تجربه از شیر گرفتن
امیدوارم بهتون نشون بده چون من و پسرم اینجوری اصلا اذیت نشدیم
حدود ۱۴ ماهگی پسر من خیلی زیاد و بی رویه شیر میخورد وسط بازی قبل خواب بعد خواب حتی وسط غذا خوردن میگفت بهم شیر بده همه ش آویزون بود بهم قدم اول اومدم این شیر خوردن ها رو تنظیم کردم وعده هاش رو منظم کردم از دکترش پرسیدم تو این سن چه مقدار باید شیر بخوره گفت روزی سه وعده کاغیه براش منم یکی یکی وعده های اضافی رو حذف کردم به جاش بهش تنقلات مفید دادم چیزهایی که خیلی دوسشون داشت مثل شیر پاکتی با خرما، پنیر مدادی، نان مهمانی، آجیل یا میوه چون عاشق این چیزها بود یا مثلا هر روز صبح ساعت ده بعد صبحانه شیر میخواست اینجا زیاد بهونه میگرفت منم زود لباسهاشو میپوشوندم میبردم تو کوچه یا پارک یک ساعت میچرخیدیم بعد که میومدیم یادش رفته بود سخت بود ولی چون هر هفته یک وعده‌ی اضافی رو حذف کردم زیاد نق نمیرد و کنار میومد. بقیه ش رو کامنت میذار
#فرزندپروری#قطع‌شیر#شیر#پوشک#بچهم

۶ پاسخ

عزیزم پسر من ۱۸ماهه شه به شدت به سینه وابستس هر نیم ساعت با زور و گریه لباسمو میده بالا شیر بخوره کلا اویزون چه تو خواب چه بیرون چه وسط بازی خیلی خستم کرده چیکار کنم از شیر بگیرمش

باریکلا این رو میگن ی از شیر گرفتن اصولی و درست 🤌🏽

من متوجه نشدم این پروسه ترک شیر خودتون بود یا شیر خشک؟ پسر من شیرخودمو میخوره و خیلی وعده های کوجیک و الکی داره هر نیم ساعت چندتا مک میخواد و این خیلی بده واقعا موندم چیکار کنم

انشاالله منم‌بتونم از شیر بگیرمش

۳۳۳۳۳

تصویر

۲۲۲۲۲۲

تصویر

سوال های مرتبط

مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری
مامان پسرچه مامان پسرچه ۲ سالگی
🤱🏻⁉️مامانا روشی که من بچمو تدریجی از شیر گرفتم
اینجوری بود که :
کلا بعد از یکسالگی نمیتونست هرموقه که خواست شیر بخوره و شیر خوردنش قانون داشت
اکثرا وقتایی که میخاست بخابه و معمولا هم بعد از غذا خوردنش که شیر باعث پرشدن معدش نشه ، حدودا میشد ۳-۴ بار در روز …
برا ترک شیر من اول اومدم وعده های الکی رو حذف کردم مثلا وقتایی که نمیخاس بخابه یا برا سرگرمی فقط شیر میخورد حذف شد ، بجاش با بازی کردن، کتاب و شعر خوندن ، اهنگ و رقص😂 ، بیرون رفتن و … جایگزین کردم
که درواقع شیر خوردنش شد فقط صبحا بعد از بیداری ، عصرا برا خاب و شبا قبل از خاب …و نصف شب اگر بیدار شه
پسر من فوق العاده عادت داشت که فقط با ممه بخابه و حذف شیر عصر برامون مرحله چالشی بود🫠من از یه مدت قبل یه اهنگ لالایی که دوس داشت رو همیشه نزدیک به خابیدن براش میذاشتم ک بهش عادت کنه ، بعدم یوقتا رو پا تکونش میدادم یوقتا تو بغل میگردوندمش تا بخابه ، این کارا شاید دو سه ساعت زمان میبرد تا خابش ببره ، یه روزا هم اصلا حاضر نبود بخابه تا ساعت ۶و۷ عصر ک از خاب بیهوش بشه !
مهمترین چیز اینه ک شما قاطع برخورد کنین و اگه دیدین نمیخابه یا خودتون خسته و بی حوصله این سریع سینه رو بهش ندین ، باید خیلی صبوری کنین و استمرار داشته باشین
بعد از این مرحله ما رسیدیم به حذف شیر صبحا بعد از بیداری ، این یکم اسونتره
تا بیدارمیشه بغلش میکنم براش شعر میخونم میبرمش سراغ وسایل بازی مورد علاقش خلاصه یجوری سرگرمش میکنم
تا الان شیر روز رو قطع کردیم
منتظرم یک هفته از این مرحله بگذره دیگ میریم سراغ قطع شیر قبل از خاب شب🫠🤪
(البته درطول روز معمولا یک یا دو بار شیرخشک با لیوان میخوره چون بچه ها تا ۲سالگی به شیر خوردن نیاز دارن )
#فرزندپروری#شیر
مامان نیهان🌙✨ مامان نیهان🌙✨ ۲ سالگی
تجربه من درباره از شیر گرفتن دخترم
چون خیلی ها میپرسن و این پروسه براشون سخته ،گفتم منم تجربمو بزارم بلکه کمکی باشه😘🥰 اول اینکه من از شیر روز شروع کردم،دخترم چهار بار در طول روز شیر میخورد. اول شیر ظهرش رو قطع کردم،‌ هر وقت میومد طرفم فوری بهش خوراکی میدادم و سرگرمش میکردم بازم با این حال نیم ساعت بعد میومد طرفم.رژ میزدم و بهش میگفتم بوویه. تا سه روز ، روز چهارم شیر عصرش رو هم قطع کردم ، به همین منوال بهش خوراکی و نوشیدنی مخصوصا شیر توی لیوان میدادم بخوره. کلا اب و نوشیدنی شیر و دوغ و آبمیوه طبیعی توی این زمان زیاد بهش بدین،من میدادم با نی بخوره که اشتیاقش بیشتر بشه برا خوردنش. بعد چهار روز شیر صبح هم قطع کردم. همین که بیدار می‌شد واسه شیر بهونه میگرفت، ولی من بهش میگفتم بیا بریم صبحونه بخوریم.بیا بریم نون و پنیر و چایی بخوریم ، بیا بریم جوجو (تخممرغ) بخوریم😂😂 بلندش میکردم می‌بردم سر سفره.گاهی چشماش بسته بود اصلا صبحونه نمیخواست لباسمو سعی می‌کرد بزنه بالا. که من محل نمیدادم.نازش میکردم براش تلویزیون میزدم.بازی میزاشتم که آروم بشه. آروم که می‌شد دیگه صبحانه بهش میدادم. تا یه هفته. تا رسیدیم به شیر شب .شبا یک ساعت قبل خواب لامپا خاموش میکردیم که بخوابیم. اونم برا خودش بازی می‌کرد توی تاریکی تا خوابش میگرفت بعد که میومد سمتم منم فوری میزاشتم رو دوشم تکون میدادم تا بخوابه یا میزاشتم رو پاهام وقتی گیج خواب شده بود. بعد دیگه الان چند روزه کامل گرفتم خداراشکر. انشالله خدا کمک همه مادرا باشه راحت از شیر و پوشک بگیرن.
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