اخرای بارداری سعی کنین غذای و زود هضم بخورین تا موقع زایمان احتمال مدفوع کمتر بشه البته تقریبا بیشتر خانوما همچین داستانی دارن و نگران نباشین خیلی نرماله ولی خب هر چی کثیف کاری کمتر بهتر

موقع زایمان از همون اول آه و ناله و جیغ رو شروع نکنین چون اخرش اذیت میشین سعی کنین با دماغ هوا رو بدین تو و از دهن بدین بیرون هم انرژی تون حفظ میشه برای آخر زایمان هم تقریبا یه کوچولو حواستون رو پرت میکنه از درد
با ماما یا دکترتون صحبت کنین که وقتی زایمان خیلی نزدیک شدین بهتون بگن برای زور زدن از اون اول زور نزنین اذیت میشین
اگه ماما دارین که عالیه وگرنه هرکسی رو نبرین موقع زایمان اگه دل ندارن یا تجربه ی اولشون من مادرم اومد تو منو ببینه به خاطر دردم گریه کرد روحیه مو کم تر کرد چون تجربه ای نداشت بعدش شوهرم اومد حالش بد شد رفت😂😂
دارین میرین برای زایمان یه پتو نازک یا کلفت هر کدوم که راحت ترین ببرین برای استفاده شاید نیاز بشه من نبردم و پشیمونم چون پتوی بیمارستان افتضاحه پوشاک و دستمال و آب میوه یادتون نره و لباسایی که وقتی میخواین بیاین خونه بپوشین شورت هم سعی کنین شورتکس بردارین احتمال کثیف کاری رو لباس کمتر میشه اینا تجربه من بود شماهم اگه چیزی هست بگین شاید برای یکی بدرد خورد موقع زایمان

تصویر
۳ پاسخ

راستی من برا فردا صبح دارم میرم بستری بشم زایمان طبیعی حالا شب چی بخورم یا اصلا میخواد غذا بخورم؟

عالی بود عزیزم ممنون

ممنون از انتشار تجربه‌ت، استفاده می‌کنم حتماً ☘️🌿
ان‌شاءالله که صحیح‌ و سالم باشید شما و نی‌نی

