۳ پاسخ

وای خدیااا خیلی شانس اوردی ی چی نظری بده

خدا رحم کرده امام رضا علیه السلام نگه داشته عکس هاتو بریز داخل فلش فدات

خداروشکر به خیر گذشت 😥😥

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
رفته بودم باغ کتاب هیما رو بردم خانه بازی
همزمان با ما یه پسر بچه اومد ۲ سالش بود تقریبا هم سن هیما
از وقتی اومدم قشنگ نشست یه جا شروع کرد به بازی کردن با اسباب بازی‌ها از جاشم تکون نمی‌خورد مامانشم که یه دور رفت پیشش نشست به مامانش گفت برو می‌گفت نیا پیش من
حالا هیما دائماً دست منو گرفته بود و به من می‌گفت بیا با همدیگه باید بازی کنیم و اصلاً تنهایی بازی نمی‌کرد!
به مامانش گفتم چیکار کردی انقدر راحت با خودش بازی می‌کنه گفت هیچ کار خاصی نکردم ولی از بچگی کلاً خیلی مستقله و خودش بازی می‌کنه به منم میگه دخالت نکن ی می‌گفت من خودم برای اینکه احساس کنه که من پیششم هی میرم پیشش می‌شینم ولی پسرم دائما خودش دوست داره با خودش بازی کنه منم کلی می‌تونم آشپزی‌های رنگی و جالب انجام بدم!!!
یعنی عمیقاً بهش حسودیم شد و اونجا بود که فکر کردم یعنی فقط هیما اینجوریه؟! الان مثلاً نمی‌ذاره من روی مبل بشینم میگه باید روی زمین بشینی کنار من تا من یکم بازی کنم تازه اینکه خیلی خوبه معمولاً همش میگه بغلم کن یا بیا باهام بازی کن🥲
مامان نی نی مامان نی نی ۱ سالگی
جمعه رفتیم بیرون،ساعت۶ غروب بود دیگه خسته شدیم از ماشین سواری به شوهرم گفتم خونه نریماااا من حوصله خونه ندارم...گفت پس چیکارکنیم...(شب قبلش مامانش ساعت ۱۰شب بهش زنگ زده بود گفته بود دلم گرفته)گفتم یسر بریم پیش مامان بابات
من کلا جمعه ها زیاد بچه رو گردن نمیگیرم چون درطول هفته شوهرم نهایتاا یساعت با بچه در طول روز وقت بگذرونه همش سرکاره..جمعه ها پدروپسر رو به هم میسپارم
خلاصه رفتیم خونه مادرشوهر...چندباری منو زیرچشمی نگاه کرد که من بچه رو نمیگیرم دوسه بار به پسرم گفت پسرمو اذیت کنین ازت میگیرمشاااا...قبلا یبار بهش گفته بودم که واسه عید باید فرشامو بدم قالیشوبی اللن هرسری منو میبینه میگه هنوز پوشک بچه رو نگرفتی فرارو نده قالشویی دوباره کثیف میشه...پوکش رو بگیر من برادرشوهرت رو ۸ماهگی از پوشک گرفتم(۸ماهگی برادرشوهرم میشه خرداد و اینا خونشون ویلایی و حیاط دارن بچه رو بدون پوشک از صبح تا شب میفرستاده توی حیاط)

واااای خیلی زر میزنه بعضی اوقات واقعا روی مخمه مخصوصا توی دوران PMS