۲۵ پاسخ

مثال بارز بچه تونو تربیت کنین وگرنه جامعه تربیتش میکنه شده.

عزیزم بچه شما دیگه ۵ سالشه چرا باید گاز بگیره؟ اونم یه بچه دوساله رو ؟
دندونای اینا هم تیزن خدای نکرده گوشتش کنده میشد چی؟ یا هلش میداد بچه کوچیک دور از جون سرش ضربه میخورد چی؟
اگه بچه شمام دوساله بود من حق و میدادم ب شما ولی الان صدرصد حق با اون خانوم بوده چون بچه ی شما دیگه سنش به تربیت درست رسیده بعدم شما میخواستی بچه دوساله رو بزنی؟
نمیدونم منم جای اون خانوم باشم یه بچه پنج ساله رو درعوض کتک زدن و گاز گرفتن بچم میزدم یا نه با اینکه عاشق بچم ولی خب من روی سورنا دنیا رو آتیش میزنم خیلی‌ حساسم روش
سورنا هم ی سالگیش تا ی مدت بچه ها رو هل میداد ولی من ثانیه ای ولش نمی‌کردم ک‌ ب بچه های دیگ آسیب نزنه انقد آموزشش دادم تا از سرش افتاده و الان تا کسی کاریش نداشته باشه هیچوقت بچه دیگ رو‌ نمیزنه
روی بچتون خیلی کار کنید تا خدای نکرده پشیمونی ب بار نیورده قردا پس فردا میخاد بره مهدکودک و مدرسه اونجا اوضاع خیلی بدتره

بچه شما نبايد گاز ميگرفت خدايي

بچه چند ساله بود؟

اون خانم خیلی بی عقلی کرده عزیزم ولی شاید این اتفاق برعکس میفتاد شابد شماهم این واکنش نشان میدادی

بچه آت چهارسالشه باید با قصه با بازی بهش یاد می‌دادی کار اون خیلی بد بوده ولی وقتی بچه تربیت نشه جامعه تربیتش میکنه اینجا تو باشی جای دیگه چکار می‌کنی

درسته پسرت گاز گرفته ولی اون زنه خیلی بیشعور بوده که ب ی بچه سیلی زده.حداقل اونم گاز می‌گرفت ولی سیلی نه

منم بودم یه ری اکشن میومدم. اگر میدونید بچه اتون گاز میگیره نباید ولش کنید رو سر بچه ها مردم. کار اون خانم درست نبود ولی کار شما هم اشتباهه.باید قبل از اینکه اون خانم چیزی بگه شما به بچه اتون یچی میگفتید . پیش دستی میکردید

خدایی پسرت بزرگه نباید گاز بگیره دیگه یا اگ‌میدانی همچین اخلاقی داره باید خیلی مواظبش باشی نزدیک بچه ها نشه تا این عادتشو‌ترک‌ بده بچه کوچیکترم گاز گرفته گناه داشته بچه...

نباید بچتون گاز میگرفت اونم عصبی بوده حتما

بچه ک زدن نداره عزیزم ولی من بودم کاری ب بچه نداشتم ها همچین ی دونه میخوابوندم تو گوش زنه کرش میکردم تا عمر داره اون ی دونه گوشش برا همیشه از دست بده

دیگه گذشته رفته. بچت که ایشالا چیزیش نشده الان دیگه یاد گرفت که گاز گرفتن کار بدیه

عزیزم مادره دست خودش نبود اشتباه کرده زده همون فحشی که دادی بسشه

وای واقعا چه قدر وحشتناک بوده برا هر دو تا مامانا. واقعا نباید دست رو بچه بلند کرد ولی اگه یه بچه بزرگتر به بچه آدم آسیب بزنه نمیدونم چیکار باید کرد حقیقتا 🥺🥺😵‍💫 احتمالا اون مامان هم کنترلشو از دست داده یا ترسیده مخصوصا اینکه بچش کوچیک تر هم بوده اما چقدر بد که پسر شما رو زده دلم سوخت برای دو تا بچه ها

