۱۶ پاسخ

اول اینکه خیلی کار شما اشتباه بود
یعنی چی زدی تو گوش،بچه
هر جا که بری بهت میگن اون بچست
باید تذکر میدادی و بچه ها رو کنار میکشیدی
کار اون مردتیکه هزار برابر اشتباه تر .
باید زنگ میزدی پلیس
اجازه نداشته دست روت بلند کنه.

دختر خوب فردا بچت میره مدرسه ،دعوا میکنه میخوای بری بزنی تو گوش بچه مردم
هزار تا شر و دردسر میشه

هیچ وقت ،وقتی دوتا بچه باهم درگیر میشن شما وارد درگیری نشید مثلا بالاخواه بچه هاتون در بیاید، باید حتما حتما تذکر میدادی و بچه هاتو میبردی ؛کار شما ۱۰۰٪ اشتباه بود کار اون مردک ۱۰۰۰ ٪ اشتباه تربود

تذکر می‌دادی دیگه یا به پدرش میگفتی
کار شما اشتباه
کار اون مردک هزاربار اشتباه تر بود

چرا وقتی دیدی داره بچه هاتو میزنع نرفتی از اونجا و موندی اگه هم خواستی بزنی و تلافی کنی تا آخرش وایسا دیگه چ‌کاریع بچه هات کتک خوردن خودتم ک همین طور این چ کاری بود خواهر جان اخع

سلام عزیزم خوبی ؟کمرت بهتر شد؟
با اون مردک چیکار کردی

عزیزم خیلی کارت اشتباه بوده رفتی تو مغازه خب دیدی بچه اون آقا با بچه شما نمیسازه میزنش میومدی بیرون از مغازه یا نهایت خیلی جدی بهش تذکر میدادی و دست بچه هاتو میگرفتی از مغازه میومدی بیرون نه اینکه بچه مردمو بزنی منم اگر بودم میدیدم همچین حرکتیو شاید عکس العملم بدتر از اون آقا بود ببین دعوا تو دوتا بچه خیلی فرق میکنه با اینی که یه بزرگتر بیاد دست رو بچه بلند کنه

وای بیچاره مامانت چی کشیده دخترشو اون مرتیکه زده....
اگه حامله بودی چی
مرتیکه روانی
کار تو درست نبود اما کار اون به مراتب بدتر بود

توروخدا هرچی شد بیا بگو اگه شکایت کردی یا دکتر رفتی.من خوابم نمیبره تاصبح درخواست میدم قبول کن

خب وقتی میبینی بچتو اذیت میکنه با ی تذکر خارج میشدی مگه مجبور بودی هی دونه دونه بزنه شما رو

حرکتت درست نبودهـادم جایی میبینه با بچش نمیسازن نمبره نمیمونه
حالا شما دیدی بچتو زدن خو برو بیرون یچتم ببر
مگ میشه ادم بره تو مغازه بچه طرفم بزنه،

به شوهرت حتما بگو فردا با مامور میرید دم مغازش حتما
کجای تهران این اتفاق افتاد؟کدوم محل؟

ینی چی هیچی نگفتی بزار شر شه ،برو پلیس ،یا با شوهرت برو در مغازش ،چجوری انقد بیخیالی

خیلی محکم زدی که مرده انقدر ناراحت شده؟

چه جالب😐🤣
خانوم محترم شما به جای اینکه بگیری بچه رو بزنی ،بچتو برمیداشتی از اونجا میبردی

از غروب عذاب وجدان گرفتم بخاطر بچه اش ولی اون لحظه عصبی شدم دیگ چند بار تذکر دادم بیخیال نمیشد که باز میزد بچه هامو

یعنی چی تو رو زد.....
خب شما نباید میزدی اون کارش بدترررررررر بود شکایت کن برو پزشک قانونی

