساعت ۱۳ظهر ماما خصوصیم اومد ومن شدت درد داشتم تکنیک میداد رو همون تخت انجام میدادم بهم تند تند ابمیوه میداد میخوردم
خلاصه ۲ظهر۷سانت شدم در عرض یک ربع بعدش فول شدم ده سانت که زور میدادم مامام بهم میگفت هرموقه حس فشار داشتی زور بده خلاصه دکترم اومد زور میدادم
بدون برش نینی بدنیا اومد ساعت ده دقیقه به چهار اذان گذاشتن براش.
فقط چندتا بخیه زدن چون یه لایه نازک شده بود.
وقتی دخترمو گذاشتن تماس پوست به پوست اون حس داغی وای خیلی ارامبخش بود.

۵ پاسخ

بسلامتی💖💐
عزیرم ورزش میکردی یا کارایی که انجام میدادی قبل زایمان میشه بگی

عزیز بهت درخواست دادم

اوخی چ‌ قشنگ
بچت چند کیلو بود که بدون‌ برش شد؟

عزیزم مبارکه عزیزم

عزیزم به سلامتی مبارکه 💓💓💓💓💓

سوال های مرتبط

مامان رضا مامان رضا روزهای ابتدایی تولد
مامان دنیز🩷🌊 مامان دنیز🩷🌊 ۱۱ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۱ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۱ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان رستاوفرهان
🧸 مامان رستاوفرهان 🧸 ۷ ماهگی
((تجربه زایمان طبیعی ))
چهل هفتم کامل بود رفتم بیمارستان معاینه شدم گفت دوسانتی بستری شو و ترشح زیادی هم داشتم تا لباس هامو عوض کردم رفتم داخل اتاقم اومدن دوباره معاینه کردن گفت سه سانتی خوب داری وپیش میری و کیسه اب رو زدن دکتر گفت یه ان اس تی ازت میگیرم بعد بیا پایین از تخت تا ورزش کنی ساعت شیش و نیم بود سرم رو بهم وصل کرد یه آمپول هم زد توش و من شروع کردم به ورزش بازم یکم دردم شروع شدبرام توپ آوردن گفتم روی اینم ورزش کن خلاصه دردای خفیفی داشتم اومدن معاینه کرد گفتن چهار سانتی گفتن دردات شدیده گفتم نه هی یه چیزایی میریختن توی سرمم بهم گفتن برو روی تخت حالت سجده برو خیلی بهت کمک میکنه یک ساعت و نیم گذشت معاینه کردن هفت سانت بودم از تخت اومدم پایین احساس فشار داشتم توی معقدم و یکم درد داشتم ناخودآگاه زور زدم و سر بچه اومد پایین و دکتر رو صدا کردم وقتی دیدن سربچه رو با عجله اومدن بالاسرم برش زدن و با سه تا زور پسرم بدنیا اومد کلا دوساعت طول کشید زایمانم
فکر کنم چون با زایمان قبلیم فاصله کمی بود ۱۷ماه پیش بود زایمانم آسون بود سره دخترم ولی اذیت شدم پنج ساعت درد کشیدم ولی بعدش خونریزی کردم و معاینه ها و ماساژ ها اذیتم کرد
مامان سپهر مامان سپهر ۶ ماهگی
مامان کوثر 🎀🌸 مامان کوثر 🎀🌸 ۱ ماهگی