سلام سلام 😃 حال و احوال شما؟😃 من داغونم😅 خیلی خسته ام😛 خیلی کار کردم امروز. تازه با پسرهام خرید و پارک هم رفتم.😍
امروز برای اولین بار آئین فسقلی رو گذاشتم توی کالسکه و دست امیرآقا رو گرفتم و رفتیم بیرون، تا شوهرم توی خونه به کارهاش برسه. آخه شوهرم کارش آنلاین شده و دائم پای لبتاب مشغوله.
خلاصه که خیلی خوب بود، آئین دسته گل بود، ولی امیر هم دسته گل بود.‌ ولی بود... آره بود... همه بچه ها دسته گلن. خس و خاشاک ماییم نه اونا😃
پدر شوهرم یه خاطره از مرحوم پدرش تعریف میکنه. میگه اوایل انقلاب یک بار پدرم رو از روستا می‌آوردم شهر دکتر، تو خیابون یه آقایی یهو شروع کرد به کتک زدن بچه اش! پدربزرگ میره آقا رو میگیره به باد کتک و میگه زورت به بچه رسیده؟؟؟ اون میگه آخه آقا این بچه بی ادبه فحش میده. فلان فحش رو داده. باز پدربزرگ پدر بچه رو کتک میزنه میگه از توی نفهم یاد گرفته😂
پدرشوهرم میگه نگران بودم که پدرم مریضه ولی دیدم نه این زورش حیلی زیاده پس از پس مریضی هم برمیاد😂
من که تو خیابون فقط به بچه هام عشق میدم. هی میگم امیر آقا پسر عزیزم... امیرآقا جا دلم... امیر آقا دورت بگردم...
اینجوری هیچ کس به خودش اجازه نمیده به پسرم بد بگه یا بد نگاه کنه.
دیگه همه پناه بچه ها ما هستیم باید پناهگاه خوبی باشیم.
خوب نصیحت کردم؟
نننننننخخخخخخخیییییییررررررر....

دوستم مامان شازده کوچولو داره داستان عاشقی شو مینویسه. خیلی زیباست بخوانید.‌ منم دوست دارم داستان عاشقانه مو بنویسم ولی متاسفانه بخش چرت و پرت گوی مغزم فعاله نه بخش عاشقانه اش😂
تا درودی دیگر بدرود👋👋👋

فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
کودک نی نی فرزند اطفال
شیرخشک شیرمادر پوشک مولتی ویتامین

۸ پاسخ

سلام عزیزم
ان شاالله کنار خانوادت همیشه خوش باشی.
ولی اطرافیان آدم چقد مهمن.اینکه پدرشوهرت اینارو میگه تاثیر داشته روت درسته؟
حالا برای من اطرافیانم خشن و بی عاطفه مدام تو بچه داریم استرس دارم و بقیه جای این حرفای به دلنشین نصیحتای همراه با طعنه کنایه حواله میکنن🤕

تو هر چی به زبون بیاری عالیهههه سارا فقط بیا و بنویس😍😍😍😍❤️❤️❤️

تو فقط بیا هرچی خواستی بنویس🤣😅😅😅

، 😂😂😂😂
جفتتون دس ب قلمتون خوبه. مامان شازده کوچولو. بخش عاشقانه و تو هم بخش کمدیش. باهم ی رمان بنویسید😁
ولی کلی خندم گرفت از کار گدر گدر شوهرت چ زود باباهه رو زده گفته از تو یاد گرفته. راست گفته خووو😂😂

شما کارت درسته سارا جانم😍😍🌹🌹🌹

عزیزم فاصله سنی بچه هات چقده؟
بعد ببخشیذ معذرت میخوام بحث فضولی نباشه
ی بار تاپیکتو اتفاقی دیدم
نفهمیدم منطورتون چیه
ولی الان خواستم بپرسم
شما زن دومی همسرتونی؟

من یه دوست از دار دنیا دارم که از دبیرستان دارمش
و خیلی خیلی دختر آرومی هست

هرسری که با من و بچه هام میاد بیرون میگه چه صبری داری تو😂
من پیش همه جا انداختم که بگن آقا والا آقانامی نیکی جان…
دعوا و تربیت بچه ها رو بذاریم برای توی ۴دیواری خونمون

