۲۳ پاسخ

شش سال دوست بودیم ،بله رسیدیم. شکر خدا و با وجود سختی هاش دوران شیرینی 😍 و صد البته انتخابش میکنم شکر برا وجودش

ما از ۹۵ تا ۹۹دوست بودیم
۹۹ازدواج کردیم😍
بله اگه بازم برگردم عقب انتخابش میکنم😍😘

ما یک ماه دوست بودیم بعدش اومد خواستگاری اگه برگردم عقب بازم انتخابش میکنم صد درصد

مننننن😂😂🙌

دوران دستیمون عالییییی بود خیلی عاشق بودیم همش دلم هوای اون روزارو میکنه

نه یکم سخت به هم رسیدیم بخاطر یه سری مشکلات

آره انتخابش میکنم❤

بله همکلاسی دانشگاهم بود ۵ سال دوست بودیم سخت رسیدیم خانواده من بسیار مخالف البته الان خونوادم اونقدر دوستش دارن متوجه شدن که انتخابم درست بوده فکر میکردن بچگیه سن کم و انتخاب اشتباه
خیلی باهم جر و بحث و دعوا داریم مث همه زنو شوهرا ولی نفسم ب نفسش بنده...
قطعااا صدبار دیگم دنیا بیام باز انتخابمه


خداروشکر هزار مرتبه

۲ سال دوست بودیم
دوران دوستی‌مون عالی
سختتتت رسیدیم به هم
بلهه

ما ک فامیل بودیم دوران اشنایی هم ک حدودا 1 سال خورده ای شد فک کنم یا بیشتر درست یادم نیست باهم رفت امد داشتیم
دلم تنگ شد برا اون روزا🥲😅
الانم ک خداراشکر بابای بچمه😍💗

یکسال دوست بودیم و دوران دوستیمون عالی بود
سخت ب هم نرسیدیم
قطعا انتخابش میکنم

من.بسیار سخت و با مخالفت های فراوون خانواده.ده سال دوست بودیم. اره صد درصد انتخابش میکنم

من هفت سال دوست بودم شوهرم مازندرانی من رشتی بعد هفت سال دوستی ازدواج کردیم و شش سال بعد حامله شدم

ما هم دانشگاهی بودیم باهم ۴ سال دوره کارشناسی باهم دوست بودیم و چه عشق پر تب و تابی بود خیلی روزای قشنگ و رمانتیکی داشتیم جزو بهترین روزای عمرم بود ما یکم چالش و سختی داشتیم سر بهم رسیدنمون اما خب بلاخره شد و بهم رسیدیم و اگه هزار بار برگردم عقب بازم انتخابش میکنم 😍❤️

فک کنم فقط منم که با شوهرم دوست نبودم🤣

ما ۵‌ماه دوست بودیم راحت بهم‌رسیدیم ولی برگردم عقب شاید انتخابم نباشه بعد ۷ سال بچه دار شدیم بعد اومدن بچه ی آدم‌دیگه شد

ماهم دو سال دوست بودیم🥹

مام دوست بودیم ۹ ماه اره سخت بود یکم نه انتخاب نمیکنم چون خیانت کرد بهم

چ خوب همه دوس بودن

ما کلا اول خرداد دوست شدیم
وسط تیر اومد خاستگاری🥲😐😂خیلی بگیر بود زودی منو گرف😂

من چهار سال دوس بودم دو سال نامزد ولی برگردم عقب شاید شک کنم به انتخابم ولی خوب راضی ام خیلی ام بد نیس اونم چون دوران نامزدی خیانت کرد بهم کاری نمی‌تونستم بکنم شک میکنم چون الان یه رد پایی از شک تو زندگیم هستش

اره با اینکه فامیل بودیم ولی چندسال دوست بودیم و من عاشق بودم ولی خیلی اذیتم کرد
آخرشم میخواستم به یه خواستگار جواب مثبت بدم اومد دم در خونمون گفت بهش بگین بیاد باهاش حرف بزنم چون بلاکش کرده بودم
خداروشکر که توزندگیمه اگه نمیشد حسرت به دل میموندم تا آخر عمر

من با شوهرم 6ماه رفیق بودیم آمد خواستگاری راحت رسیدیم من تک دختر بودم اینا آمدن خانوادم و دیدن اصلا تحقیق نکردن اول صیغه کردیم بعد دوباره عقد کردیم بعد چندماه

شوهرم دوستم بود اومد خاستگاری اوکی شد 🤣

من دوست بودم باهاش حدودا ۵سال هم دانشگاهی بودیم
دوران دوستیمون بدک نبود
آسون رسیدیم کسی مخالفت انچنانی نکرد با اینک بابام راضی نبود ولی بخاطر من چیزی نگفت
بعللللللله پشیمونم عین سگکگگگگگگگ
هیچوقت باهاش ازدواج نمیکردم هیچوقت بخدا تباه شدم تو این زندگی

منو شوهرم دوست بودیم سه و سال و نیم و خیلی راحت بهم رسیدیم همه چیمون خیلی راحت و سریع جلو رفت
برگردم عقب لازم باشه خدارو از آفرینشش منصرف می‌کنم چ برسه به انتخاب 😑

سوال های مرتبط