سلاممم خانما شبتون بخیر بالاخره طلسم شکسته شد و اشپزخونم شد‌مثل دسته‌ گل از داخل و بیرون بالا و‌پایین همه جا اساسی تمیز شد خداروشکررر ولی دیگه نا ندارمم .فردا هم میخوام انشاالله فرش و پتو هام رو ببرم‌خونه مامانم بشورم‌چون حیاط خودمون مشترکه و راحت نیستم دو روز دیگه وقت دارم برای شست و شو چون پریودم و‌روزه نمیخوام برم اگ خدا بخواد تا اونموقع بیشتر کارام رو انجام بدم .به چیز خنده دار براتون تعریف کنم امروز داشتم بابونه تمیز میکردم پسرم میگه چیه میگم بابونه میگه باگونه؟ گفتم نه بگو بابونه میگفت باشه باگونه من غش کردم از خنده 😂😂😂یه چیز دیگه هم که میخواستم بهتون بگم به مدت بود رفتارم با پسرم درست نبود حوصله نداشتم صدا میدادم سرش همون مدت اطرافیانم باهاش بد برخورد میکردن الان دیگه فهمیدم که هرطور شده باید صدم رو بزارم برای پسرم و بهش احترام بزارم مخصوصا جلو بقیه و اجازه ندم هر که هر طور دلش خواست باهاش رفتار کنه .
و اینکه جدیدا هر که حتی با شوخی به پسرم یه چیزی میگه انگار داره به من میگه و‌بشدت بهم فشار میاد اصلا دوست ندارم کسی به بچم حتی کوچیک ترین چیزی بگه دیگه وای به حال موقعی که با بچه های دیگه بحثشون میشه و یه آن تبدیل بشه به کتک کاری و من ببینم پسرم کتک میخوره مثلا دیشب پسر عموم که ۷سالشه تو یه لحظه پرید رو‌پسرم شروع کرد به کتک زدن من دوو بودم تا رسیدم عموم اونو‌کنار کشید پسر منم خیلی گریه کرد فقط من بغلش کردم خداحافظی کردم با پیاده برگشتم خونه بغض کرده بودم حتی نمیتونستم حرف بزنم آنقدر که تحت فشار بودم دیگه تصمیم گرفتم رفت و‌امدم رو محدود و رابطم رو کمتر کنم و بیشتر وقتمو بزارم برای خودم بچم و همسرم
سرتونو درد آوردم دوست داشتم اینارو‌اینجا بگم ☺️شبتوننن بخیررر🌹🌹

۳ پاسخ

سلام خسته نباشی.تصمیمایی که گرفتی عالیه امیدوارم نتیجشو ببینی.منم یه مدت دخترم ناآروم بود بیشتر خونه میمونم حالمون خیلی بهتره

چقدر با این متن ک نوشتی حالم خوب شد انشالله همیشه حال خودتو بچت وهمسرت خوب باش

بسلامتی گلم خسته نباشی
در مورد پسرت بهترین تصمیم رو گرفتی هیچوقت جلوی کسی به پسرت چیزی نگو این باعث میشه دیگران هم سو استفاده کنن بهش ارزش بزار

