۲ پاسخ

کدوم بیمارستان گلم که سز اختیاری کردن شخصی بود؟
من شخصی بودم سوند رو تو بیحسی برام زدن وماساژو هم همنطور والبته تو ریکاوری فقط ۱۰دقیقه موندم

من هردوشون کامل بیهوش بودم ولی سر دختر اولیم بیشتر میخوابیدم سردوشی زودتر بیدار شدم انگار بیهوشی ش سبک زده بودن

سوال های مرتبط

مامان ریحانه مامان ریحانه ۲ ماهگی
پارت اخر

راستی من پمپ‌ درد هم گرفتم ک خیلی خیلی خوب بود
تو ریکاوری بهوش ک اومدم بخاطر پمپ دردی داشتم واقعا هیچ درد حس نمیکردم فقط خوابم میومد ک پرستارا هم هی سوال میکردن ازم ک نخوابم دخترم رو آوردن گذاشتن رو سینم که بهترین حس دنیا بود😍
شیر دادن بهش و بردنش لباس تنش کردن منم ماساژ رحمی دادن که بازم دردش قابل تحمل بود
بعدش جابه جا کردن بردن بخش خانوادم اومدن دیدنم
ساعت ۲ بود من زایمان کردم ۶ رفتم بخش
ساعت ۲ شب اومدن سوند کشیدن گفتن مایعات بخور و ساعت ۳ اومدن بلندم کنن
که من خودم بلند شدم البته آروم آروم ک نیم ساعت طول کشید بعدش ک بلند شدم رو‌پام اصلا درد نداشت
واقعا پمپ درد عالی بود
رفتم خودمو شستم یکم تو راهرو راه رفتم
و‌اومدم ب دخترم شیر دادم
خلاصه زایمان خیلی خوبی داشتم بارم برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم دکترمم عالی بود
هیچ هزینه ای بابت سزارین اختیاری نگرفت حتی کاری کرد که بیمارستان خصوصی بیمه منو قبول کنه
الانم ۶ روزه زایمان کردم درد ندارم خونریزیم‌کمه
فقط بکم بخیه ها اذیتم میکنه ک طبیعه
سوالی داشتید در خدمتم؟
مامان هایلین مامان هایلین ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت 3
بعد از تموم شدن عمل منو بردن ریکاوری نمیدونم چرا میلرزیدم انگار از هیجان بود از ی طرفم سردم شده بود پرستار اومد یه لوله گذاشت زیر پتوم که گرما میداد و بهترشدم یکی دو ساعتی تو ریکاوری بودم که بعدش ک اومدن ببرنم بخش پرستار اومد و ماساژ رحمی داد که اصلا درد نداشتم چون هنوز بی حس بودم اصلا از ماساژ رحمی نترسین واقعا هیچی نبود راستی اینم بگم ک من پمپ درد هم گرفتم اولش نمیخواستم بگیرم ولی دکتر پیشنهاد داد ک بگیری بهتره منم پمپ درد گرفتم اما با وجود پمپ درد هم ی کوچولو درد داشتم ک قابل تحمل بود حالا نمیدونم اگر پمپ درد نمیگرفتم دیگ چه حد دردی داشتم.بعد از ماساژ رحمی منو بردن بخش و دخترمم اوردن پیشم دیگ اون لحظه هیچی از خدا نمیخواستم چون خدا بزرگ ترین نعمتشو بهم داد و من فقط دعای روی لبم اینه ک خدا ب همه چشم انتظارا این لحظه رو هدیه کنه و توی اتاق عملم این دعارو کردم.اینم از تجربه ی من از زایمان سزارین ک کاملا راضی بودم و تا اینجا راضی هستم اگر سوالی دارین درخدمتم شاید نکته هایی باشه ک من جا انداخته باشم بپرس ازم
مامان فرشته ها🥹😍 مامان فرشته ها🥹😍 ۱ ماهگی
اماده شدم و منو. بردن ا تاق عمل ک بی حسی بزنن ب کمرم اینجا خیلی درد کشیدم انگار دوسه تا امپول زد دوسه جا از نخام از بالا تا پایین منم ک گریه میکردم و نمیشد حرکت کنم اخه خطر داشت. ولی از وقتی رفتم ناراحت برا پسر کوچیکم بودم ک بهونه گیری کرد بود ک مامانم بیاد و ... فقط گریه میکردم و اروم نمیشدم😥 بی حسی رو زدن و دراز کشیدم امادم کردن و شکممو برش زدن ی نیم ساعت طول کشید. استفراغ میکردم و حالم بهم میخورد تا بچه رو در اوردن گفتن امپول بزنیم ک بخابی گفتم دخترمو ببینم اول دخترمو ک دیدم. دردام فراموش کردم🥹🥹
گفتن میخابی گفتم نه خوبم تحمل میکنم ی نیم ساعت طول کشید. دوباره تا عملمو جمع کردن و رفتم ریکاوری دوساعت طول کشید تا پاهامو تکون دادم و موقعی ک خاستن بیارنم برا بخش ماساژ رحم انجام داد ک قابل تحمل بود و درد زیادی نداشت اومدم بخش ساعت ۱۲ظهر گفتن تا ۷شب هیچی نخور ۱۲شب هم میتونی بلند شی تازه من ۱۲بلند شدم لباسا خودم و نی نی رو عوض کردم یکم اب میوه و کیک و نسکافه و ... خوردم الانم دخترم هر لحظه شیر میخاد بغلیم شده🥹🥹 ولی ب نظر خودم ک خیلی راحت بود نصبت ب سز قبلیهام ادامشو میزارم😀😀
مامان شهریار مامان شهریار ۱۲ ماهگی
پارت دوم
دکترم حرف زدم و عکس گرفتیم و دکتر بیهوشی با ماسک اکسیژن منو بیهوش کرد
هیچیی نفهمیدم تا تو ریکاوری بیدارشدم
وقتی بهوش اومدم یکم هذیون میگفتم و درد داشتم ولی پمپ دردی ک گرفتم سریع دردمو اوکی کرد،تو ریکاوری چندباری از حال بچمم پرسیدم ،فقط نگران اون بودم قربونش برم
دیدم سوند هم برام تو بیهوشی زده بودن
ی چند دقیقه ای ریکاوری بودم و اوردنم توی اتاق خودم،کاملا هوشیار و اوکی بودم
ک دیگ مامانم و همسرم اومدن پیشم و چند دقیقه بعدش بچمو اوردن
وااای نگم از لحظه ی دیدار،بهترین حس دنیاست
کپی خودم بود با یکم ته چهره همسرم🥲🤗
همه چی تو بیمارستان اوکی بود برام،دردم در حد درد پریودی حتی خفیف تر،همش بخاطر پمپ درد بود
واااقعا اونی ک پمپ دردو اختراع کرد رو باید دست و پاهاش رو بوسید
از ماساژ شکمی بگم ک دوبار تو هوشیاری انجام دادن،اون واقعا درد داره ولی کلا پنج دقیقه هم نمیشه و زود تموم میشه و قابل تحمله
من تنها مشکلی ک داشتم اسپاس بود،گرفتگی بعد از عمل
ک دردش افتاده بود تو قفسه ی سینم و پشت کتف هام
از درد اون جیغم در اومده بود ک اومدن سرم و سوزن شل کننده عضلات زدن برام ک سریع خوب شدم
مامان دیار 👦🏻و نیان 👧🏻 مامان دیار 👦🏻و نیان 👧🏻 ۵ ماهگی
پارت هشتم

