تجربه زایمان پارت 1
روز عمل چند ساعت قبل رقتم بیمارستان بستری شدم سرم وصل کردن
ساعت 2 بردن اتاق عمل سوزن بیحسی زدن اصلا درد نداشت از امپول های عادی دردش کمتر بود
بعد کم کم انگار منگ شدم..تیغ هایی که میکشیدن بچه‌رو که بیرون می اوردن رو میفهمیدم ولی دردی احساس نکردم
بعدشم شکمم و کلی فشار دادن که متوجه میشدم حس عجیبی بود
بعد ریکاوری هم رفتم تو بخش تا دو سه ساعت اروم بودم بعدش دیگه دردهام شروع شد هر پنج دقیقه فشار میوقتاد تو شکمم مثل انتقباض جاای بخیه تا دااخل شکمم تییر میکشید
بعد 10 ساعت که گفتن پاشو راه برو بزور از تخت اومدم پایین ولی ایقد درد داشتم و از زیر سینه ام تا کول سمت چپم درد میکرد که گفتم الان سکته مبکنم ..شیاف و امپول مسکن و اینا هم همش بی تاثیر بود
خلاصه بعد از چندین ساعت به زور و هزار مکافات بلند شدم چند قدمی راه رفتم تا سرویس تا مرخص کنن
خیلی تجربه بدی بود هنوزم دردم به شدت زیاده کمردرد و بخیه ام
اگر برگردم عقب شاید دیگه ایقد مشتاق سزارین نبودم
خیلی تجربه بدی بودی برام خیلیییی

۵ پاسخ

بدن با بدن فرق داره من فوق العاده راضی بودم و هیچی متوجه نشدم ب هزینه و شوقی ک داشتم می ارزید اگ صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه

من زایمان اولم خیلی خوب بود... درد داشتم ولی نه زیاد‌.‌..
اما اینسری خیلیییی بد بود برام🫠 یه خاطره و تجربه خیلی بدی برام موند...

دیگ برحال هر دو روش درد داره
کسی نبوده هیچ دردی نکشه

مبارک باشه
به سلامتی ❤️🌸
منم سزارین بودم ولی تحملم درد بالاس خداروشکر اتاق عملم زیاد رفتم نه برا زیبایی برا تیرویید لاپارسکوپی و..
الان دیگ طاقت ندارم حوصله ندارم 😢😅

