۱۹ پاسخ

آخه مگه دختر پسر هم فرقی داره جفتشون هدیه خداست

خالا خودت بگو شوهرت چی میخواست

لب و لوچه ای اویزان😂✌🏻

شوهر من خواهر نداره برادرزاهاشم همه پسرن برای همین کل خانوادشون دختر دوست دارن من ولی حسم به پسر قوی تر بود روزی میخواستیم بریم جواب سلفری رو بگیرم من هی میگفتم پسره میخندیدم شوهرم میگفت دختر بشه با گریه برگردی چی میخندید من میگفتم هردوتاش عزیزه فرقی نداره حالا جوابو گرفتیم دیدیم پسره من تو کل مسیر برگشت نیشم باز بود شوهرم میگفت انقدر پسر داشتن خوشحالی داره منم میگفتم نه به این فکر میکنم دوتایی فوتبال ببینین باشگاه برین برین کوه و ماهی گیری من به جای یکی اونموقع از دست دوتاتون حرص میخورم ،
خندم میگیره ازت قراره دوتا داشته باشم اون موقع همش میگفت بچه عزیزه دختر و پسر فرق نداره ولی چون دختر نداشتن تو خونشون دلشون میخواد دختر داشتنو تجربه کنن
ولی حالا که پسرم به دنیا اومد شوهرم یه جوری باعشق نگاش میکنه و قربون صدقش میره میگه چقدر خوب خدا لیامو بهمون داد قراره بشه بهترین دوستم

ولش میکردی پرواز میکرد
تا بیاد دنیا ۵ تا جشن گرف🤣

داشت ظرف میشست بهش با ذوق گفتم لبخند زد گفت مبارک باشه😂😂😂بیشتر از ذوق من خندش گرفته بود چون من دختر دوس داشتم برای خودش فرق نداشت

من خودم پسر دوست داشتم اون دختر وقتی فهمیدیم دختره از اینکه اون برنده شده بود به شدت خوشحال و ذوق زده بود😂

خیلی پسر دوست داشت که دختر شد وقتی فهمید غمباد گرفت ولی الان جوری دخترکم با عشقش دلش برده میگه با صد تا پسر کاکل به سر عوضش نمی کنم از بس دخترم شیرینه

خیلی خوشحال شد رفتیم ناهار بیرون و …ولی الان همش میگ بعدی تعیین جنسیت کنیم دختر منم میگم عمرا اگ باز بچه بیارم

اون دختر دوست داشت
من پسر
توی جشن تعیین جنسیت وقتی پسر شد غش غش می خندید
چون شرط گذاشته بودیم به اطمینان من می خندید که مطمئن بودم پسره

و قتی فهمید دختر شوکه شد توی ماشین دوسه بار گفت شوخی میکنه یا راسته چون پسر میخواست 🫠از وقتی دخترم به دنیا اومده میگه خدارو شکر دختر الان روزی هزار بار زنگ میزنه گوشی رو بزار مکروف با دخترم حرف بزنم میگه نمی دونستم بیاد دلم آنقدر میره براش

خیلی شوکه شد البته هم اون هم من چون هردو دختر دوستیم
از وقتیم ازدواج کردیم
همش میگفتیم دختر دار میشیم از وقتیم فهمیدیم باردارم همش میگفتیم دختر حتا اسمشم انتخاب کرده بودیم باهاش حرف میزدیم یعنی اصلا ن ب پسر فک میکردیم ن حسی داشتیم بهش ولی وقتی رفتیم سنو دکتر گفت پسر خیلیی زد حال خوردیمااا خیلیی😂 اون موقع دیگ هیچ حسی ب بچه نداشتم بعد رفته رفته علاقه پیدا کردیم بهش الانم ک اومده قربونش انگار نور اورده ب خونمون عاشقشیم 🥰😍♥️🥹

با سوالت گریم گرفت 💔😔
بسیار ناراحت جوری که گفت برو بچه رو بنداز

داشت بال در میاورد فهمید پسره انگار تخت پادشاهی باباش بدون وارث میشه
البته الان همش التماس خدارو میکنه بچه بعدی دخترشه

از روز اول بارداریم میگفت پسره و پسرمون هم عجله داشت۱۰ هفته جنسیتش مشخص شد بهش ک گفتم با خوشحالی گفت میدونستم پسرم تو راهه

از سنوگرافی اومدم بیرون بهش گفتم دختره خیلی ذوق کرد بعد گفت بریم بستنی بخوریم رفت بستنی خرید و گفت بریم خونه دیگه
میخواستیم برگردیم خونه گفتم پسره شوخی کردم باهات دور زد رفت لباس برام گرفت شامم بیرون بودیم 🤣🤣🤣از خوشحالیه پسر بودن نمیدونست دیگه چیکار کنه همش میگفت چیری لازم نداری چیزی نمیخوری🤣🤣🤣🤣

چون دختر دوس داره هردوتا پسر شد حس من میگ خیلی ذوق نکرد هرچند میگ فرقی نداره برام ولی ادم متوجه میشه ولی واس خودم واقعا هیچ فرقی تداره خوشحالم جنسیتشون یکیه بهتر باهم ممکنه کناد بیان

خیلی خیلی خوشحال شد همونی بود که میخواست🥹🍓

شوهر من خشکش زد چون دلش پسر میخواست 😂😂 الان میگه با صد تا پسر عوضش نمیکنم

سوال های مرتبط