۸ پاسخ

و منی که دو بچه دیگه هم دارم

آره والا کاش خانوادمون نزدیکمون بودن

متأسفانه من کمکی زیاد دارم ولی کار کسی رو جز خودم قبول ندارم فقط به خودم اعتماد دارم خیلی بده این اخلاقم
چون دارم خیلی اذیت میشم
حتی دو دقیقه هم نمی تونم بچم رو با کسی تنها بذارم یا بدم شیر بهش بدن یا پوشک عوض کنند یا بغل بگیرن
دارم اشتباه می کنم ولی مغزم این‌طوری فرمان میده دست خودم نی
حتی وقتی شوهرم چند لحظه بغلش می گیره می ترسم
نمی‌دونم چند ماه دیگه چجوری می خوام برم سرکار الان استعلاجی ام

منم خانوادم دورن ازم و از وقتی ک جنگ شده شوهرم نمیبرمون خونه مامانم خیلی حالم بده واقعا احتیاج دارم بهشون خسته شدم امروز آنقدر حرص خوردم و گریه کردم قلب درد گرفتم

واقعا نعمته من تا بیس روز خونه بابام بودم بعد رفتم خونه خودم جنگ ک شد برگشتم خونه بابام هنوزم همونجام خیلی کمکم میکنن. صبح زود ک نیهان بیدار میشه دیگع مامانمو اجیام دورشن تا من بخوابم فقط برا شیر بیدارم میکنن

اره بخدا خیلی خوبه
من دیگه رد دادم از اینکه هیچکی نیست
قدر خانواده هاتون رو بدونید بخدا نعمت بزرگیه

خییییلی خوبه.من بیست روز اول خونه بابام بودم همه دورم بودن بهم میرسیدن حتی نمیزاشتن پوشک بچه عوض کنم اینقدر حالم خوب بود اینقدر روحیه م خوب بود.ازروزی ک اومدم خونه افسردگی گرفتم قشگ.وقت نمیکنم موهامو شونه کنم

دقیقا، آدم گه گاه یه استراحتی لازم داره🥲 وجودشون خیلی نعمته

سوال های مرتبط

مامان رهام مامان رهام ۱۰ ماهگی