قسمت ششم:

۶ماه بعد رفتم برای انتقال دوم،اما اینبار منفی شد و من دیگه جنینی نداشتم،تقریبا ازین کلینیک نا امید شدم ،حدود ۱سال درمانمو ول کردم که یکی از آشناهامون بهم گفت برو کلینیک مام تو خاورمیانه اولینه و تو دنیا جز ۵تا کلینیک ناباروریه خوبه،
نوبت گرفت رفتم پیش یکی از بهترین پزشکاش به قول خودشون به اسم دکتر لاهوتی...
اون بعد بررسی پروندم و آزمایشایی که گرفت گفت تو اصلااااا ذخیره تخمک نداری ،حتی نمیتونی آی وی اف کنی مگر اینکه تخمک اهدایی بخری،حالا تو این جریانات ناباروری من حدود ۴۰کیلو چاق شده بودم حدود ۱۰۰کیلو،خیلی نا امید شدم گفتم اونجوری که دیگه بچه من نیست،گفت فقط تخمکش مال تو نیست،خیلی نا امید شدم دلم نمیخواست اینکارو کنم،اومدم خونه و به شوهرم گفتم،گفت اگه تو بخوای انجامش میدیم تو دلت میخواد مادر بشی بخاطرت هرکاری میکنم،دوسه ماه طول کشید تا با خودم کنار اومدم و رفتم کلینیک و گفتم باشه انجامش بدیم،یک نفرو انتخاب کردم که شبیه ترین بود به خودم،پروسه انجام شد و حدود ۱۸تا جنین تشکیل شد،ماه بعدش رفتم واسه انتقال...
دوتا جنین کاشتن برام و بهم گفتن ۱۴روز دیگه آزمایش بده،اینبار مثبت شد،خدایا من مامان شدم بالاخره😊
دوهفته بعد رفتم سونو گفت عالیه برو دوهفته دیگه بیا و وقتی رفتم فهمیدیم ۱جنینم شده بود دوتا حالا من دوتا نینی همسان داشتم که قلبشون میتپید!
دوسه بار رفتم سونو و همه چیز داشت خوب پیش میرفت...
تا اینکه یه روز خونریزی افتادم ،به دکترم رنگ زدم گفت آسپرین و آمپول انوکسپارینتو قطع کن بعد ۴۸ ساعت که خونریزیت قطع شد دوباره شروع کن،اما درد و خونریزیم هرلحظه بیشتر میشد،رفتم کلینیک و گفتم من دوهفته خونریزی دارم،به زور رفتم سونو شدم!
😔😔😔

۱۳ پاسخ

چقدر بد😭

دکتر منم لاهوتی بود توی مام الانم 8ماهمه بعد ده سال باردار شدم تخمکم ها ضعیف بود ....با اولین انتقال هم باردار شدم 2تا جنین ولی یکیش گرفت

هوففففف😔

چقدر اذیت شدی خیلی برات ناراحت شدم ولی مشخصه خیلی قوی هستی عزیزم❤️👌

امیدوارم پایان این همه غم شادی باشه برات..🥹❤️🤲

واااااای😔😔😔😔

اخی الهی

آخی عزیزم چه سختیایی کشیدی

بقیش😭

ادامش❤️....

خب ...🥲🥲

شما مامان قوی هستین 💪🏻

سلام 🤚🏼
انلاین شاپ لباس نوزادی
تو روبیکا کانال دارم
هم کیفیته هم قیمت خیلی مناسب تر از مغازه براتون در میاد

جنس پنبه و نخ پنبه
کلی مامان از همین گهواره عضو کانال شدند خرید کردند و رضایت هاشون تو کانال هست
ارسالمون هم فوری هست
میتونی یه سر بزنی
پشیمون نمیشی
کلی لباس گوگولی شیک و نوزادی داریم

ایدی کانال روبیکا
‏‌@nini_heed1

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
قسمت نهم:

