۳ پاسخ

مگه بچه های ماگوش میدن....ماکل خاندان رییسمون دخترمنه هرچی بگه همه بایدگوش بدن

عزیژم
میخاسته بیدار شه که بتونه زودتر بره بازی
بگردم بچه های اول خیلی گناه دارن
پسر منم بعضی وقتا از اینکارا میکنه چون دوس داره مثلا با موتورش بازی کنه میگم تا داداش خابه نمیشه عمدی صدا درمیاره یواشکی که بیدار شه زودتر بازی کنه
کناه دارن دعواشون نکن

خواسته بچه بیدار شه خودش بره پی بازی 😅😅

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۵ سالگی
اینقد اعصابم خورد شد از دست زن همسایمون
اینجا محیط کوچیکه همه همو میشناسن
پسرم با پسر همسایمون که چند ماه از پسر من بزرگتر هست همیشه بازی میکنن بیشتر وقتا اپن میاد خونه ما بازی
دیشب از ساعت شش اومد تا ساعت هشت بازی کردن همهجوره
اسباب بازی پسرم خراب می‌کنه من هیچوقت هیچی نگفتم
امروز پسرم داشت نقاشی میکشید پیرو اومد دنبال ماهان بیا بریم خونه ما بازی به یه دقیقه نکشید برگشتن
گفتم چرا اومدین گفت مامان آرشان راهمون نداد تو خونه گفت نیا تو خونه اسباب بازی خراب میکنین اتاق هم میریزین
منم خیلی عصبانی شدم به آرشان گفتم تو بیایی خونه ما همجارو هم بریزی اشکال ندارع ولی ماهان بخاد بیاد مامانت بیرونش می‌کنه
تو هم دیگه برو خونتون دیگه دنبال ماهان نیا بازی برو به مامانت هم بگو
اینم بگم که پسرم خیلی مودب و حرف گوش کن و آروم هست اصلا اسباب بازی خراب نمیکنه
از نظر تمیزی هم همیشه میبرم حموم و لباساش عوض میکنم
زنیکه بیشعور برای اینکه اتاق بوش هم نریزه میگه بیان خونه ما
منم دیگه بچه اونو راه نمی‌دم
میخاد بدش بگیره یا خوششش بگیره
مامان آتنا😍❤️ مامان آتنا😍❤️ ۵ سالگی
مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۶ سالگی
سلام مامانای مهربون عصرتون بخیر خوبین حسین جانم ۶ سالشه دیروز که باپدرش رفته بود بیرون یه جا سوییچی خریده بود بعد امروز رفت توی بالکن دید بچه ها توی کوچه ان بازی میکنن گفت منم برم گفتم برو رفت گفت جا سویچیمم میبرم به دوستام نشون بدم گفتم ببر بعد که رفت منم از بالا داشتم نگاش میکردم دیدم جا سویجی دست پسر همسایه مون هست حالا نمیدونم خود پسرم داده یا پسره گرفتم بعد دیدم چند بار هی پسرم رفت نزدیکش که ازش بگیره پسر نداد هی برگشت عقب دوباره پسر اون وسیله ارزش نداره دوست دارم پسرم یاد بگیره بلد باشه وقتی وسیله ای رو که مال خودش به کسی داد دوباره بتونه بگیره و اینکه توی دوست یابی خیلی ضعیفه من سعی میکنم روزی دوساعت باهاش بازی کنم همسرم که اصلا باهاش بازی نمیکنه منم انتطاری ازش ندارم چون ۵صبح میره تا ۵ غروب فقط بلد بگه بیا بشین کارتون ببین یا گوشیشو بده دستش منم باهاش بازی می‌کنم واقعا سخته چون پسر کوچیکم هم سن اضطراب جداییشه همش گریه میکنه منم همش بغل میکنم که با پسر بزرگم بازی کنم و حسین اصلا با خودش بازی نمیکنه و خیل عصبیه زود قهر میکنه میگم حالا بازی ما تموم شد خودت بازی کن گریه میکنه و بشدت بد غذاست و انگار بترسه خجالت بکشه خیلی آروم حرف میزنه کسی نمیشنوه و بردمش باشگاه توی زمستون هوا سرد دو ماه بردم راهم هم دور بود پسر کوچیکم رو بغل میکردم می‌بردم اصلا تلاش نمی‌کرد هیچی یاد نگرفت