۱۷ پاسخ

ادامه بده موقعیت خوبیه یکی دو روز ممکنه اذیت کنه

بزرگ شده دیگه از این فرصت استفاده کن دیگه نده بهش
5 روز سخته
رفته رفته عادت میکنه

ب نظرم بهترین فرصته ک از پستونک بگیریش درسته گریه میکنه ولی مجبور میشه بدونش بخوابه تا چند روز ک ادامه بدی دیگه عادت میکنه بدونش بخوابه

ادامه بده بهترین تایمه

شب سختشو گذروندی حالا که راه داده دیگه بگیرش از پستونک

دخترمنم شبا پستونکشو میخواد تو روز وقتی اذیت کنه بش میدم یعنی باید ترکش بدم؟ چندماهگی میگیرن؟ آخه پستونک آرامش بش میده
ما ک شیر نداشتیم ب بچه بدیم آرامش بگیره😢

همیشه زاپاس داشته باش. خاله من ۲قلوهاش به شدت وابسته بودن به پستونک، چندبار که گم کرد خیلییی بی تاب میشدن اینم همیشه زاپاس داشت. یه شیشه پرررر پستونک مونده یادگار از بچه هاش

نه دیگه سختیشو تحمل کن بگیر هر چی بگذره سخت تر میشه بخوای بگیری

منم پسرم دیروز پستونکش رو سوراخ کرده انداختم دور،چون توش پُر آب بود... دیگه هم نشد براش بگیرم،میخوام دیگه ترکش بدم،خیلی داره وابسته میشه

توروخدا انقد یهویی از پستونک نگیرش گناه داره از همه جا بی خبره طفلی

ادامه بده

طفلکیه‌ بگیرین براش یهویی از پستونک جداش نکنین

یکی بگیر توشو پر اب خیارشور کن بده دستش دیگه نخوره اینجور بگیری فکرش میمونه پیشش یهویی

اگه قصد از پستونک گرفتن داری براش نگیر دیگه چند روز اذیت می‌کنه بعد عادت می‌کنه

دیگه یه شبشو گذروندی . بهش نده
دوروز دیگ یادش میره

از پستونک بگیرش.

نگیر دیگه
بزرگ شده

سوال های مرتبط

مامان نورِدیده💓 مامان نورِدیده💓 ۱ سالگی
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
روز ۵: در طول روز اصلا سراغ پستونک رو نمیگرفت،خودم آوردم براش گفتم چیشد پستونکت؟گفت اه اه شده و خودش انداخت سطل آشغال ، به هرکی میرسیدیم میگفتیم ،مثلا مامان بزرگش داییش دوستاش ، به همه جلو خودش میگفتم پستونکش اه اه شده انداختیم بیرون،شب گریه کرد آب دادم بهش باز گریه کرد بغلش کردم رو پا گذاشتم هی گفتم پستونک نیست ولی قیامت کرد و پستونک رو گرفت!
روز ۶:به جای پستونک شبا هروقت بیدار شد یه دندونی دادم دستش،جیغ کشید پرتش کرد! هی بلند بلند گفتم هیما پستونک رو انداختیم دور! یکی دوبار اول قبول کرد خوابید دفه سوم ک از خواب بیدار شد دیگه بهش دادم راحت بخوابه.
روز۷:در طول روز که اصلا نخواست ، خودمم میگفتم میخوای بهت بدم میگفت نه اه اه! شب موقع خوابم که اصلا نمیخواست،در طول شب بیدار ک میشد میگفت آب و با گریه آب میخورد میخوابید و این شروع پیروزی من بود😁
روز ۸:کلا پستونک به فراموشی سپرده شده بود،درطول شب نق نق میکرد،تختش گهواره ایه،تکونش میدادم بلند میگفتم بخواب عزیزم و خودش میخوابید!
امروزم که روز ۹! امیدوارم بیدارشدناش تا صبح کمتر بشه و دیگه بخوابه! 😄