۱۰ پاسخ

سلام عزیزم متاسفانه تا وقتی همسرت پشت و همراه شما نباشه هیچ کاری نمیتونی بکنی

شوهرت سمی تره متاسفانه
اگ میتونی با سلیطه بازی قهری جلوش دربیا
وگرن تا اخر باید سواری بدی و سکوت کنی جلوشون
شوهرت چرا باید ب تو بگه خفه شو ب تو ربطی ندارع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگفتی بچه مال منه یعنی چی به من ربطی ندارع من زحمتشو کشیدم یا پدرت
فردا خدایی نکرده مریض بشه عین خیال پدر شوهرتم نمیاد خودت از بچت دفاع کن طرف ناراحت هم میشه بشه ب درک
مهم بچه ادمه

وای دقیقا واسه منم همینه یکارایی میکنن اصلا دوسندارم بچمو دسشون بسپارم این مردا خودشون ک رومخن خانوادشون بدتر خصوصا ننه باباشون رو میبینن جو گیر میشن

اسباب بازی و وسایل سرگرمی زیاد ببر با خودت که سر بچه باهاشون گرم شه خودش زیاد نره طرف اونا. وقتی نه اونا گوش میدن نه شوهرت دیگه مجبوری بیشتر بچه رو کنترل کنی

واقعا بعضیا درک و شعور ندارن اخه فردا بچه مریض شه تو جورشو میخوای بکشی

بعضی مردهاهمین جوربیشعورن

شوهرت که طرف اوناست پس خودت یه خودی نشون بده بهشون تا بترسن

یه دونش رو منم دارم یه بار دیگه خودم تو روش دراومدم بعد ۴ ماه قهر کردم باهاشون زنگ زد عذر خواهی کرد ولی بخاطر شوهرم دوباره اشتی کردم با خانوادش برگشتم دیدم ادم نشده🤣

خب نمیزاشتی ببره محکم بگو نه نمیشه بچه رو با چیز دیگه سرگرم کن

سوال های مرتبط

مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۴ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...
مامان فرفری..✨🍓 مامان فرفری..✨🍓 ۳ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#نوزاد#کودک#پوشک#کولیک#نوزاد#فرزند#


ادامه تاپیک قبل___خلاصه من رفتم قدم بزنم همسرم دید ناراحتم اومد پیشم گفت چیشد براش تعریف کردم گفت راااست میگییی من فکرکردم اول از تو شروع کرد بعد برای همین باز دیگ تعارف نزد بهت گفتم ن بابا اصلا هیچ تعارفی نکرد از اولش همسرم خیلی ناراحت شد گفت پس بیا جمع رو ترک کنیم ب بهانه غذا خریدن برای تو و بچه دیگ رفتیم پیششون همسرم بهشون گفت ما میریم غذا بگیریم خدانگهدار باهم دیگ رفتیم از اونجا چند دقیقه بعد هم برگشتیم ک وسایل همه رو جمع کنیم بریم شهر خودمون (اخه ۴ ساعت فاصله بود ازاونجا تا شهرمون)بعده اینکه برگشتیم وسیله هامونو جمع کنیم همه فهمیده بودن ناراحت شدیم ما از چیزی شوهر منم از فرصت استفاده کرده بود اینو برد ی گوشه بهش گفت قضیه رو ک چه کار بیخودی کرد بعدش ک من اومدم سوار ماشین شم سریع اومد داشت کمکم می‌کرد همون آقا انگار ی حس عذاب وجدان گرفت مهربون شد یهو باهام توی مسیر هم همش میگفت هرجا فکر میکنی خوبه بگو وایمیستیم فلان…….به نظرتون این یعنی چی؟؟نه به اون رفتار ک بی احترامی کرد بهم نه ب این رفتارش!!شما این دوتا رفتار رو کنارهم بزارید و قضاوت کنید من ک قفله مغزم
مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۳ سالگی
من یه مشکلی با گندم دارم،

اینکه هر چی دست بقیه میبینه میخواد، اصلا عزت نفس و غرور نداره!!!
در حالیکه من کمتر بچه ای رو میبینم اینطور باشه.

با اینکه گندم همیشه بهترین لباسا، اسباب بازی ها، خوراکی ها رو داشته ولی باز چشمش به وسیله های بقیه هست
چند روز پیش مطب دکتر بودیم، یه دختر بچه با مامانش اومده بود، تو این سرما مامانش یه کفش تابستونی با جوراب پوشونده بود براش، فکر کن دیگ کفشه کل تابستون پاش بوده چقدر کهنه شده بود.
اونو دیده میگه منم از این کفشها میخوام😑
یا یه بچه اسباب بازی دستش بود، میگه از این میخوام
یکی دیگ شکلات داشت گفت منم میخوام🙄

یکبار دوچرخه اش پشت ماشین بود، رفته بودیم استخر
بعد کلاس شناس گفت باید سوار دوچرخه ام شم، منم آوردم تو حیاطش سوارشه
دوستش اومد بیرون نگاه دوچرخه میکرد، از قیافه بچه مشخص بود خوشش اومده میخواد سوار شه
گفتم گندم بذار دوستتم سوار شه، بچه هه سوار نشد گفت نه من نمیخوام با مامانم میریم آبنبات بخریم😐
یعنی واقعا تو کف عزت نفس این بچه موندم.
نمیدونم با این اخلاق گندم چیکار کنم
حقیقتا خیلی حرص میخورم وقتی برا چیزایی کوچیک ک چند برابر بهترشو خودش داره حریصه😑
مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱۷ ماهگی
خانمایی ک بچه ۳ ساله دارید ی لحظه بیایید

پدرم دراومده با این بچه چ کنم ؟؟؟
اوایل خوب بودااا الان ی چن وقته نمیدونم چرا حس مستقل شدن داره
اب میخواد دم ب دقیقه عین چی از سینک میره بالا واب میخوره
اصلااااا ب من نمیگ
جیش داره شلوارشو درمیاره لامپ رو میزنه میره دستشویی و .. ی چن بار دعواش کردم گفتم ب من بگو جیش داری ک من ببرمت
اخه یهو میره منم حواسم نیست و داداششم هی عین دم چسبیده ب بزرگه اینم پشت بندش باهاش میرفت دستشویی و بعد هر دوتا رو باید لباسا و.. رو عوض میکردم
حالا خدادوشکر این از سرش افتاده
ولی وقتی دستشویی میبرمش من بیردن دستشوییم تا کارشو بکنه و بعد یهو بچه کوچیک رو ببرم اتاق و سری برم تو دستشویی و بشورمش تو این فاصله اب رو باز میکنه و شلنک رو میگیره همه جا رو ب اب و کثافت کاری میده
هی سعی میکنه مستقل شه و کاراشو خودش بکنه منم حرص میخوزم
از ظهری هزار بار رفته دم سینک و اب خورده
خداشاهده امروز همش دستشویی بودم
چیکار کنم هر چی خاست ب خودم بگه ؟؟؟؟
اخه بچه خواهرم داره ۴ سالش میشه هر چی میخواد ب خواهرم میگ ولی بچه من نه خودش میره تو کار تا انجام بده
و اینم بگم دائم اب میخواد
ی سری رفتم خونه مامانم اینا بابام نیگف نکنه دور از جون دیابت داره انقدر اب میخوره؟
گفتم نه والا
ولی امروز خیلی نگران شدم