بعد گذروندن یه دوره افسردگی برگشتم به زندگیه عادی و حدود ۳سال گذشت،جلوگیری نداشتم اصلا چون تخمکی نداشتم،یه لوله هم نداشتم...
یهو دیدم شده ۳۸سالم و هنوز بچه ندارم،زندگیم یک نواخت شده..
به همسرم گفتم یکبار دیگه امتحان کنیم اگه نشد دیگه ولش میکنم واسه همیشه،یا یه بچه از پرورشگاه میاریم،اول قبول نکرد گفت نمیخوام دیگه ببینم تو درد میکشی و سختی میکشی،اما دید واقعا نیازش دارم قبول کرد ،
باز رفتم پیش پزشکم تو کلینیک مام و بهم آزمایش داد و بعد چک کردن گفت هرماهی که خواستی جنین بکاری این داروهارو مصرف کن روز ۴پریودیت بیا،
تصمیم گرفتم اول یه سفر خوب برم و بیام خونه تکونی بکنم وبعد برم واسه انتقال جنین..
رفتم ترکیه و برگشتم کارای خونه رو کردن،خوب همونطور که گفتم سزآشپز بودم دیدم بوها داره اذیتم میکنه بالا میارم،غذاهای مورد علاقم بدم میومد،بعد از شلغم که متنفر بودم عاشقش شده بودم.به اجبار همسرم بی بی چک زدم🙄🙄🙄
چیییییی شدههههه مثبت؟؟؟؟
همون روز رفتم آزمایش مثبت بود🥲🥲
بازم اعتماد نکردم پس فرداش رفتم باز آزمایش دادم مثبت بود و دو برابر شده بود😍😍
چون کلینیک مام پرونده داشتم رفتم اونجا اما دیگه کلاهم هم بیافته اونور نمیرممممم
خود دکترم نبود،دستیارش که خودش هم جز دکترای بنام بود سونوم کرد گفت من کیسه زرده نمیبینم احتمالا خارج رحمیه😔😔😔
مامان گل پسری(علیرضا) مامان گل پسری(علیرضا) ۶ ماهگی
مامانا درادامه تایپیک قبلی که گفتم پنجشنبه خونریزی داشتم....
خب بعداز دوسه ساعت خونریزی بنداومد
ولی جمعه ساعت یازده ونیم صبح باز رفتم دسشویی و دیدم خونریزی کردم 😭و البته بیشتر از روزقبل
خلاصه سریع اماده شدم و رفتم یه بیمارستان دیگه(امام )
چون روزقبل که بیمارستان دیگه بودم گفت باید بری کلا اونجا واسه اینکه هفتت پایینه و احتمال زایمان زودرس و ایناهست
رسیدم و رفتم اورژانس زنان ،مدارک و سونوی روزقبل رو بهش دادم و قضیه رو واسش شرح دادم ،گفت برو تا معاینت کنم 🤦🏻‍♀️
اسم معاینه میاد تن و بدنم میلرزه
دیگه رفتم اماده شدم برای معاینه اول با اسپکولوم وارد واژن شد🤦🏻‍♀️🥲وای که چقد درد داشت ،وقتی درش اورد یه تیکه حالت چربی یا گوشتی مانند بهش بود ،گفت دهانه رحمت بستس خداروشکر اینم شیافته دراومد😐😐قیافه من فقط دیدنی بود،گفتمش این شیاف نیس من شیافو مقعدی میزارم ،گفت پ این چیه😐🤦🏻‍♀️داشت ازمن می‌پرسید گفتمش چمیدونم و باترس اومدم پایین و گفتم یاحضرت ابوالفضل 😭 نگاهش کرد گفت مث عفونت یاترشحه ،بافت جنینی نداره چون رحمت بستس اصلا ،
گفت درازبکش دوباره و اینبار با دست معاینه کرد لعنتی چقدر دستش درد داشت داشت اشکم میومد دیگه
خلاصه کارش تموم و گفت برو صداقلب بچه روهم بزاریم اونم گوش دادن و خوب بود ،گفتمش پ علت این خونریزی چیه
گفت خونریزیت زیاد نیس درحدیه که دستکشم فقط خونی شد ،اونم مث ترشح میمونه نگرانش نشو همه چیزبچه هم که خوبه،گفتم بهش اگرنیازه بستریم کنید خودم راضیم تحت نظر باشم ،گفت ن نیازنیس بروخونه اگر دیدی خونریزیت بیشتر شد بیا
،دیگه خلاصه اومدم خونه وتاعصرش خونریزی کم شد درحد لکه بود
ودیگه ازغروب به بعد حالت لکه های قهوه ای شد

