۹ پاسخ

منم همینطور 😮‍💨خیلی سخته مخصوصا اگ بچه کولیک یا رفلاکس داشته باشه که دیگ پدر ادم درمیاد،منی که درونگرا بودم ‌همیشه از تنهاییم لذت میبردم، الان وقتی به این فک میکنم که خونه خالی بشه سکته میکنم😭

من تا ۴۰روزگی تنها نبودم مادرشوهرم بود ولی بعدش که رفت افسردگی منم شروع شد خیلی سخته شرایط واقعا منم آدمی نیستم که خونه بمونم شاغل بودم قبلا الان بااومدن بچه کل زندگیم تغییر کرد همش خونم شوهرمم تا ساعت ۲شب سرکاره ولی خب این روزا هم میگذره چیکار میشه کرد..

من از روز اول تنها بودم شوهرم کمک می‌کرد کارای خونه رو هم شوهرم انجام میده

من از اول تلاش کردم کاراشو خودم انجام بدم مامانم تا ۱۰ روزگی پیشم بود بعدش مجبور شدم برم شهرستان چون دم خونمون رو زده بودن اونجا دیگه چون تنها بودیم همه کاراشو خودم میکردم و نهار و شامم درست میکردم همسرمم البته خیلی کمک میکنه نگهش میداره من کارای خونه رو انجام میدم

نمیتونی بری خونه ی مامانت ؟حداقل تا چهله
یکم سر حال تر بشی که بتونی از پس خودت و نی نی کوچولو بر بیای

دو روز اول استرس ونگرانی وحتی گریه هم هست بعدش انگار همیشه اوضاع همین بوده رو روال میفته زندگیت

خب عزیزم تایه ماهگی تقریبا سخته مخصوصا دست تنها باشی ولی میگذره

خب عزیزم کاش بری خونه مامانت تا چهلم یکم خودتو پیدا کنی

ترس چرابه همه چیت میرسی نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۱۴ ماهگی
یه حس عجیبی دارم....
یه حس ترس استرس ذوق نگرانی ناراحتی...
این اخرین روزاییه که توی دلمی
حس ترس و استرس دارم از روز زایمان که نکنه مشکلی واسه تو یا خودم پیش بیاد از اتاق عمل میترسم از دردای بعدش از زایمان طبیعی ام وحشت دارم از طولانی بودن روندش و درد شدیدی که ازش شنیدم
حس ذوق دارم که قراره ببینمت بغلت کنم و باهات زندگی کنم حس راحتی دارم که دیگه این روزای سخت داره تموم میشه دیگه سختی هایی که کشیدم داره تموم میشه بدن دردام استرسام تموم میشه از این به بعد دیگه وقتی میخوابم راه میرم میشینم جاییم درد نمیکنه دیگه بدون استرس میتونم کارامو بکنم و برگردم به زندگی عادی...
حس نگرانی دارم از سختیای بچه داری از بی قراری هات از شب نخوابیدنام از مشکلاتی که ممکنه واست پیش بیاد از اینکه نتونم و از پس بچه داری بر نیام از اینکه یه تجربه جدید و عجیب میخوام کسب کنم...
و در اخر حس ناراحتی دارم بخاطر اینکه میدونم خودم قراره دیگه زندگی نکنم دیگه نتونم برم پیش دوستام نتونم هروقت هرجا خواستم با خیال راحت برم نتونم برم بیرون نتونم تفریح کنم و دیگه خونه نشین و پیر بشم....
خلاصه که خیلی حالم یه جوریه این روزا
بماند به یادگار از ۱۴۰۴/۰۲/۳۰