منم تا دو ماهگی اینجوری بودم دلم میخواست فقط مامانم باشه دست به هیچ کاری نزنه ولی حضور داشته باشه
منم همینطور بودم اما فقط زمانی ترست میریزه که شروع کنی کم کم تنها باشید. منم هراس داشتم از تنهایی با دخترم. اما تا سه ماهگی اینا اینطور بودم. بعدش که کم کم باهم موندیم ترسم ریخت
منم اوایل اینجوری بودم تا سه ماهگی پیش مامانم و مادرشوهرم بودم .بعدش دیگه به خودم جرات دادم. الان دیگع برای واکسناش هم میگم کسیو احتیاج ندارم واقعا راحتترم
اولش سخته دو سه روز خونه باشی عادت میکنی میبینی خیلی بهتره
من با دخترم شبها هم تنها میمونم دیگه (قبل دخترم اصلا تنها نمیتونستم بمونم)
منم همینطورم
میگن از کمبود آهنه
من از وقتی آهنامو مرتب میخورم بهترم
اگرنه برا هر چیز بیخودی استرس میگرفتم در حدی که معدم میپیچید به هم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.