ادامه تایپیک بعد
مامان دوقلوها 💗💗 مامان دوقلوها 💗💗 ۳ ماهگی
۸🌺
من دکترم گفته بود تو شهر خودمون ک هر دوهفته چکاب بشم تا زمان انومالی که رفتم همون مرکز نیکو انومالی و اکو یکی از جنین هام روقلبش لکه سفید داشت که هنوزم داره اما میگن چیز مهمی نیست...
سرویکسم تو انومالی رسید به ۳۲ دکترمم تو شهر خودم گفت هر دو هفته چک بشو اگه کمتر شد سرکلاژ کنیم چون فقط تا ۲۴ هفته فرصت سرکلاژ هست من ۲۱ هفته رفتم سونو و دیدم سرویکسم شده ۱۹ که دکتر همون شب اورژانسی عملم کرد و سرکلاژ شدم فعلا که تا اینجا من و کوچولو ها کنارهمیم با تموم سختی ها با تموممم روزهای خوب و بدی ک گذروندیم من و همسرم برای اینجایی که ایستادیم خیلی تلاش کردیم خیلی تاوان دادیم روزای انتقال ک باید روزای ارومی باشه همسرم درگیر کارهای دادگاهش بود ک بهش افترا زده بودن و تو اوج استرس و حال بعد انتقال دادیم به لطف خدا هم بی گناهی همسرم ثابت شد و هم خدا بهمون دوتا فرشته بخشید منظورم اینه از خدا نا امید نشید همیشه برامون بهترینش و کنار گذاشته دقیقا وقتی ک فکرش و نمیکنید از راه میرسه من دقیقا قبل انتقالم رفتم مکه رفتم و دلم و با خودم و خدام صاف کردم رفتم انقدر اروم شدم تا بتونم این مسیر سخت و شروع کنم امیدوارم نگاه خدا همیشه تو زندگیتون باشه🌺
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
قسمت سوم:

همش ناراحت بودم مامانم مبگفت غصه نخور از قدیم گفتن بچه اول مال کلاغاس و زود بچه دار میشیو گفت که منم بچه اولم همینجوری شد...
اما چندسال اقدام بودم ولی خبری از بچه نبود ،هربار ۱روزم عقب مینداختم بی بی چک میزدم به امید مثبت بودن،اما هربار که پریود میشدم انقدر گریه میکردم که انگار عزیز از دست دادم،هرچی دکتر خوب و بنام تو تهران بود رفتم مثل دکتر بزرگ علوی،دکتر پیروزمتد،دکتر حنطوش،دکتر دستجردی،.....همه میگفتن مشکل خاصی نداری فقط یکم تنبلیه تخندان داری با دارو حل میشه اما خبری نبود،تصمیم گرفتم دیگه دکتر نرم برم کلینیک ناباروری اخه حدود ۴سال گذشته بود و من کلی دارو استفاده کرده بودم و کلی دستکاری شدم دیگه خسته شده بودم،تو این مدت دوبار عکس رنگی انداختم،یکبار کورتاژ تشخیصی شدم،یکبار پی ار پی شدم،دوبار هیستروسکوپی که از دردایی که کشیدم هیچی نمیگم حالا این وسط من واژنیسموس هم بودم🤭
تا اینکه یه نفر بهم یه دکتر معرفی کرد تو بیمارستان مهدیه تهران تو بخش ناباروری گفت کارش حرف نداره،یه وقت گرفتم رفتم....
اما تازه دردسرام انگار شروع شد....😔😔