هیچوقت دوسنداشتم این عکسارو کسی ببینه🥲 ولی اونایی که دو یا چند قلو دارن کاملا درک میکنن، چه روزایی بود🥲
یکم براتون از اونروزا بگم😅 سبزی هارو بیارید پاک کنیم🧘🏻😜
من خیلی بارداری راحتی داشتم باوجود دوقلو نه حالت تهوع شدید نه سرکلاژ و…
روز زایمان ..قل دومم که رزان خانومه با وزن ۱/۹۰۰ به دنیا اومد، از اول تشخیص ساکینگ ضعیف رو به قل دومم دادن(یعنی خوب شیر نمی مکه) یکم انگار تو شکمم بیحال شده بود ، دکتر همون روز فرستادش بخش نوزادان که خدای نکرده اتفاقی نیفته،… بخش نوزادان تو دستگاه بود( nicu نبود خداروشکر چون همه اندام های حیاطیش تشکیل شده بود و به راحتی نفس میکشید
من که تو بخش پیش قل اول بودم.. بماند که قل اول هم وزنش کم بود ۲/۵۰۰
( این وزن ها برای دوقلوها طبیعیه)
یک دلم خون بود و هرکی میومد دیدنم سریع گریه میکردم😭 خدا خیلی سخت بود😭😭😭
مامانم که از استرس من آلرژیش عود کرد و خونه نشین شد، بنده خدا مادرشوهرم که یه عمر مدیونشم مراقبم بود ۴۸ ساعتی که بیمارستان بودم،
خلاصه با اون شکم پاره و بخیه ها یه دستم سِرُمم بود یه دستم زیرشکمم، که برم رزان خانوم (قل دوم) رو تو بخش نوزادان ببینم، باورتون نمیشه این بچه انقد کوچیک بود انگشت شصتم اندازه دستاش بود😭 ولی دخترا نارس نبودن خداروشکر، ما تاحالا این مدلی نینی نداشتیم همه ۳ کیلو تپل مپل…
ولی خب گذشت همه کمک کردن که به سلامتی بگذره.سخت گذشت ولی گذشت…
یعنی الان عکسای بیمارستان رزان خانوم میبینم ، به خودم میگم چقدر اونروزا قوی بودم چقدر سخت گذشتتت
الان ماشالله دخترا هم وزنشون عالیه و قد بلندن شکر خدا
حتی جدیدا اعداد رو میشمرن و…، وقتی کارا و همبازی بودنشون رو میبینم خستگی اونروزا از ذهنم پاک میشه🩷❤️ .

تصویر
۱۲ پاسخ

الهی عزیزم 🥹 خدا حفظشون کنه ❤️❤️

عزیزم کاملا درکت میکنم🥺❤️دخترای منم ۱۹۰۰ و ۲۱۰۰ بودن هر دو ان ای سیو
یه هفته با شکم پاره بیمارستان بودم بعد هم که تو خونه چون کوچیک هستن نگهداری سخت
خداروشکر الان میبینیمشون لذت میبریم❤️انشالله که همیشه تنشون سلامت باشه ببینیشون و کیف کنی

خدا حفظشون کنه عزیزم 😍😍
عزیز مولتی ویتامین و آهن خارجی چ مارکی میدی بهشون ؟!

خداروشکر که الان کنارتن و آتیش میسوزونن
پسرمن ۳۳ هفته دنیااومد ۱۰ روز nicuبود خیلی سخته خیلی
ولی خدلروشکر الان آتیش سوزوندن هاشو میبینم بخدااصا یادم نمیاد اون روزارو

الهی شکر سالم کنارتونن

خداروشکر که به سلامتی گذروندین اون روزا رو عزیزم😘😘 خدا واسه هم حفظتون کنه قشنگا😍😍

دقیقا مثا ابجی من یه قلش خونع یع قلش بستری انقده ریزه بودن هرکی میدید اشکشو در میاورد چه ریززه یا میگفتن این نمیمونه این وسط بچه منم اون موقع تو اوج تپلی بودنش بود بیشتر به چشم میومد کوچیک بودنشون ولی خداروشکر الان همچی نرماله

