۹ پاسخ

بدرک چرا اونا نگران ماها نیستن با این همه مسئولیت و خستگی

ای بابا چرا از الان خودتو دست کم گرفتی ، بخاطر بچه ما این همه سختی رو تحمل میکنیم ، بچه ای که واسه دوتامونه و تا الان زحمتش برای ما بوده ، خودتو آماده کن ک اگه ایرادی گرفت با پشت دست بزنی تو دهنش چرا خودتو باختی 🤨

والا من نگران خودم و بچم هستم فقط ، شوهرمم نگران سلامتی من هست .
مگه الان وقت این هست که نگران اون نره خرا باشیم ؟؟؟؟ 😕😕😕مگه شوهراتون انسان نیستند که تو وضعیت حاملگی و بعد حاملگی چقدر باید پشتیبان زنشون باشن ؟ یه حرفایی میزنید هر چی پشم داره آدم می‌ریزه

نه همسر من رفتارش خیلی بهتر شده
من میترسم ک من نسبت بهش سرد بشم

من که دیگه اگه شوهرم نخوادمم تو فکر نیستم جوجمو دارم قربونش بشم 🥰

متاسفانه آدم بعد از زایمان دلش محبت شوهرش رو خیلی می خواد. از همین الان گوشش رو بکش که هواتو داشته باشه.

من ازش بدم اومده😐

من ۳ ماهه هیچ رابطه ای با همسرم ندارم
۱ ماه قبل بارداری خونه بابای اون بودیم چون من سختم بود
الانم دوماهه خونه بابای خودمم
یه شهر دیگه در هفته میاد بم سر میزنه و میره
حس میکنم خیلی از هم فاصله گرفتیم
منم با ای چاقی و قیافه داغونم ک تا صب بیدارم و همین حس رو دارم

منم همینطور یا میترسم خودم اخلاقم بدجور بشه غرغرو بشم 🙁

سوال های مرتبط