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۱۱ ماهگی
(پارت آخر تجربه زایمان طبیعی)
در آخر بگم که تنفس درست واقعا به کار میاد خانمهایی که می‌خوایم طبیعی زایمان کنین
دوم اگه به حرف ماما گوش کنین خیلی زود کوچولوتون و بغل میکنین اما هرچقدر بخواین کار خودتون و بکنین و گوش نکنین به حرفشون طول می‌کشه
سوم اینکه اگه شرایطتون مثل من نبود بنظرم دردا رو خونه بکشین خیلی بهتره چون فضای بیمارستان کلا به آدم استرس وارد می‌کنه
چهارم اینکه درداتون که بیشتر شد اگه ماما همراه نداشتین از تخت بیاین پایین و خودتون ورزش کنین چون رو تخت خیلی دیر تر میگذره روندش کند تر پیش می‌ره
پنجم اینکه قبول کنین که در زایمان طبیعی قراره خیلی در بکشین اگه با این موضوع کنار بیاین خیلی راحت تر میشه واستون من خودم من خودم تصورم خیلی فرا تر از این دردا بود خدایی
در حین اون انقباض ها هم بلند با خودتون صحبت کنین که من میتونم طبیعی زایمان برای خودتون انرژی مثبت بفرستین به بعدش فک کنین که کوچولوتون و میزارن رو شکمتون صحیح و سالم از افکار منفی واقعا جلو گیری چون فقط خودتونین که اذیت میشین
من واقعا راضی بودم از اینکه طبیعی و انتخاب کردم هرچقدرم برگردم عقب انتخابم همینه شاید باورتون نشه وقتی که دخترم مامانم آورد تا شیرش بدم با خودم گفتم دومی رو هم حتما میارم (می‌دونم خیلی پوست کلفتم 😂😂😂)
این از تجربه من امیدوارم بدردتوت بخوره
مامان رستا مامان رستا ۱۲ ماهگی
خب درد واکسن رستا خانم تموم شد
اگه میخواین این چندوقته برای بچه هاتون واکسن ۲ ماهگی بزنین این کارا رو کنین براتون به نظرم ساده تر میگذره. چون خودم یه سریاشو انجام ندادم سختم شد
مثلا روز قبل واکسن به اندازه ۲ روز سعی کنین غذا بپزین چون درگیر خواهید بود اگر کمکی دارین که هیچ
اگر بچه سابقه تب داشته قبل واکسن بهش استامینوفن بدین اگر نه بزارین بعد واکسن(چیزی بود که دکتر بهم گفت)
بعد واکسن که اوردینش خونه ، سعی کنین با یه پارچه نرم و تقریبا نارک پاهاشو قنداق کنین چون هربار که تکون میده پاهاشو بخاطر دردش گریه میکنه و جیغ میکشه
تبش رو چک کنین
هر ۴ ساعت سر وقت استامینوفن رو بدین تا دردش کمتر شه
لباس راحت بپوشونین براش که اذیتش نکنه
اینم یادتون باشه اون کوچولو خیلی درد داره
کلی نق میزنه بهانه گیری میکنه و حتی بیشترین نیازش بغله حتی شب هم ممکنه اصلا نخوابه ولی همش یه شبه تحمل کنین سعی کنین عصبی نشین❤️
روز اول هم کمپرس سرد بزارین فرداش کمپرس گرم
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی
پارت اول
دیروز تجربه زایمانمنوشتم زایمان من طبیعی بود امروز یسری نکاتی که حس میکنم تو زایمان
طبیعی کمکم کردو مینویسم چون قبل زایمان خودم نمیدونستم و ماما بهم گفت
اول درباره چیزایی که کمکتون میکنه برای زایمان راحت تر
ورزش که همه میدونین پباده روی زیاد که همه تون میدونین پله نوردی عالیه اسکات بزنین (مخصوصا زیر دوش آب گرم) اردکی راه برین تو خونه حتی اگه خسته شدین ینفر دستتون رو داشته باشه و کمکتون کنه یه پاتون رو از جلو بزارین رو مبل و از واژن خودتون هل بدین سمت مبل
بعد پای بعدی دوش آب گرم خیلی تاثیر داره حتما آب رو کمکتون بریزه
زیر دوش هم کمرتون مثل رقص بچرخونین صاف وایسین پاها جفت بعد یه پا فاصل بدین و به سمت پایی ببرین کمرتون رو
بعدی رابطه اس طبق گفته دکتر و مامام رابطه اخرای زایمان نباید فشار وارد کنه به کیسه آب نه خیلی عمیق نه سریع یجورایی برای اینکه بهتر متوجه بشیم رابطه خشن ممنوع ولی ریختن منی تو واژن برای دهانه رحم عالیه(از این تایم لذت ببرین چون بعد زایمان از ریختن یه قطره اش هم میترسین😂😂)
شیاف گله مغربی هم خوبه برای نرم شدن دهانه رحم
بقیش پارت بعدی
مامان محمد حسن مامان محمد حسن ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، بارداری دوم🌷قسمت دوازدهم
تا یکساعت بعد زایمان هنوز دلدرد شدید پریودی داشتم که به مرور خوب شد یه سرم هم بهم زدن بعد زایمان که گفت برای جمع شدن رحمته.
مامانم رو بعد زایمان اجازه دادن بیاد داخل پیشم. گفت جیغت رو که شنیدم فهمیدم تویی و راحت شدی .
دو ساعت بعد ، از اتاق زایمان فرستادنم تو بخش و نی نی ما الان یکماهه که کوچکترین عوض خونمون شده♥️

درد خیلی شدیدم که واقعا حس میکردم کنترل دردام از دستم خارج شده و میخواستم موهامو از درد بکنم😂از ساعت یازده بود که من یازده و چهل دقیقه زایمان کردم و پسر قشنگم رو بغل گرفتم .
واقعا زایمان دوم خیلی فرق داره از این لحاظ که هوشیارتری و با تجربه تر و روند زایمان بیشتر دستته انگار .