سوال های مرتبط

مامان الوین و مانلی مامان الوین و مانلی هفته نوزدهم بارداری
رفتم فروشگاه کودکان واسه پسرم یه پیراهن مشکی بخرم برا ۱۷ ام مراسم داریم ،یه مادر اونجا بود یه بچه سه ساله داشت دستش تو دستش یه بچه ۱ سال و نیم اینا نو پا دست اونم تو دستش یکی هم باردار ، گوشی هم در گوشش با سرش گوشی نگه داشته بود چادرم دورش ک میکشید روی زمین و میرفت بچه هام خیلی مظلوم با مادر میرفتن و پر از ذوق اون کوچیکه خلاف میل مادر دوست داشت دستشو ول کنه خودش راه بره هی خودشو میکشید مادره هم با عصبانیت دست بچه رو میکشید یهو عصبانی و اصلا نمیدونم چطور بچه رو زد من داشتم لباسا رو نگاه میکردم بچه از پشت افتاد سرش خورد رو سرامیک یهو رفتم سمتش گفتم اخ اخ لیز خوردی خاله همچنان تلفن دره گوشش گفت ابجی صبر کن زنگ میزنم ( در عین حال بچه نفسش رفت سرش بد صدا داد یهو بچه رو خواستم بلند کنم زد تو دستم گفت دخالت نکن یه تو کمری زد به بچه من فقط گفتم چشم عزیزم عصبانی نباش بچس افتاد گفت نه خودم زدم حقشه سزاواره خیلی دلم گرفت کاش میتونستم بچه رو بغل کنم گریه کنم من از دلتنگی نداشتن عزیزم اون از ناراحتی ک مادرش اینقدر بی رحمانه رفتار کرد .
خواهش میکنم الان نیاید فحش بدید من تو کار کسی دخالت نمیکنم و میدونم هر مادری گاهی عصبی میشه و بچشو کتک میزنه اما این صحنه برام هولناک بود شاید چون دلم شکسته از غم عزیزم .
مامان قلب خونمون 🩷🩷 مامان قلب خونمون 🩷🩷 ۳ ماهگی
برا زایمان اومدم خونه مامانم امروز ۱۴ روزه شوهرمم رفته مسافرت کاری بخاطر همین مجبور شدم خونه مامانم بمونم پریروز مادرم دخترمو یه صورتی محکم زد گفت چرا اینقد شیطونی تو بعد داداشم دیشب با کفش از دور پرت کرد سمت دخترم محکم خورد تو پهلو اش دخترم خیلی گریه کرد هم از صورتی که مادرم زد هم بخاطر پهلوش که داداشم با کفش زد امشب باباش زنگ زد حرف زد باهاش دخترم ب باباش گفت مادر جون الکی منو زد محکم تو گوشم دایی هم با کفش محکم زد تو پهلو هم خیلی درد داشت باباش دیوونه شد که چرا چیزی نگفتی چرا اجازه دادی دختر مو بزنن مگه اینا سر کوچه افتاده ست هرکی رسید بزنه یه عالمه حرف بارم کرد چون شوهرم خیلی خیلی رو دخترم حساسه خودش که باباشه هیچوقت دست روش بلند نکرده واقعا عصبی شد الانم با من قهر کرده واقعا خودمم از رفتار مادرم برادرم دلخور شدم ولی ب روشون نیاوردم شوهرمم گفت سریع صبح زود جمع کن برو خونه لااقل دخترام تو آرامشن خونه باشه خیالم راحته گفت دیگه اسم خونه مادر تو بیاری خودت میدونی 😔😓💔 فرزندپروری فرزندپروری
مامان حیدر مامان حیدر ۴ سالگی
سلام امروز ی فاجعه بزرگ ازسر گذروندم
میدونم شاید انرژی منفی باشه ولی دلم میخوادبهتون بگم
ازوقتیم ک اتفاق افتاده ی لحظه تنهانموندم چون فکرو یاداوری بهش دیوانم میکنه غروب ازکلاسی ک داشتم درحال برگشت بودم ب همراه یکی ازدوستان ک بچشون کوچیکه پسرمو اون خیلی باهام بازی میکنن همش باهم برمیگردیم
دیدم مغازه ای هس بخاری بدون دودکش داره رفتم بپرسم قیمتش چندوچطور
ازاین خاطرم جمع بودک اون همزمان مراقب بچه خودشه مراقب بچه منم هس دیگ وگرنه من بچمو توی مغازه ۳در۳چارچشی مراقبم ب این خانم اطمینان داشتم
نگومراقب نبودواصن براش مهم نبود رف توی مغازه دیگ 😭
بچم همین مسیرک اومدیم روبرمیگرده و پشت ی خانمی میره ک میره
من بعداز دودیقه اومدم بیرون دیدم دم درایستاده میگه بچه ت کو
گفتم ینی چی کو باشمابودا
اون لحظه نفهمیدم چی شد واقعا😭قلبم هزار پاره شد ب معنای واقعی
فقط صداش میزدم نمیدونستم اصن کدوم طرفی برم 😭😭😭
ازکی بپرسم 😭😭😭
حتی نکرد باهام بگرده وایساد نگاهم کرد
منم مث دیونه ها دنبال جیگرگوشه م بودم 😭😭😭😭
بعداز چن ثانیه پسرمو بغل گرفتم الحمدالله
خدا خیربده اون آقائه رو

ولی دیگ من اون ادم میشم ن
پسرم اون بچه قبل میشه ن
😭😭😭
خودم کردم 😭