وای آره منم سعی میکنم با تسلط بر اعصاب بگم آیرااااادجانم 😅😅

سوال های مرتبط

مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان امیر و آئین مامان امیر و آئین ۳ سالگی
امیر رو بردم پارک یه خانم فوق رو مخی دخترشو آورده بود اونجا.
اول که امیر روی تاب بود اومد گفت زود بیا پایین بقیه بچه ها منتظرن! گفتم تازه نشسته! گفت آخه تعداد زیاده! گفتم صبر میکنن بچه ها.
باز سر سرسره ایستاده بود به بچه ها میگفت زود باشید! تند برو! زود بلند شو! تو بزرگی نیا سرسره! تو اون جوری نشین میفتی! با عصبانیت!!!
هی گیر میداد به بچه ها میگفت پدر و مادرتون کجان؟ با توپ و تشر!!!
دیگه ناراحت شدم گفتم لطفا فقط مراقب دخترتون باشید و تو بازی بچه ها دخالت نکنید!
گفت پدر و مادرشون مراقبشون نیستن! گفتم شما فقط وظیفه دارید از فرزند خودتون مراقبت کنید لطفا تو بازی بچه ها دخالت نکنید!
دست بچه شو گرفت قهر کرد رفت😐😐😐
حالا فکر می‌کنید دخترش چند ساله بود؟؟؟ هفت یا هشت ساله!

بخدا اگر میدونستم بهش بگم قهر میکنه میره زودتر میگفتم!
یکی از بچه ها گفت آخ جون رفت😂
خداوکیلی بچه ها رو می‌برید پارک بهشون استرس ندید. اونا اومدن خوش بگذرونن بذارید خوش باشن
مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
نمی‌دونم چرا دلم برای تیام خیلی میسوزه فوق العاده مهربونه درسته گاهی خیلی کم لج می‌کنه ولی نه زیاد
یا گاهی مثلا نسبت به بعضی بچه تا با ادب تره نه اینکه پسرمه تعریف کنم میبینم از یه جهت دوست دارم ولی نه زیاد حقیقتا کنار بچه های دیگه قرار میگیره حس میکنم چون مهربونه ساده به نظر میاد
مثلا تو پارک بازی کنه یه بچه ای بی افته سریع میاد میگه مامان من نبودم یا هول ندادم چون بهش گفتیم کار بدیه مامانش ناراحت میشه
بعد سر سره بخوره بخوره به یه بچه ای
یا ناخواسته بخوره سریع بغل می‌کنه میگه معذرت خواهی میکنم ببخشید این مدلی حتی با خودمم همینه ناراحتم عصبانی بشم سریع میگه عزیزم عزیزم عصبانی نشو آروم باش آروم باش
بعد مثلا هوای دخترا بیشتر داره مثلا دیدم دختر هلش بده تیام نمی‌ده سعی می‌کنه آروم کنه یا بغل کنه
ولی پسر اگه بزنه اذیت کنه میزنه
ولی کنار بعضی بچه ها خیلی ساده به نظر میاد انکار مثلا به قول ما پیچوندن این چیزا بلد نیست نمی‌گم اینجوری باشه ولی تو جامعه الان واقعاااا لازمه خودمم عینه تیام بودم خیلی ضربه خوردم تا که همه چی برام عادی و بی اهمیت شد دوست ندارم دلش بشکنه
یه چی بشه میگه قابلی ندارها بفرما عزیزم
مثلا اینجور حرف زدن بعضی جاها دوست دارم مثلا مغازه خرید می‌کنه میگه ببخشید بی زحمت اینو حساب کنید ولی پارک و بعضی جاها دوست ندارم دلم نمی‌خواهد ضربه بخوره بعضی انقد خیلی معذرت می‌خوام از بچگی پدر.... آب زیرکا هستن
به نظرتون حسم اشتباه دوست ندارم انقد مهربون باشه
مامان گردو❤ مامان گردو❤ ۳ سالگی
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
این روزها کار شوهرم خیلی زیاده
صبح میره ساعت هفت
ساعت سه میاد
دوباره چهار میره تا یازده
امروز ظهر استانبولی آماده کردم حالمم بد بود...ولی گفتم آماده کنم گناهداره الان بیاد تا ماهی بیاره تا سرخ کنم طول میکشه اذیت میشه....خلاصه که ما ناهار آماده کردیم
سالد درست کردیم
شربت زدیم
ترشی ام که بود....اقا اومد داد و بیداد و همه چیزو بهم‌ریخت که چرا ناهار اینه...برو برنج درست کن برو ماهی ها رو بزار توی فریزر
برو فلان کن برو بهمان کن فقط ی بنده داد میزد...منم که اشکم به مشکمه...داد زدم منم از صبح حالم بود بود بزور برا تو درست کردم بخوری زبونتم.دزاره.حالم‌بده بشین‌خمینی رو بخور.سیر میشی....خلاصه که نشس تنهایی خورد.... بعدم رفتیم تو اون یکی اتاق من دخترم‌...بعدم که رفت سرکارش...منم از ساعت ۴ زنگش نزدم.البته که از دلم در نیاورد.بدون خداحافظی هم‌رفت‌...همیشه هم این کارشه هاااا داد و بیداد رو میگم...اولین بارش نبود‌..
باید چیکارش کنم مثلا این مرد رو؟