تو باید بزنی تو سر خودت با این بچه تربیت کردنت من بودم یکیم تو صورت خودت میزدم

چرا مامانه رو نزدی زنیکه بیشعور

اول اینکه بچه شما نباید گاز میگرفتی
وقتی میدونی نباید چشم ازش برداری
دوم اینکه بچه زدن نداره
اون خانم نباید بچه شما رو میزد
سوم هم دیگه همدیگرو فحش دادید بسه دیگه
زدن بچه به هر دلیلی بده
مخصوصا بچه دیگران

خب اون نباید بچتو میزد
ولی توام نزدی کارخوبی کردی

شما باید برمادر یه سیلی میزدید

اون شعور نداشته
مگه خدایی نکرده شما هم؟؟؟
بچه رو بزنی؟؟؟

اون زنه که شعورش در این حد بوده ولی من جای تو بودم حواسمو بیشتر جمع بچم میکردم

بچه اش اذیت شد ؟ ولی منم بچه امو یکی بزنه یا گاز بگیره قاطی میکنم نمی تونم خودمو کنترل کنم 🤦

بچه ی شما ۴ سالشه گاز گرفته ؟

اون مادرع هم عصبانی شد نباید البته بچه رومیزد باید فقط دعوامیکرد
این باعث میشع دیگه سورناکسی و گازنگیرع

😑😑😑😑😑

سوال های مرتبط

مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۴ سالگی
بچه ها چرا من آرامش ندارم
مدام یه دلشوره ای ته دالم هست
یا بچه ها که میخوابم صبح تا شب رو با خودم مرور میکنم تا یه چیزی بالاخره پیدا میکنم که گیر بدم به خودم عذاب وجدان بدم که مادر خوبی نیستم یا چرا فلان موقع فلان چیزو به بچه گفتی با اینکه همش با خودم درگیرم و صبوری میکنم خودخوری میکنم ولی به بچه سخت نمیگیرم
ولی خب آدمیزاد یه وقتایی هم قبرش تموم میشه ولی این حق رو به خودم نمیدم

شوهرمم مدام غر میزنه یا مثل یه بچه کوچیک مدام رسیدگی میخواد یا از بچه داری م ایراد میگیره میخ لوسشون نکن تقصیر توعه که میچسبن بهت تقصیر توعه با هم دعوا میکنن تقصیر توعه فلان بیشتر
بخدا دارم دیونه میشم تحت این فشار

خدایا چقدر بچه پشت هم سخته
دختر بزرگمم وقتی دوسال و نیکش بود خواهرش دنیا اومد بهش گفتیم از بیمارستان آجی خریدیم برات به خاطر همون فکر میکنه بچه ها رو از بیمارستان می‌خرم وقتی با خواهرش بدرفتاری میکنه باباش میگه میبرم خواهران پس میدم اینم ناراحت میشه و گریه
امروز خیلی اذیتم کرد یه کم از کوره در رفتم گریه میکنه مامان منو پس ندی بیمارستان هاااا
منم گفتم مه کلم نه عزیزم هیچ وقت پست نمیدم بعدم گفتم بیمارستان بچه ها رو پس نمیگره فقط میفروشه

میخوام به زبون بچه گونه بهش بگم که بچه ها از شکم مامانشون میان چطوری بگم ؟!؟شماها چطوری گفتید😔

خیلی ناراحتم مدام فکر میکنم واسه یکیشون کم گذاشتم
😭
مامان ماهان و میلان مامان ماهان و میلان ۵ سالگی
مامان پسری مامان پسری ۴ سالگی
مامانا یه سوال دارم لطفا اگ میتونین راهمناییم کنید