اما سزارین واسه من عالی بود. بدون درد نیست اما قابل تحمله

سوال های مرتبط

مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۵ ماهگی
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۰ ماهگی
مامان یارا 💕 مامان یارا 💕 ۲ ماهگی
تجربه زایمان من پارت ۲
تو اتاق عمل هم دکتر بیهوشی ازم پرسید بی حسی یا بیهوشی که من انتخابم بیهوشی بود. فقط گفتن قبل اینکه مواد بیهوشی تزریق بشه باید بتادین به شکم بزنیم و فشار و اینارو چک کردن و بعدش دیگه من نفهمیدم تا تو ریکاوری
ساعت نزدیک ۸ رفتم اتاق عمل، ساعت تولد رو زدن ۸/۱۰ دقیقه
من ساعت ۱۰ اومدم تو بخش
تو ریکاوری من هنوز یکم حالت خواب و بیداری بودم ک دوبار شکمم رو فشار دادن، یکم درد حس میکردم و اه و ناله کردم ولی خیلی بعدش از دردش یادم نمیاد
پمپ درد هم تو اتاق عمل گفتم ک میخوام برام وصل کردن اولی ک اومدم تو بخش یکم درد داشتم برام شیاف گذاشتن بعدش دیگه نیازی به شیاف نبود تا ساعتای ۶ اینا پمپ دردم هم قطع کردن دیگه
کمپوت هم گفتن فقط گلابی میتونی بخوری و چایی نبات و نسکافه بعدم یکم راه رفتم با کمک پرستار که اونم درد غیر قابل تحملی نداشت اصلا. فقط یکم سرگیجه داشتم چون چند ساعت حالت دراز کش بودم.فقط بعد اینکه اجازه دادن حتما راه زیاد برین هم برای اینکه راحت تر و زودتر دفع داشته باشین هم دردتون کمتر میشه. دیگه بعدشم رژیم غذایی عادی میشه. فرداش هم که معاینه دکتر اطفال و دکتر خودم انجام شد و چسب بخیه هام عوض شد مرخص شدم.
مامان آرنیک مامان آرنیک ۹ ماهگی
مامان بنیامین ❤️‍🔥 مامان بنیامین ❤️‍🔥 ۱۶ ماهگی
۸/۲/۱۴۰۴ ۴۰ هفته و یک روز بودم رفتم سونوگرافی و نوار قلب جنین گفتن ضربان قلبش پایین اومده باید بری بیمارستان اومدم بیمارستان کم‌کم دردام داشت شروع میشد معاینه کردن ساعت سه یک سانت باز بودم رفتم برای بستری ساعت پنج و رب بستری شدم دوسانت بودم اصلا هیچ دردی نداشتم تا ساعت هشت و نیم سه سانت شدم بهم آمپول فشار زدن از ساعت هشت و نیم تا ساعت یازده رسیدم به پنج سانت دردش جوری بود که کمرم خیلی درد می‌گرفت اصلا نمیتونستم خوابیده باشم ولی مجبور بودم کمرم و می‌گرفتم بالا می‌گفت باید زور بزنی تا شیش سانت بشی بعد اپیدورال میکنیم دیگه واقعا دردش بالا رفته بود و خیلی درد داشتم زیر شکمم و پایین کمرم سمت لگن و ران پاهام فوق‌العاده درد شدیدی داشتم کل بدنم سرد شده بود فقط جیغ میزدم تا اومدن معاینه کردن سریع اپیدورال آوردن زدن برام تا زدن احساس کردم کل بدنم و گرما گرفته از سمت کمرم رفت به سمت شکم و پاهام دیگه دردی احساس نمی‌کردم درد داشتم ولی مثل درد پریود خیلی خیلی کمتر تا نه سانت نه سانت که شدم دوباره دردام رفت به سمت شدید شدن وقتی دردام زیاد شد فول شدم دردم مثل همون پنج سانتم بود اما سی ثانیه بود می‌رفت دو دقیقه بعد میومد یه خانم پرستار اومده بود همراه با ی ماما فشار میدادن شکمم رو که بچه بیاد بیرون وقتی اومد بیرون بچه خیلی راحت شدم اما جفتش مونده بود چندبار فشار دادن بخاطر جفت بعدشم بخیه زدن که من بیحس بودم چیزی احساس نکردم
مامان کیاشا👶🏻🩵 مامان کیاشا👶🏻🩵 ۲ ماهگی
تجربه من از سزارین ✨🌸
.
من باید تو یه شهر دیگه سزارین میشدم چون تو شهر خودمون سزارین اختیاری رو قبول نمیکنن دو ساعت هم راه بود تا بیمارستان
صبح روزی که وقت عملم بود راه افتادیم ساعت ۸ باید بیمارستان بستری میشدم تو راه به خاطر چاله زیاد جاده ماشین خیلی تکون داد من احساس کردم کیسه ابم پاره شد و کم کم لباسم خیس میشد تا رسیدم بیمارستان کارای بستری رو انجام دادن و گفتن مشکلی نیست که کیسه ابم پاره شده چون دکتر تا یه ساعت میرسید
بعد انجام کارای بستری ازم ان اس تی گرفتن
و نیم ساعت بعد اتاق عمل بردن من سوند رو گفته بودم اتاق عمل برام برارن بعد بی حسی که اصلا متوجه نشدم
امپول بی حسی اصلا دردی نداشت خیلی کم در حد امپول معمولی
بعد ده دیقه هم پسرم به دنیا اومد اوردن گذاشتن رو صورتم بهترین حس دنیاست به نظرم🥰
بعدشم حدودا نیم ساعت بعد عملم تموم شد یه ربع تو ریکاوری موندم و زود دادن بخش منو بچه هم با هم رفتیم بخش
که اومدن برام مسکن و شیاف زدن تا قبل اینکه بی حسیم بره تا دو ساعت بعدشم درد زیادی نداشتم
بعد دوساعت یکم خونریزی داشتم که دو بار ماساژ شکمی دادن که درد داشت ولی قابل تحمل بود میگفتن ندیم ماساژ خطرناکه باید خون ها تخلیه بشه
در کل دردش با مسکن و شیاف قابل تحمل بود
به نظرم قسمت سختش بار اولی بود که از تخت پایین میومدم چون فشارم افتاد و سرم زدم بعدش تونستم پاشم ✨🩵
امیدوارم مامان های باردار همگی زایمان راحتی داشته باشن🌸