اها یادم رفت یه چیزایی :
در مورد ماساژ پرینه بگم
من یکبار بیشتر انجام ندادم که بدم اومد دیگه انجام ندادم 😶
نقاط فشاری و ورزش و پیاده روی و معاینه تحریکی خیلی به زایمانم کمک کرد (نقاط فشاری رو قبل زایمان برای شروع دردهای زایمانی انجام میدادم روزی یکبار در حد سه چهار دقیقه)

موقع دردها روحیه خیلی مهمه به خودتون روحیه بدید شاید شدت درد اجازه فکر کردم بهتون رو نده
ولی یه جمله رو به خاطر بسپارید و زیر لب بگید از همین قبل زایمان تمرین کنید که اونموقع یادتون باشه، مثل "من میتونم" , "میدونم زود تموم میشه" و ...
زایمان من روز تولد امام حسن بود برای همین امام حسن رو خیلی تو دردام صدا میکردم حضرت زهرا رو خیلی صدا میکردم خیلی کمکم می‌کرد بتونم درد رو تحمل کنم.
مامان نیکان مامان نیکان ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم. ماما گفت چهار سانت باز شده من گفتم می‌خوام برم بیمارستان خصوصی زایمان کنم ماما هم کلی تعریف و تمجید بیمارستان تامین اجتماعی و کرد آخرش گفتم من راضی بشم همسرم راضی نمیشه همسرم هم صدا زدن اون هم راضی کردن و بستری شدم بیمارستان به اون بزرگی هیچ کسی برا زایمان اونجا نبود اول یه سرم ساده زدن که اصلا درد نداشتم بعد ساعت ۱۲ سرم عوض کردن آمپول فشار هم به سرم زدن به توپ هم آوردن برا ورزش این هم بگم خواهرم همراهم بود کم کم درد هام شروع شد. منو منتقل کردن صندلی زایمان بعد۴۵دقیقه تلاش تیم زایمان بچه به دنیا اومد سه چهار نفر بالا سرم بودن. بچه رو گذاشتن رو سینه م همون موقع ادرار کرد نمی دونستم خوشحال باشم یا بخندم لحظه خیلی شیرینی بود. اما یه ساعت طول کشید تا بخیه زدن تموم بشه این و هم بگم برش نزدن موقع زایمان یه کم پارگی پیدا شد بخیه زدن برام خیلی درد ناک بود. همون ساعت اول بچه رو آوردن برا شیر دادن که چند قطره ای که تو سینم بود سیرش نمی‌کرد در کل از دکتر وپرستار بیمارستان راضی بودم اما از خدمه بیمارستان نه خیلی بد اخلاق بودن. یه توصیه هم بگم اگه بیمارستان دولتی میرین تخت خصوصی بگیرین انشاالله همه روزی صحیح و سالم بچشونو بغل بگیرن موقع زایمان برا همه دعا میکردم. که خدا به همه بچه سالم و صالح بدون مهم بودن جنسیت بده
مامان جوجه رنگی🐣🐦 مامان جوجه رنگی🐣🐦 ۱۴ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۴

ماما ساعت ۸:۳۰ معاینم کرد و کیسه آبم رو زد و با دستش سعی میکرد آب رو خالی کنه که خیلی برام دردناک بود کلی هم ازم آب اومد ولی کلا ۵ دقیقه طول کشید
برام صبحونه آوردن باز اومدم پایین تا ورزش کنم ماما بهم خرما و آب پرتغال داد بخورم قندم نیوفته باز همین طور همون ورزش ها رو انجام دادم و نفس عمیق می‌کشیدم
ماما بهم گفت به دردات از یک تا ده چه نمره ای میدی گفتم ۵ زیاد درد نداشتم فک میکردم درد زایمان همین قدره 🤧😂
ساعت ۹ بود کم کم دردام داشت زیاد میشد به ماما گفتم به همسرم بگه بیاد پیشم رفتن صداش زدن وقتی اومد تو اتاق خیلی نگرانم بود و می‌گفت خوبی ؟
اینم بگم که همسرم تو بارداری بهم می‌گفت برو سزارین کن که کمتر درد بکشی منم انتخابم طبیعی بود چون مامانم هنوز بعد ۱۵ سال بعضی موقع ها زخم سزارینش عفونت می‌کنه چون هر بار که سزارین میکنن همون جا رو میبرن و میدوزن که باعث شده پوستش نازک بشه
منم با کلی تحقیق انتخابم طبیعی بود
کلا سه بار ماما با دستش هر چی آب بود خالی کرد باعث شد روند زایمان سریع تر بشه
مامان جوجه مامان جوجه ۵ ماهگی
تجربیات کلی زایمانم که شاید بدردتون بخوره ✌️