خداحفظشون کنه عزیزم ❤️

افرین بهت مامان قوی❤

خداحفظشون کنه🩷🩷

خدا حفظتون کنه 😍😍😍

خداروشکر عزیزم😍😍😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان ‌‌‌ایلیا مامان ‌‌‌ایلیا ۲ سالگی
روی صحبتم بیشتر با ماماناییه که تازه مادر شدن، مادرایی که مثل اون روزهای خودم حس می‌کنن توی یک باتلاق گیر افتادن و قرار نیست هیچ وقت از توش دربیان و هیچ کسی نه درکشون می‌کنه نه می‌تونه کمکی بهشون بکنه، مامانایی که با وجود این که جوری عاشق نوزادشونن که تا قبل از اون عاشق کس دیگه‌ای نبودن ولی خسته‌ن و بی‌نهایت احساس تنهایی می‌کنن، می‌خوام بگم خیلی از ماها این شرایط رو تجربه کردیم، حالا بعضی‌ها کمتر بعضی‌ها بیشتر، من خودم تا سه ماه اول فقططططط نشسته بودم داشتم بچه شیر میدادم چون شیرم کم بود و دائم زیر سینه بود پسرم و واقعا حتی حموم رفتن هم برام سخت بود چه برسه به کارای خونه و آشپزی، این در شرایطی بود که بارداریم هم برنامه ریزی شده نبود و درست تو شرایطی که من درگیر دفاع ارشدم و مقاله و شروع دکترا و این مسائل بودم پیش اومد، با این که هیچ وقت ناشکری نکردم بابتش ولی خییییلی خییییلی سخت گذشت، فکر می‌کردم دنیا دیگه برام تموم شده و همه اهداف و آرزوهامو باید ببوسم بذارم کنار، ولی اگر بخوام منصف باشم هر چی جلوتر رفت بیشتر تونستم به روتین زندگی خودم قبل از به دنیا اومدن بچه نزدیک شم،
ادامه تو کامنت
مامان علیسان 🐣👶🏻 مامان علیسان 🐣👶🏻 ۱ سالگی
امشب خجالت و گذاشتم کنار به شوهرم گفتم بیا بریم تو فکر بچه دوم 🫠 کلا بچه با تفاوت سنی سر دوسال موافقم ینی این یکی دوسالش میشه یکی بعدی دنیا میاد یه ساله که روش فکر هم کردم ولی خوب چون روم نمیشد در مورد فکرهایی که برای آینده م داشتم حرفی بزنم هیچی نگفته بودم الان دیدم دیگه وقتشه که بگم و خوب گفتم و با جوااااب نهههههه رو به رو شدم واقعا خورد تو پرم دوست داشتم ۲۵ سالگی بچه دومم بغلم باشه ولی خوب با این شوهری که من دارم نمیشه اینقدر بدم میومد تفاوت سنی زیاد داشته باشیم با بچه هامون 😫 وقتی فک میکنم که شوهرم ۳۵ سالشه و آخر امسال ۳۶ ساله میشه حس میکنم خیلی داره پیر میشه برا بابا بودن نیاین بگین ما تازه تو این سن داریم بچه میاریم هرکی تصورات و ذهنیاتش یه جوره🥲🫠
از اونجایی که من بابامو تو سن کم از دست دادم و سنش خیلی بالا بود متنفر شدم از تفاوت سنی زیاد و اینو شوهرم درک نمیکنه 💔💔🫠🥲

کسایی که دوتا بچه دارین تفاوت بینشون دو سال و سه سال لطفا بیاین بگین راضی این سخت بوده یا نه!؟ مخصوصا اونایی که بچه اول پسر بوده آخه معمولا دخترا خیلی مسئولیت پذیرن کمک میکنن با سن کم ولی معمولا پسرا نه اینجور نیستن🙂‼️