۱۷ پاسخ

انشالله خیره و نیاز به عمل نیست
دختر عمه من قلب پسرش سوراخ بود عمل قلب شد همون نوزادی ولی الان کلاس چهارم و صحیح و سالمه
به خدا دل بسپار انشالله همه چی به خیر میگذره
و میشه برات خاطره

انشالله ک بلا ب دوره
نترس مشکلی نیس زود زود میبرین خونه و لذت بزرگ کردنش و میبری

قربون دستای کوچولوت انشالله به حق این ماه مبارک صحیح سالم میریدخونتون

خدا خودش کمکش کنه خیلی ناراحت شدم براش

انشاالله که به سلامتی بغلش میکنی
سپهر کوچولو قوی تر ازین حرفاست
نگاه خدا همیشه پشت و پناهتون

الهی
ان شاءالله برطرف میشه عزیز

خیلی سخته خیلی مامان قوی هستی انشالا بسلامتی بغلش کنی ببری خونه

انشالله که بخیر و خوشی بگذره مشکلش چیه؟؟؟

عزیزم... چقدر سختی کشیدی 💔 ایشالا کوچولوت صحیح و سالم میاد بغلت و این روزارو فراموش میکنی

ازته دل ازخدابرای پسرقشنگت دعامیکنم برای یه مادرواقعاسخته مریضی بچشوببینه عزیزم خدا قوتت بده وانشاالله پسرکت زودزودکاملاخوب شه

ای خدا 🥺انشالله به حق همین ماه عزیز زود حال نی نی ت خوب خوب بشه❤️

عزیزم انشالله به حق علی ع همه چی درست میشه نی نی ات سالم میاد بغلت عزیزم اسمشو عوض کن شاید این اسم باش نیامده

هیچی سخت تر از این نیست واقعاً
الهی به سلامت دوتاتون برید خونه به زندگی

قربون دستاش برم الهی ب حق خدا ماه دیگ تایپیک بزاری ک همه چی خوبه

ای خدااا🥺انشالله به حق همین ماه پربرکت رمضان هرچه زودتر خوب شه مرخص شه بیاد خونه
خداخودش نی نی روکمک کنه🥲🥺

دورش بگردم الهی
به حق این شبا زودتر نی نی مون سلامتیشو بدست بیاره
نذرکن عزیزم ۴۰روزحدیث کسارو واقعا حاجت میده

الهي ك سلامت بغلش كني خدا خودش داده خودش ازش مواظبت ميكنه ايشالا

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۱ ماهگی
پارت پنجم سزارین اختیاری ✍️✍️✍️✍️
همش نگران بچه ام بودم ک دکتر بیهوشی خوش اخلاق آمد دلداریم داد ک بچه ات خیلیم خوب ولی بخاطر اینکه خاطرمون جمع بشه می‌بریم بخش اطفال زود میاریم پیشت دلم گرم شد باز ...با خودم میگفتم سزارین چقدر خوب بیست دقیقه عم طول نکشید دردم ندا م ...منو از اتاق ریکاوری بردن تو بخش ک دیدم همه اقوام دایی خاله و...آمده بودن منم حالم خوب بود درد نداشتم نگران بچه ام بودم ک دو ساعت گذاشت دردام داشت شروع می‌شود با اینکه من پمپ دردم هم نداشتم و بیمارستان هم نداشت آخ دیگ یهویی شد عملم و همه جام بستع بود ...ولی دردام قابل کنترل بود تا اینکه شکم فشار دادن ک اون دنیام دیدم از بس درد داشت هرچی پرستار التماس خواهش میکردم گریه میکردم تو رو خدا یبار فشار دادی دیگ فشار برو ی نیم ساعت دیگ بیا ولی ب حرف نکرد دستم گرفت فشار دادم ک میخاستم از شدت درد بیهوش شم ک خیلی داد بی داد کردم از شدت گریه های من خواهرم با مامانم گریه میکردن میدین من درد دارم ...دیگ مورفین زدن بهم شیاف گذاشتن ولی قابل کنترل شد ولی یبار دیگ هم فشار داد ک باز آمد مورفین زد ولی بعدش قابل کنترل بود ...راه رفتن هم زیاد سخت نبود فقط بخیه یکم میسوزه ...کنار اتاق من یکی زایمان طبیعی داشت میکرد از ساعت ۳ شب ک این جیغ داد میزد تا ۷ صب ک زایمان کرد این آنقدر جیغ داد میزد ک همون جا خدام شکر کردم ک سزارین کردم ک آنقدر از جیغ داد این من وحشت کردم ...دیگ مرخص شدم ولی بچه ام ۳ شب موند موقعی ک مرخص شدم خیلی سخت بود بدون بچه ام فقط گریه میکردم تا خونه ...راضیم از سزارین با اینکه بخیه ام میسوزه ولی خداروشکر ک طبیعی زایمان نکردم همه چیز طی چند ساعت برام
مامان مام نیل و نویان مامان مام نیل و نویان ۹ ماهگی
تجربه ی من واسه مامانایی ک گل پسر دارن و خدای نکرده تنگی مجاری ادراری دارن
من پسرم تا قبل اینکه ختنه اش کنم نقریبا اروم بود ولی بعد از اینکه ختنه اش کردم ۶ روزگی خیلی بی تابی میکرد و اذیت بود خیلی صبر کردم بلکه خوب بشه و فک میکردم دل درده حتی چند بار دکتر بردم ولی اروم نشد ی بار پوشکش باز بود و متوجه شدم ادرارپسرم ب زور میاد ی خورده از ادرارش اومد و برای ادامه ادرارش مدام زور میزد و میلرزید و جیغ میزد دیگ فهمیدم هر چی هست از همینه صب ک شد بردمش دکتر دیگه ای و ختنه اشو نگاه کرد و گفت خوب ختنه نشده و تنگی و مجاری ادرار هم داره معرفیم کرد دکتر دیگ رفتم دکتر کلیه و تا پسرمو دید گفت تنگی داره با دماسنج اگ باز نشد باید عمل شه تمام تنم لرزید رنگم مث گچ شد عمل اخه بچه ی یک ماهه ک دکتر گفت خانم عملش سرپایی ولی چون بچه اس باید ی بیهوشی کوتاه مدت داشته باشه خیلی ناراحت شدم و گفت نامه بستری میدم بهت برای شنبه گفتم الان ثبت نکنی تا برم مشورت کنم اومدم خونه و تحقیق کردم همه گفتن باید انجام بدی میخاستم فرداش ببرم ک پسرم انفولانزا گرفت ووبدجور مریض شد تب و حالدخرابی دیگ بدتر اذیت شد تا چن روز درگیر انفولانزا دیگ تا بهتر شد رفتم ونامه گرفتم و پسرم دیروز صب بستری شد و ۸ونیم صب تو دستای خودم بهش دارو زدن پسرم خابید و ۹ ونیم صدام زدن تحویل گرفتم خداروشکر خیلی اذیت نشد واسه ادرازش ی ذره میسوزه و ی وقتایی گریه میکنه ولی در کل از روزایی ک اونقد اذیت میشد راحت شد بهش دارو میدم دکترم بردم معاینه کرد و گفت خوبه هر یک روز در میان با دماسنج سوزاخشو باز کنم بازم خدا رو شکر ب خیر گذشت علایمش کجی ادرار ادرار تیز و رو ب بالا و با فشار
حواستون ب تی نیای پسز یاشه