اول اینکه از ۳۷/۳۸هفته شروع به استفاده از شیاف گل مغربی کردم
.هفته های آخر هر روز ورزش و پیاده روی میکردم
. من ماه آخر حاملگیم مصادف شده بود با ماه رمضون برا همین هر روز یه جزء قران میخوندم و از خدا میخاستم زایمانو برام راحت کنه و بچم سالم باشه شماهم تا میتونین بخونین واقعا تاثیر داره
جزء نمیتونین بخونین هر روز سوره مریم و انشقاق و تسبیحات حضرت زهرا رو بخونین
.درداتونو تا جایی که پنج دقیقه ای و منظم بشه داخل خونه بکشین خیلی راحت تره چون اونحا هی معاینه میشین و باید روی تخت دراز بکشین فقد .توی خونه یه لحظه راه میرین یه لحظه میشینین و دراز میکشین
اناناس حالا یا طبیعیش یا رانی یا کمپوتش بخورین
و روی خودتون از قبل زایمان کار کنین که موقع دردا اصلا جیغ نزنین چون فقد انرژیتونو از بین میبره به جاش یا لباتونو محکم فشار بدین یا صلوات بفرستین
بدونین که هر انقباض شمارو به دیدن بچتون نزدیک میکنه
در نهایت من از طبیعی راضی بودم .دردش زیادع انکار نمیشه کرد اما خارج از توان ادمیزاد نیست واقعا یا وگرنه خدا این روشو نمیزاشت برای زایمان .میگذرع با همه ی سختیاش اصلا استرس نداشته باشین
مامان 𝑵𝒊𝒉𝒂𝒏✨🫀 مامان 𝑵𝒊𝒉𝒂𝒏✨🫀 ۱۷ ماهگی
بالاخره واکسن دو ماهگی🍼🩷
تجربه‌های مامان‌های گهواره که انجام دادم شاید به دردتون بخوره


✨ شب قبلش نی نی رو حتماً حمام ببریم که تا سه روز بهتره حمام نره

✨ دو ساعت قبل واکسن من بهش قطره استامینوفن پاراکید دو برابر وزنش دادم که کمتر درد بکشه بعضیا میگن ممکنه حساسیت نشون بده اما دکتر و بهداشت گفتن من ای نداره و اختیاری هست
✨ لباس هم سعی کنید زیر دکمه برشون کنید هم هوا گرمه و هم موقع زدن واکسن اذیت نمی‌شن

✨ بعد از واکسن هم هر چهار ساعت دو برابر وزنش بهش قطره استامینوفن بدین در طول ۲۴ ساعت بیشتر از ۵ بار نباید بهش قطره بدین

✨ بعدش هم برای اینکه پاهاشون رو تکون ندن اذیت نشن پاهاشون رو قنداق کنین کل بدن نه چون هوا گرمه و ممکنه تبشون بالا بره

✨ ۱۲ ساعت اول کمپرس آب سرد و ۱۲ ساعت دوم کمپرس آب گرم روی دو تا پاهاشون که واکسن زدین بزنن که جای واکسن رقیق بشه و سفت نشه

✨ تبشون رو هم هر دو ساعت چک کنین بالای ۳۸ درجه نباشه اگر بود درمانگاه ببرید
اینم تجربه من بود نیهان دو ساعت بعد واکسن خیلی گریه کرد و اذیت کرد اما استامینوفن که دادم الان راحت‌تره و گیجه و می‌خوابه 🥲🤍