بخاطر شرایط خیلی حرف زدم و سرمو تکون دادم درصورتیکه نباید این کارو میکردم که بعداً باعث گردن درد و سر درد شدید شد
ممنون میومد ملاقات ولی بچه نبود بدترین شرایط بود
یبار آوردن شیر بدم ولی سینه مو نگرفت و کلا ناله میکرد گفتن باز بره زیر اکسیژن

بعد چند ساعت آوردن دیگه مهمون ها هم دیدنش

من پمپ درد داشتم ولی تقریبا دوساعت بدون پمپ درد موندم هیچ فرقی با وقتی پمپ درد داشتم نبود 🙄 پرسنل هم خیلی مهربون بودن همش سر میزدن
ماساژ شکمی هم موقع بی‌حسی دادن ولی خیلی خون رفت ازم طوری که مامانم حالش بد شد ولی من چیزی متوجه نمی‌شدم
خودشون پوشک برام عوض می‌کردن
بعد چند ساعت سوند درآوردن و آبمیوه اینا خوردم گفتن راه برو 🥲خیلی دردناک بود بنظرم چون پمپ دردم دوزش برای من کم بود شاید🤷🏻‍♀️
ولی خیلی اذیت شدم 🥲 مشکل دیگه این بود که من بعد بی‌حسی خیلی نفخ کردم
فرداش هم گفتن باید دستشویی کنی ولی دکترم گفت با معده هم اوکیه 😁😑 متخصص نوزادان هم نینی و شیرمو نگاه کرد شنوایی سنجی هم انجام شد و مرخص شدیم
تا دو روز هم تو خونه توالت فرنگی استفاده کردم
گردن درد شدید هم داشتم که آمپول عضله شل کن اینا زدم خوب شدم

در کل من راضی بودم از زایمانم فقط وقتی نینی دیر آوردن برام سخت بود

۲ پاسخ

من بااینکه پمپ درد نداشتم و دکترم برام مسکن نوشته بود فقط اصلا هیچ دردی نداشتم و کلا یه حسی شبیه پریودی تو شکمم میپیچید و رد میشد ، ولی درد نداشتم

عزیزم بیمارستان خصوصی بودین؟؟

سوال های مرتبط

مامان آیماه مامان آیماه روزهای ابتدایی تولد
مامان نخودچه مامان نخودچه روزهای ابتدایی تولد
مامان فندق مامان فندق ۳ ماهگی
روزای بعدش درد داشتم و مامانم می‌گفت ببین درد اصلی چی بود که پمپ درد نزاشت بفهمی . خلاصه من اصلا دکمه پمپ دردم و تند تند نزدن تا فردا نزدیکای صبح برام موندش و عالی شد

شب ساعت ۸ اینا بود که گفتن مایعات شروع کن گفتم نسکافه بخورم گفتن نه با آبمیوه و چای کمرنگ شروع کن که همین کارو کردم و بعدش یدونه نسکافه خوردم بعد شام آوردن و گفتن شامتو بخور بعدش راه برو
شامو خوردم و آروم با کمک و همسرم و مامانم پاشدم تا راه برم انصافا هم درد داشت هم که میخواستم راه برم سرم گیج میرفت . دو بار نتونستم و نشستم دفعه سوم به خودم انرژی دادم و پاشدم دردش یکم بد بود ولی همین که پنج دقیقه دردناک راه رفتم دردش قابل تحمل تر شد برام و یه بیست دقیقه ای راه رفتم . راستی سوند رو هم قبل شامم اومدن در آوردن و یکم سوزش داشت فقط. یچیز هم بگم من خودم نمی‌دونستم از عمل که میای شلوار پات نمیکنن و زیر انداز میندازن زیرت و هی میان عوضش میکنن
ولی قبل شام که سوند در میارن پد میزارن با شورت یکبار مصرف و شلوار. تنت میکنن
مامان نینی 🩵 مامان نینی 🩵 ۵ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۷
دیگه پرستارم یه چند ثانیه بچه رو چسبوند به صورتم و بچه رو برد تقریباً میشه گفت ساعت ۲ اینطورا وارد اتاق عمل شدم تا ساعت دو و نیم بچه به دنیا اومد و ۲:۴۵ ۳ از اتاق عمل بیرون اومدم و منو ببخش انتقال دادن و حدود یک ساعت و نیم بعد هم بچه رو آوردن ساعت ۴:۳۰ بچه را آوردن و همسرم هم بچه رو دید و یه حدود یه ساعت بعد هم رفت بعد دیگه پرستار اومد و توضیحات شیردهی و اینا رو داد و گفت که نباید سرمو تکون بدم و خیلی حرف بزنم منم خیلی سرمو تکون ندادم و فقط برای شیر دادن بچه بودش که یه مقدار سرمو جابجا می‌کردم آها راستی یادم رفت بگم توی اتاق عمل وسط عمل یه لحظه خیلی شدید حالت تهوع پیدا کردم ولی بالا نیاوردم ولی به محض اینکه بخش اومدم دوباره حالم بد شد و این بار بالا آوردم من نمی‌دونستم که باید تو اتاق عمل بگم پمپ درد می‌خوام و فکر می‌کردم باید قبلش بگم برای همین پمپ درد نگرفته بودم و بعدش که بی‌حسیم از بین رفت خیلی درد داشتم با وجود اینکه هم بهم مخدر زده بودن هم شیاف گذاشته بودن و هر چقدر می‌گفتم که مسکن بیشتری بزنید می‌گفتن نمی‌شه
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۶ ماهگی
زایمان سزارین
.
اصلا نمیدونم چقد تو ریکاوری بودم ۲۰ دیقه یا شاید نیم ساعت اصلا فکر نکنم بیشتر طول کشیده باشه.
بعدم از بخش اومدن دنبالم فشار و ضربان قلبمو گرفتن و شکممو فشار دادن ،
بچها اولین بار که فشار دادن درد داشتم ولی هم شدتش کمتر بود هم تایمش کمتر بود و حالت یه درد یه لحظه و تموم شد اما وقتی داشتن میبردنم مثل پریودی درد داشتم تا به بخش رسیدیم
اومدن لباس و زیرمو عوض کنن بیحس بودم نمیتونستم تکون بخورم ولی درد پریودی داشتم اینم بگم که حتما حتما پمپ درد رو بگیرید من با اینکه پمپ درد داشتم ولی همچنان اذیت بودم البته نترسیدا خیلی کم بود من توقع داشتم هیچ دردی نباشه.
تا اینجا رو راضی بودم عملم خوب بود خداروشکر همچیز اوکی بود ولی داستان از اینجا شروع شد😁
دردام بیشتر میشد تا دوباره اومد لباسمو زد بالا و نگاه کرد گفت باید فشار بدم یا علی که نمیدونی چه دردی داشت لامصب یلحظه حس کردم روح از تنم جدا شد،،ولی بچها به خود خدا قسم که تحملشو دارید یعنی خدا یه تحملی کیده به آدم که بعدش که فکر میکنی میگی من😳 من انقدر محکم بودمو نمیدونستم......
بعد فشار دوم معذرت میخوام یه عالمه لخته ازم خارج شد و دردی که از قبل داشتم بهتر شد ولی همچنان درد داشتم.
به ساعت که نگا کردم ساعت ۲بود من حدودا با پمپ درد تا ساعت ۶ و اونورا یه دردی داشتم که آزار دهنده بود برام و بعد بهتر و بهتر شدم تا ساعت ۹که میخواستم از تخت پایین بیام🥲