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
سلام به همگی
امشب میخوام تجربه ی خودمو از پوشک گیری بچم باهاتون در میون بزارم
اول اینکه به خودم تبریک میگم بچمو از پوشک گرفتم هرچند طول کشید هرچند سخت بود هرچند از شلوار پی پی و جیش با دست شستن هلاک شدم، هرچند از استرس میرفتم جایی که نکنه بچم خرابکاری کنه و...نزدیک به یکسال!!!!!!😑 😭😫. ولی خدارو شکر تموم شد تموم تموم و واقعا یه اخییییییش لازم داشتم
الان که دارم براتون تاپیک میزارم نزدیک به دوم ماهه که پی پی رو خودش تو دستشویی انجام میده و جیشش نزدیک به یک ماهه و دیگه شلوارشو کثیف و خیس نمیکنه هوراااااا💪🌹😘😍🥲🤸💃💃
من توی این مدت یکساله هر کاری که فکرشو بکنید کردم، از برنامه کودک آموزشی ، نقاشی ، تزیین دستشویی ، دادن جایزه و تا جایی که تونستم سعی کردم عصبانی نشم و.......ولیییییی هیچکدوم به اندازه ی تشویق گروهی موثری نبود، پسرم تابستون هم هر چند وقت یه بار میگفت پی پی دارم ولی دفعه ی بعدش می‌ریخت تو شلوارش ، جیش که اصلا نمیگفت و باید خودم میبردمش
تا اینکه یه شب مامان و خواهرم اومدن خونه م و من از قیافه یک پسرم فهمیدم که پی پی داره بردمش دستشویی موقعی که اومدیم بیرون به مامانم و خواهرم گفتم که پسرم تو دستشویی پی پی کرد و براش دست بزنین هر سه تامون با هورا و آفرین براش دست زدیم نگم براتون از اون شب به بعد دیگه پی پی شو تو شلوارش نکرد🥲🙂، جیشش هم با این روش اوکی شد
میخوام بگم که تشویق اینقدر میتونه موثری باشه و به بچه هاتون سخت نگیرید اوکی میشن🙂❤️
مامان صدرا مامان صدرا ۳ سالگی
چقدر پسرا هم میتونن خودشیرین باشن من کارایی که الان پسرم داه میکنه هیچ وقت دخترم نکرد حتی الان که ۸سالشه
اینم بگم که خیلی درون گراست
پسرم همش داره بوسم میکنه صورتشو می‌ماله به صورتم😄 قربون صدقه م میره تو آشپزخونه میاد میگه مامانی خسته نباشید یا بعضی وقتا چیزی بهش میدم میگه خیلی خوشمزه بود زحمت کشیدی
یه بار عمش براش سیب زمینی درست کرده بود گفت چقدر خوشمزه شده چقدر مهربونی🥹 همش داره زبون میریزه برعکس دخترم
دیگه بعضی وقتا از بس صورتش تو صورتمه دیگه اعصابم خورد میشه دورس میکنم و بهش میگم بسه مامان😄
دخترم خیلی خجالتیه حتی میگم به بابات بگو دوست دارم یا تولدت مبارک خجالت میکشه دراین حد
ولی کارای دیگه و حرفای دیگه میزنه اینکه تو خونه داد بزنه یا با داداش دعوا کنه ولی کلن درون گراست خیلی دوست داشتم پرحرف و پررو باشه میدونم که اون متاسفانه از اون دسته آدمایی هست که تو جامعه نمیتونه گلیمش رو از آب بکشه بیرون کم رو خجالتی کم حرف درون گرا🙁
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز پسرمو یکساعت پیش بردم خانه بازی اونجا با بچه های دیگه داشت بازی میکرد یه پسر بچه حدود 3تا4 سال بود فک میکنم سرش حالت سکه ای ریخته بود و اومد تف کرد تو صورت پسرم به مادرش گفتم مادرش میگه پسرم نمیتونه حرف بزنه بخواد یه چیزی بزور از کسی بگیره تف میکنه تو صورتشون گفتم چه ربطی داره انقد اعصابم خورد شد همون لحظه رفتم صورت پسرمو شستم ولی بدلم نیومد رفتم از داروخونه فوم شستشوی صورت کودکان گرفتم با یه بطری اب صورتشو شستم بعد الان اوردمش خونه بردمش حموم... واقعا بعضی پدرو مادرا چقد بیخیال نصبت به بچه هاشون حرف میزنن بهم میگه نترس بچم مریض نیست منم گفتم چه مریض باشه چه نباشه این کارش زشت بود بعد میگه فک کن بچه ی خودته اصلا وقتی اینمادر حرف حالیش نباشه وای به حال بچه اش حتی یه تذکر کوچیک هم به پسرش نداد منم رفتم به پسر بچه گفتم این کارت اشتباه بود نباید اینکارو کنی مامانش گفت لطفا دعواش نکن چون پسرم حساسه منو میگی عصبی شدم سری از اونجا اومدم بیرون واقعا موندم دیگه چی بگم حالا اگه بچه ی من اینکارو میکرد اینجور مادرا آدم میخورن بدم میاد از اینجور افراد که به هیچیشون نیست 😮‍💨🤦🏻‍♀️😖😡
مامان آوا مامان آوا ۳ سالگی
مامانا براتون بگم از تجربه جدیدم
حدود ده روزی هست آوا همش میگه برام قصه بگو، نه اینکه قصه کتاباش رو بگم نه، بلکه قصه دوستان خیالی آوا بنام های سارا و جمیله

منم گفتم خدایا از خودم چی در بیارم که آموزشی باشه🙄😁
آمدم کارهای اشتباه آوا رو نسبت دادم به جمیله و سارا هم نقش مثبت بود
مثلا جمیله همش عصبانی بود دندوناش رو فشار میداد هیچکس باهاش دوست نبود یک روز که دندوناش رو فشار میداددندون جمیله شکست خیلی دردش گرفت خون میومد مامانش مجبور شد ببرتش دکتر ، دکترمهربون گفت دیگه دندونت درست نمیشه اگه ادامه بدی دیگع همه دندونات میشکنه و نمیتونی غذا بخوری ، خلاصه جمیله فهمید کارش اشتباه بوده و دیگه عصبانی نمیشد دونوناش رو فشار نمیداد و همه باهاش دوست شدند

و بعضی جاها هم خودآوا کمک به ساخت داستان میکرد

خلاصه جونم براتون بگه به همین شکل دو سه تا از کارهای بد آوا و بعضی لجبازی های آوا از بین رفته

گفتم به شما هم بگم شاید برای سما هم راهکاری بشه
مامان آراد مامان آراد ۴ سالگی
مامانا یه سوال دارم ازتون با عرض معذرت دوستم یه پسر داره هم سن و سال پسر من دقیقا ۲۶ روز از آراد بزرگتره ، یه مدته یه نگرانی هایی براش پیش اومده که کلا بهمش ریخته میگه پسرم دوست داره لخت بمونه و بلافاصله تا لخت میشه دست میرنه به آلت تناسلیش، یا اشیا رو میزا ه روش و یهو میبینم که حالت نعوظ هست، و تا میگم چیکار نیکتی میترسه و دستشو میکشه میدونه که اینکارو باید قایمکی کنه چند بار هم میگفت تو حموم تکیه داده بود بهم و یه حالت تماس با پام ایجاد کرده بود ؛ خیلی نگرانه میگه طبیعیه یا نشونه ی بلوغی چیزیه، من بهش گفتم شاید چیزی دیده گفت اصلا و ابدا رابطمون که با همسرم هیلی کمه اونم در زمان مناسب اصلا ندیده، شوخی جنسی اصلا نداریم و حتی ماهواره هم نداریم که بگیم تو تلوزیون چیزی دیده، حالا به نظرتون این حالت ها طبیعیه ؟ و اینکه چکار باید کنه ، مدام در حال انجام این کار نیستا خیلی کم پیش میاد این چیزا رو ازش ببینه و اینکه فوق العاده بچه باهوش و با استعدادیه