۴ پاسخ

وای وای وای وای دختر من اصلا حرف نمی‌زنه

نه دوست میشه نه با کسی حرف میزنه

دلم‌میخواد فقط بمیریم راحت بشم

پسر من پررووووو

من خودم مثل شما حساس و زودرنجم 😢😢😢

پسر من دقیقا مثل دخترا زودرنج و احساساتیه و فوری گریه میکنه🤦‍♀️

سوال های مرتبط

مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
هروقت بچه خواهر شوهرم میاد خونه ما من از حرص تا مرز جنون میرم و دیونه میشم
از دختر من چند ماهی بزرگتره
ولی اندازه یه زن ۵۰ ساله زرنگ و مارموزه،یه سره در گوش دختر من دو پچ می‌کنه و به دخترم یاد میده حرف من و گوش نده خونه رو بهم بریزن وسایل و خراب کنن یا به دختر من میگه فلان وسیله رو باید بدی به من اینا رو آروم و با سیاست در گوش دخترم میگه و اون وقتی میگه نه تهدید می‌کنه که باهات بازی نمی‌کنم خونمون رات نمیدم قهر میکنم باهات دختر منم از ترسش همه حرفاش و قبول می‌کنه
یا خوراکی میبرم براشون برمیداره خودش یکیش و زیاد می‌کنه یکیش و کم در گوش دخترم میگه زیاده برای کنه کمه برای تو اونم از ترس همین تهدید ها قبول می‌کنه
منم از درد اینکه مهمونه و چیزی بگم میره به مامانش میگه و از اونجایی که مامانش از خودش صد مرتبه بدتره
هیچی نمیگم بهشون
تروخدا شما بگید من چیکار کنم
خیلیییی عصبی میشم از دست مارموز بازی های یه الف بچه و باج دادن های دختر من
فرزند پروری #
#پوشک
#تربیت
مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟
مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی
مامان مانلی مامان مانلی ۶ سالگی
سلام مامانا میشه لطفا راهنماییم کنید
من خواهر بزرگم مریض هست عمل مغز انجام داده و‌ ناتوانی داره یه پسر ۷ ساله هم داره بخاطر همین کلا با پدر و مادرم زندگی میکنن هر دوشون ، منم خودم یه شهر دیگه زندگی میکنم اومدم خونه بابام اینا که کارهای دندون درست کردن دخترم و چکاب هتی سالیانه چشمش و ... رو انجام بدم بخطر همین یکم موندنم طولانی شد این پسر خواهرم خیلی دروغ میگه و بی تربیت هست و روی دخترم هم تاثیر گذاشته حالا جدای از اون امشب یه چیزی فهمیدم که خیلی اعصابم بهم ریخت ، دخترم شلوارشو کشیده پایین و پسر خالش خصوصیش رو‌دیده و حتی دخترم بهم گفت آرو دست گذاشت روش خیلی عصبیم با اینکه آنقدر مواظبشون بودم وقت بازی کردن و... و لحظه ای هم تنهامون نزاشتم با هم توی یه لحظه آخر این اتفاق افتاده حالا مثل خر به گل موندم که چرا اینجوری شد و اینکه حالا باید چیکار کنم و چه واکنشی داشته باشم، و اینکه چون این بچه خواهرمو مامان و بابام بزرگ کردن و خرج و مخارجش و همه کارهاش رو اینا میکنن روش حساسن ،ولی خیلی بد بار اومده اصلا موندم بخدا روح و روانم بهم ریخته بخدا بخاطر اینکه این با بابام اینا زندگی میکنه من بخطر دخترم حدود ۱۰ ماه اصلا پا خونه بابام اینا نزاشتم بد جونوریه کثافت حالا چیکار کنم 😥