۱۰ پاسخ

❤❤❤چقدر مهربونی

خدا بهت ببخشه گلم

من وقتی باردار شدم دنیا رو سرم خراب شد خیلی ناراحت شدم چون فعلا ب فکر بچه نبودم ب فکر لذت بردن و تفریح و خوش گذرونی بودم هزار مدل کار انجام دادم ک سقط بشه حتی دنبال قرص و شیافم رفتم ولی خواست خدا بود ک بمونه وقتی بعد خوردن اونهمه زعفرون و بلند کردن چیزای سنگین و خوردن اسفند و .......ب خونریزی افتادم رفتم سونو وقتی دکتر گفت سالمه و صدای قلبشو ک شنیدم دنیا رو سرم خراب شد همونجا زدم زیر گریه و ب گوه خوردن غلط کردن افتادم الان پسرم همه ی زندگیمه ی ثانیه هم ازش جدا نمیشم خدا ی جوری بهمو نشوند سر جام ک پسرم شبیه خودمه ک تا جووون دارم شکرگذارش باشم

پسرم منم همسن بجه شماس امروز فهمیدم دوباره باردارم🥺

عزیزم علائم بارداری چی بود

من این هفته میخام برم آنتی نمیدونی چقدرذوق دارم 🥹🥹🥹

انشالله ب سلامتی دنیا بیاد

۱۴۰۴/۱۲/۱

ی سوال ک برام پیش اومده اینک من تورو نمیشناسم
دیدم بارداری خواستم فالوت کنم
دیدم بلاکم کردی 🫤🫤
مثلا ب چ دلیل ؟

خدا حفظش کنه انشاالله سالم و سلامت بغل بگیریش

سوال های مرتبط

مامان 🥑 نیلا 🥑 مامان 🥑 نیلا 🥑 ۲ سالگی
مامان 🌸شکوفه بهاری🌸 مامان 🌸شکوفه بهاری🌸 ۲ سالگی
#استقلال کودک
# اضطراب جوابی
#اتاق کودک
# تخت کنار مادر



فردا ۲۷ فروردین۱۴۰۵ هست که درست میشی ۲۳ ماهه.
فردا یک هفته ست که دیگه تو تخت کنار مادر نمیخوابی و آوردمت تو اتاقت، ۲۳ ماه تو مهمون اتاق مامان بابا بودی و حالا یه هفته ست که مامان مهمون اتاق تو شده.
الان که خوابیدی دارم تخت کنار مادر رو جمع میکنم، یاد موقعی افتادم که این تخت چقدررر برات بزرگ بود تو چقدر کوچولو بودی، بغضم گرفته و بی صدا گریه میکنم، خیلی احمقانه است این احساس. فکر می‌کنم به اندازه کافی بغلت نکردم، چقدر زمان داره زود میگذره، به طرز بی رحمانه ای زود میگذره.
چطوری مادرا میگن بین بچه هاشون فرق نمیذارن؟؟ من الان که فکر می‌کنم می‌بینم نمیتونم بچه دومم رو به اندازه تو دوست داشته باشم.
تو همون فسقلی ای هستی که وقتی فهمیدم پسری، گفتم حالا باید چیکار کنم؟ من پسرارو بلد نیستم، نه نازی نه غمزه ای نه دلبری ای، هیچی بلد نیستن. اما الان همه ناز و ادا و دلبریاتو دیدم ، دیدم که چطور یه پسرکوچولو میتونه قلب مامانش باشه، تو همه دنیای منی، من همه تلاشم رو می‌کنم تا وقتی بزرگ بشی ازت محافظت کنم، بهت یاد بدم چطوری از خودت مراقبت کنی، چطوری عشق بورزی، چطوری مهربونی کنی. یادته وقتی بدنیا اومدی دستای کوچولوت رو گرفتم و گفتم مامان تو دست خدایی، به همه کمک کن. تو قلب مهربون و بزرگی داری. من همیشه دوست دارم، مستقل بودن بخش مهمی از زندگی هر آدمیه، تو اولین قدمات رو خیلی خوب برداشتی، باید حسابی به خودت افتخار کنی پسر کوچولوی من❤️
پ.ن: دیشب تا ۴صبح نخوابیدی و گفتی پیشت بخوابم، اومدم محکم بغلت کردم یه کوه قند تو دلم آب شد. مسخره بازی درمی‌درمیاوردی و بلند میخندیدی، منم تو دلم کلی خندیدم و کیف کردم. ❤️