پسرم خیلی خیلی ترسوعه مثلا اگ بردمش شهر بازی یه بچه دو ساله هم بیاد بگه بازی نکن این ازش میترسه دیگه بازی نمیکنه
اگ یه بچه از خودش گوچیکتر یا بزرگتر هولش بده بزنش اصلا جرات نداره چیزی بهش بگه خیلی ساکته حتی چند تا بچه با هم بازی کنن بره بینشون بازی کنه یکیش بگه بازی نکن دیگه تکون نمیخوره
پریروز چهلم مادرشوهرم بود بردیمش با پسر عموش بازی میکرد بعد من کنار وابساده بودم متوجه نشدم یه زمی مثل این ک بهش گفته بود بشین اینم دیدم سر صندلی نشسته بود رفتم گفتم چرا بازی نمیکنی میگفت این خانم گفت بازی نکن حتی پاهاشو نمیذاشت سر زمین از ترس
نمیدونین چقد برام سخته ک دارم اینارو تایپ میکنم
اصلا ن تو خونه کتکش زدیم ن زورگویی بهش کردیم ن اذیتش کردیم نمیدونم چرا ایقد ترسوعه خسته شدم از دستش
یا مثلا باباش بهش گفت چرا یکی میزنت تو از خودت دفاع نمیکنی نمیزنیش میگه اخه اوقت پدر مادرش منو میزنن اینو برا این میگه چرا چند روز پیش نمیدونم افتاب از کدوم طرف در اومد بچه برادرمو زد زن برادرم گفت نزنش به بدیم بهش نگفت دیگه این مثل چی میترسه ک مبادا یکی بزنم پدر مادرش بزننم
حتی گاها یکی بزنش جرات ندارع بیاد به ما هم بگه گاهی حتی ببینمم کسی زدش ازش بپرسم منکر میشه میگه نه نزدم
تورو خدا اگ راهکاری دازین بهم بدین
مامان دوتا گل پسر❤️❤️ مامان دوتا گل پسر❤️❤️ ۵ سالگی
مامانا تو رو خدا بیایید خواهرانه و منطقی منو
راهنمایی کنید.
شاید از نظر خیلی ها موضوع  پیش پا افتاده باشه ولی تحملش برای من سخته
ما ۴ ماهه اومدیم توی خونه جدید اینجا بچه ها از صبح میان توی حیاط ساختمان بازی تا شب دنبال بچه منم میان که بره باهاشون بازی گاهی اوقات حتی واسه ناهار یت شامم به زور میاد توی خونه.
از طرفی بچه ها با دست فوش های بد میدن که متاسفانه پسرم منم میاد خونه میگه فلانی این کارو کرد.
چند روز پیش هم یکی از بچه ها جای خصوصی شو نشون داده بود.
امروز پسرمو صدا کردن که بره بازی من دیدم صدای بچه ها نمیاد بلافاصله پشت سرش رفتم پایین دیدم بچه ها دارن آروم صحبت میکنن پسرمو آوردم بالا و در رو قفل کردم الان که از پسرم پرسیدم چیکار میکردن گفت جای خصوصی شونو نشون میدادن.
من زیاد نمیزارم پسرم بره بیرون.
عصر همه خانما پایین بودن بهم گفتن نمیزاری پسرت بیاد بیرون منم گفتم بچه ها بی ادبن  خوشم نمیاد یاد بگیره یکیشون گفت منم بچه اولمو خوب تربیت کردم ولی سر دومی بیخیال هرکار میخواد بکنه آخرش یاد میگیره (این خانم مدیر مدرسه هم هست) یکیشون گفت بچه اوله حساسی واسه دومی خوب میشی.
ولی من ده تا بچه هم داشته باشم نمیتونم نسبت به تربیتش بی تفاوت باشم.
این مدت هم پسرمو چندتا کلاس ثبت نام کردم. عصرها هم شوهرم بره بیرون  ماهم باهاش میریم  که پسرم نخواد بره توی حیاط.
وقتایی هم که میره یا دنبالش میرم یا از بالا نگاهش میکنم.
ولی کم آوردم نمیتونیم جابه جا بشیم چون سر همین خونه کلی بدهی داریم.
دیگه نمیتونم زیاد برم از خونه بیرون با بچه کوچیک سخته برام.
خسته شدم