مامانا یه سوال دارم لطفا اگ میتونین راهمناییم کنید

پسرم خیلی خیلی ترسوعه مثلا اگ بردمش شهر بازی یه بچه دو ساله هم بیاد بگه بازی نکن این ازش میترسه دیگه بازی نمیکنه
اگ یه بچه از خودش گوچیکتر یا بزرگتر هولش بده بزنش اصلا جرات نداره چیزی بهش بگه خیلی ساکته حتی چند تا بچه با هم بازی کنن بره بینشون بازی کنه یکیش بگه بازی نکن دیگه تکون نمیخوره
پریروز چهلم مادرشوهرم بود بردیمش با پسر عموش بازی میکرد بعد من کنار وابساده بودم متوجه نشدم یه زمی مثل این ک بهش گفته بود بشین اینم دیدم سر صندلی نشسته بود رفتم گفتم چرا بازی نمیکنی میگفت این خانم گفت بازی نکن حتی پاهاشو نمیذاشت سر زمین از ترس
نمیدونین چقد برام سخته ک دارم اینارو تایپ میکنم
اصلا ن تو خونه کتکش زدیم ن زورگویی بهش کردیم ن اذیتش کردیم نمیدونم چرا ایقد ترسوعه خسته شدم از دستش
یا مثلا باباش بهش گفت چرا یکی میزنت تو از خودت دفاع نمیکنی نمیزنیش میگه اخه اوقت پدر مادرش منو میزنن اینو برا این میگه چرا چند روز پیش نمیدونم افتاب از کدوم طرف در اومد بچه برادرمو زد زن برادرم گفت نزنش به بدیم بهش نگفت دیگه این مثل چی میترسه ک مبادا یکی بزنم پدر مادرش بزننم
حتی گاها یکی بزنش جرات ندارع بیاد به ما هم بگه گاهی حتی ببینمم کسی زدش ازش بپرسم منکر میشه میگه نه نزدم
تورو خدا اگ راهکاری دازین بهم بدین

۶ پاسخ

بچه خاهرشوهرم اینقدر جیغ میزنه بچه من اومده کنار من آروم نشسته میگم چی شده میگ میترسم این حیغ میزنه😣 منم خیلی حرص میخورم ولی دیگ چاره ایی نیست باید بهشون بگیم تا یاد بگیرن

نترس یادمیگیره .پسر من به شدت اروم و منعطف بود ازوقتی که بیشتر با بزرگتر سنش وقت گذرونده ،کتک زدن یادگرفته و پرخاشگر شده خیلی نگرانشم اصلا این مدلی نبود ،همش منو بغل میکرد ماچ بوس و دوست دارم میگفت ،دائما دوست داشت رضایت منو جلب کنه اما ۶ماهی هستش که خیلی عوض شده و منم ناراحتم

پسر من وقتی بچه برادرم بیاد نمیره باهاش بازی کنه چون اون دو سالش ازش بزرگتره داد میکشه
ولی خب اون خیلی هواشو داره

میگم این همه تنها میمونه باید بال دربیاره برای بازی کردن با اون
ولی همش میگه کاش بره پاشم تنهایی بازی کنم

البته حق هم داره منم نمیتونم باهاش بازی کنم از بس پرخاشگره

ولی مسئله اینه با هیچ بچه ای دوست نمیشه و نمیخواد دوست بشه

یه مقداری از خجالت و ترسویی وراثتی هست

کم کم یاد میگیره ناراحت نباشید اتفاقا والدین اون بچه ها که زدن بلدن بیشتر باید نگران باشن

ای جانم عزیزم مهربون من
تو خونه باید گاهی نه بشنوه
رو اعتماد به نفسش بابد کار کنید
پسر منم هیچ کس رو نمیزنه و من واقعا از اینکه خشونت نداره دوست دارم ولی گاهی باید یاد بگیرن حداقل گاهی از خودشون دفاع کنن
اونم به مرور زمان که تو بچه ها باشه تو اجتماع باشه مهد کودک بره خودش درست میشه
اینکه مثلا بگیم چون اون تو رو زد تو هم بزن به نظرم درست نیست
ولی دفاع کردن رو باید یاد بگیره
ناراحت نباشید اینکه بچه ای هست که خشونت بلد نیست اشکالی نداره ولی باید یاد بگیره از حق خودش دفاع کنه شما زیاد حساسیت به خرج ندید چون ممکنه با حرفاتون اعتماد به نفسش رو بگیرید تو مهد کودک های خوب بچه ها تو بازی یاد میگیرن که چطور مودبانه از حقشون دفاع کنن

سوال های مرتبط

مامان نوهان🩵 نیل🩷 مامان نوهان🩵 نیل🩷 ۴ سالگی
سلام مادرا.....
یه موضوعی خیلی نگران و ناراحتم کرده
پسرم ۴ونیم سالش دخترم ۲ونیم.
ما با پدرشوهرم اینا همسایه هستیم یه پسر ۱۱ساله داره خیلی شکمو هست خیلی پرخوری میکنه هرروز میاد خونه ما با پسرم بازی میکنه پسرمم خیلی بهش وابسته اس . از بیشتر رفتاراش خوشم نمیاد و همیشه نگرانم که پسرم ازش رفتارای بدش رو تقلید کنه.
منو همسرم صبحها میریم سرکار من صبح برا بچه هام صبحونه میوه گاهی خوراکی میزارم که بیدار بشن بخورن .بعد پسر برادرشوهرم گاهی شیف ظهر هست مدرسه اش صبح که ما نیستیم میاد خوراکیشون میخوره به پسرم میگه به مامانت اینا نگو من ازشون خوردم مثلا امروز ۴تا پیراشکی برا بچه هام گذاشتم اومده دوتاشون خورده یکی به پسرم داده یکی به دخترم . امشب خودش از دهنش پرید گفت خاله اونا چی بود صبح درست کردی من ازشون خوردم دوتا. حالا من ظهر از سرکار برگشتم پسرم گفت مامان باز برام درست کن گفتم مگه دوتاش نخوردی گفت چرا خوردم گفتم تو آبجی باهم خوردین گفت آره.
حالا بنظرتون من چکار کنم
به پسرم میگه اگه به مامانت اینا بگی باهات بازی نمیکنم نمیام خونتون یا فلان اسباب بازی میخرم بهت نمیدم .
خیلی عصبیم کرد بهش گفتم حق نداری صبح ما نیستیم بیایی
مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه
مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۵ سالگی