بعد از ماساژ رحمی بردنم ریکاوری
گریه میکردم فقط! درد داشتم خیلی!
تو ریکاوری بخاری اوردن که گرم باشم لرز نکنم!
ولی من دوس داشتم‌زودتر برم دخترمو ببینم!
حال خوبی نداشتم کلا
هرچی هم دکمه پمپ درد رو میزدم انگار اثر نمیکرد!
فک کنم حدود ۴۰ دقیقه ای تو‌ ریکاوری بودم
خانوادم بیرون نگران بودن
صدای مادرشوهرمو میشنیدم میگفت حالش خوبه؟(انگار چون‌طول کشیده بود نگران شده بود)
گفتن اره الان میاریمش
اومدن منو بردن سمت خروجی
در باز شد شوهرم و مامانم و مادرشوهرم اومدن‌دورم
گفتن نمیدونی چه دختر نازی بدنیا آوردی!
من ولی گریه میکردم فقط! حالم خوب نبود!
بهشون گفتن برید بیرون الان میاریمش!
در بسته شد گفتن باید ماساژ بدیم
گفتم تورو قران نه! تحمل ندارم!
گفتن اگر نکنیم باید همینجا بمونی!
ولی خدا پدرشو بیامرزه یه ماساژ خیلی خیلی کم‌در حد رفع تکلیف داد منم یکم اه و ناله کردم و تموم شد
از ریکاوری درومدم
بردنم سمت اتاقم
منو جابجا کردن رو تختم
دخترمو اوردن دیدمش
مثل فرشته ها بود
آروم آروم بود
مامان الآرا مامان الآرا ۹ ماهگی