تجربیات کلی زایمانم که شاید بدردتون بخوره ✌️

اول اینکه از ۳۷/۳۸هفته شروع به استفاده از شیاف گل مغربی کردم
.هفته های آخر هر روز ورزش و پیاده روی میکردم
. من ماه آخر حاملگیم مصادف شده بود با ماه رمضون برا همین هر روز یه جزء قران میخوندم و از خدا میخاستم زایمانو برام راحت کنه و بچم سالم باشه شماهم تا میتونین بخونین واقعا تاثیر داره
جزء نمیتونین بخونین هر روز سوره مریم و انشقاق و تسبیحات حضرت زهرا رو بخونین
.درداتونو تا جایی که پنج دقیقه ای و منظم بشه داخل خونه بکشین خیلی راحت تره چون اونحا هی معاینه میشین و باید روی تخت دراز بکشین فقد .توی خونه یه لحظه راه میرین یه لحظه میشینین و دراز میکشین
اناناس حالا یا طبیعیش یا رانی یا کمپوتش بخورین
و روی خودتون از قبل زایمان کار کنین که موقع دردا اصلا جیغ نزنین چون فقد انرژیتونو از بین میبره به جاش یا لباتونو محکم فشار بدین یا صلوات بفرستین
بدونین که هر انقباض شمارو به دیدن بچتون نزدیک میکنه
در نهایت من از طبیعی راضی بودم .دردش زیادع انکار نمیشه کرد اما خارج از توان ادمیزاد نیست واقعا یا وگرنه خدا این روشو نمیزاشت برای زایمان .میگذرع با همه ی سختیاش اصلا استرس نداشته باشین

۴ پاسخ

منم طبیعی بودم با اینکه خیلی سخت بود و خیلی هم بخیه خوردم .دلم برا روز زایمانم تنگ میشه و صدرصد اگه بازم باردار شم باز طبیعی رو انتخاب میکنم .

خیلی ممنون که تجربیاتتو گذاشتی برامون خیلی هم قشنگ تعریف کردی 🥰🥰

گل مغربی روزی شبی یکی بزارم داخل واژن؟باید سوراخش کنم؟

طبیعی بهتر از سزارینه منم طبیعی بودم

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۵ ماهگی
پارت سه زایمان طبیعی من💖

ماما گفت برو فقد پیاده روی و هر وقت دردات منظم و پنج دقیقه اش شد بیا ما زیر پنج سانت بستری نمیکنیم چون خودت اینجا بیشتر اذیت میشی . دوباره برکشتم خونه بابام و اونحا هی راه رفتم (راه رفتن هم برام سخت بود واقعا دوست داشتم فقد نشسته باشم اما مجبورم میکردن پاشو راه برو 😅🤕 با شروع هر انقباض شروع میکردم صلوات فرستادن توی دلم و اصلا جیغ نمیکشیدم (از بس همه از سختی زایمان گفته بودن که ادم مرگو به چشماش میبینه من انتظارم درد وحشتناک بود و میگفتم از الان بخوام جیغ بکشم موقع دردا که اونقت چیکار خواهم کرد ) شب ساعت نه دیگه دردم خیلی زیاد بود و منظم و پنج دقیقه ای مامامم شام اورد بخور بعد برپ زایشگاه که انرژی بگیری یکم هی گفتم حالت تهوع دارم نمیتونم گفت بزور هم شده بخور لقمه اولو گذاشتم دهنم گلاب به روتون هر چی از صبح خورده بودم بالا اومد یعنی دیگه خالی شدم از ذره ای انرژی 😭. رفتم زایشگاه و گفت پنج سانتی پاشو لباساتو عوض کن و بیا داخل 😟😓
پارت بعد...
مامان همتا مامان همتا ۱۱ ماهگی
(پارت آخر تجربه زایمان طبیعی)
در آخر بگم که تنفس درست واقعا به کار میاد خانمهایی که می‌خوایم طبیعی زایمان کنین
دوم اگه به حرف ماما گوش کنین خیلی زود کوچولوتون و بغل میکنین اما هرچقدر بخواین کار خودتون و بکنین و گوش نکنین به حرفشون طول می‌کشه
سوم اینکه اگه شرایطتون مثل من نبود بنظرم دردا رو خونه بکشین خیلی بهتره چون فضای بیمارستان کلا به آدم استرس وارد می‌کنه
چهارم اینکه درداتون که بیشتر شد اگه ماما همراه نداشتین از تخت بیاین پایین و خودتون ورزش کنین چون رو تخت خیلی دیر تر میگذره روندش کند تر پیش می‌ره
پنجم اینکه قبول کنین که در زایمان طبیعی قراره خیلی در بکشین اگه با این موضوع کنار بیاین خیلی راحت تر میشه واستون من خودم من خودم تصورم خیلی فرا تر از این دردا بود خدایی
در حین اون انقباض ها هم بلند با خودتون صحبت کنین که من میتونم طبیعی زایمان برای خودتون انرژی مثبت بفرستین به بعدش فک کنین که کوچولوتون و میزارن رو شکمتون صحیح و سالم از افکار منفی واقعا جلو گیری چون فقط خودتونین که اذیت میشین
من واقعا راضی بودم از اینکه طبیعی و انتخاب کردم هرچقدرم برگردم عقب انتخابم همینه شاید باورتون نشه وقتی که دخترم مامانم آورد تا شیرش بدم با خودم گفتم دومی رو هم حتما میارم (می‌دونم خیلی پوست کلفتم 😂😂😂)
این از تجربه من امیدوارم بدردتوت بخوره
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی
مامان عزیز دلم مامان عزیز دلم ۵ ماهگی
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی
اخرای بارداری سعی کنین غذای و زود هضم بخورین تا موقع زایمان احتمال مدفوع کمتر بشه البته تقریبا بیشتر خانوما همچین داستانی دارن و نگران نباشین خیلی نرماله ولی خب هر چی کثیف کاری کمتر بهتر

موقع زایمان از همون اول آه و ناله و جیغ رو شروع نکنین چون اخرش اذیت میشین سعی کنین با دماغ هوا رو بدین تو و از دهن بدین بیرون هم انرژی تون حفظ میشه برای آخر زایمان هم تقریبا یه کوچولو حواستون رو پرت میکنه از درد
با ماما یا دکترتون صحبت کنین که وقتی زایمان خیلی نزدیک شدین بهتون بگن برای زور زدن از اون اول زور نزنین اذیت میشین
اگه ماما دارین که عالیه وگرنه هرکسی رو نبرین موقع زایمان اگه دل ندارن یا تجربه ی اولشون من مادرم اومد تو منو ببینه به خاطر دردم گریه کرد روحیه مو کم تر کرد چون تجربه ای نداشت بعدش شوهرم اومد حالش بد شد رفت😂😂
دارین میرین برای زایمان یه پتو نازک یا کلفت هر کدوم که راحت ترین ببرین برای استفاده شاید نیاز بشه من نبردم و پشیمونم چون پتوی بیمارستان افتضاحه پوشاک و دستمال و آب میوه یادتون نره و لباسایی که وقتی میخواین بیاین خونه بپوشین شورت هم سعی کنین شورتکس بردارین احتمال کثیف کاری رو لباس کمتر میشه اینا تجربه من بود شماهم اگه چیزی هست بگین شاید برای یکی بدرد خورد موقع زایمان
مامان سید یحیی مامان سید یحیی ۱۱ ماهگی
مامان والا✨️ مامان والا✨️ ۴ ماهگی