سلام خانما اومدم ادامه تجربه از سزارینم رو بگم
تو اتاق عمل احساس تنگی تنفس و معده درد که داشتم خیلی اذیت کننده بود اما بلافاصله بعد به دنیا اومدن نی نی کلی بهم داروی آرامبخش و خواب آور زدن که آرومم کرد و حالم خوب شد ولی واقعا تجربه سختی بود اما بنظرم بهتر از طبیعی هستش البته نسبت به شناختی که به خودم دارم اینو میگم بعد داروهای آرامبخش دیگه راحت میشید و دردی ندارید و یک نکته جالب اینه بعد اینکه نی نی میاد بیرون واسه بعد مدت ها نفستون عمیق و خوب میشه چون تو بارداری نفس کشیدن سخته😁 و بعد بخیه زدن و کارای دیگه منتقل میشید به ریکاوری اونجا یکم بازم سرگیجه دارید سعی کنید اصلا حرف نزنید و سرتونو تکون ندید سرتونو چپ و راست نکنید به هیچ وجه یا اصلا بالا نیارید سرتونو اگه رعایت کنید اصلا بعدش سردرد نمیگیرن من خیلی حواسم بود تا ۸ ساعت سرمو اصلا تکون ندادم و خداروشکر سردرد و گردن درد نداشتم تو ریکاوری تنها چیزی که بده اینه بی حسی داره اثرش میره و دکتر میاد هرازگاهی شکمتونو فشار میده خیلی درد داررهههههه 🥲🥲🥲 اما از این مرحله هم عبور کنید میرید تو بخش باز بهتره اونجا بهتون مسکن میزنن شیاف میدن و دردتون قابل کنترله و اولین راه رفتن یکم سخته اما هر روز که بگذره خیلی بهتر از روز قبلش میشید تجربه سزارین من این بود سعی کنید تو بخش مایعات گرم بخورید خیلی خوبه استراحت کافی داشته باشید به خودتون سخت نگیرید اصلا تا میتونید به فکر سلامتی خودتون باشید متاسفانه بعد ترخیصم من بخاطر اتفاقات شخصی که داشتم تو خونه حالم خیلی بد شد وگرنه سزارین بنظرم خیلی خوب بود و راحت گذشت ان شالله برای همه خانم های باردار زایمان راحت داشته باشن 😊😊خلاصه کلام اگه برگردم عقب واسه سزارین دیگه شک نمیکنم حتما انتخابش میکنم💫💚

۳ پاسخ

منم سزارینم . یه سوال . توی اون ۸ ساعت که نباید سر رو تکون بدی یعنی چیزی هم نباید بخوری؟؟؟؟ و بچتو چجوری باید ببینی پس😆

الهی شکر ک الان هم حال خودت هم نینی خوبه 🥹😍❤️

مرسی واسه اینکه نوشتی 😍🥺یکم ادم اماده تر میشه وقتی تجربه هاتونو میخونه😍

سوال های مرتبط

مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۲ ماهگی
مامان مانا 😍🩷 مامان مانا 😍🩷 ۳ ماهگی
سزارین پارت 3 : نی نی بردن منم در حال بخیه زدن بودن و بعد یک ساعت ریکاوری رفتم بخش ..و بنظرم پروسه عمل خیلی راحته و بچه بی دردسر دنیا میاد اما مهم ترین بخش سزارین درد های بعدشه
بی حسی پام کم کم رفت و درد عجیبه سراغم اومد واقعا درد بعد عمل زیاده و اینکه شیاف و این چیزا آرومش نمیکنه اما بازم تا صبح درد گذروندم و رسید به قسمتی که باید راه میرفتم.. سخته ترین مرحله سز اولین راه رفتن بعد عمله واقعا سخت و دردناکه که هر طور شده باید انجامش بدی اما سختیش همون قدم های اوله بعدش به دردش عادت میکنی و اینم توجه کنید با اون همه درد و سختی راه رفتن باید بچه رو هم شیر بدین خودتون جمع و جور کنید باید روحیه بالایی داشته باشین
من خودمو نزدم به استراحت با هر سختی بلند شدم و راه رفتم و بسختی دسشویی رفتم لباس هامو عوض کردم تو سالن قدم میزدم تا بگذره دیگه عوض کردن پانسمان درد نداره اصلا نگران اینم نباشید روز بعد هم مرخص شدم و اومدم خونه ... خداروشکر درد ها کم کم داره کمتر میشه و خوابیدن برام راحت تر ... من از انتخابم راضی هستم و برگردم عقب بازم سزارین میکنم حالا هر سوال دیگه ای بود در خدمتم
مامان نورا🤍 مامان نورا🤍 ۱ ماهگی
تجربه سزارین بخوام بگم بهتون اول از همه بستری میشید میرید بخش زایشگاه ازتون خون و ادرار میگیرن تا جوابشون بیاد بعد از خودنون و همسرتون رضایت میگیرن بعد میگن که سوند بزاریم( من چون از دکتر خواستم توی بی حسی بزارن بعد اسپاینال گذاشتن یعنی توی اتاق عمل) بعد دکتر میاد اتاق عمل شما رو آماده میکنن میبرن پیشش اول میشینید کارتون بتادین میزنن بعد بی حسی (بی حسی خیلی درد نداره امپول عضلانی هم دردش کمتره) بعد دراز میکشید یکم که سر شدید دکتر میاد برای زایمان همه چیز رو شما می فهمید اما اصلا درد ندارید اون یه لحظه هم که نی نی رو برمیدارن محکم میکشن بعدش شما احساس سبکی دارید بعد که نی نی دنیا اومد دکترا شروع به بخیه زدن میکننن بعد شکمتون‌رو پاک میکنن بعد جا به جا تون‌میکننن روی تخت بعد میبرن ریکاوری یه نیم ساعت چهل دقیقه نگه میدارن یه ذره که بی حسیتون رفت میبرنتون بخش (توی اتاق عمل نی نی رو یه دور می بینید بعد میبرن ریکاوری تا به شما بخیه بزنن بعد توی ریکاوری هم که اومدید میارن میذارن کنار سینتون‌ تا. شیر بدید) من‌ توی اتاق عمل یکم‌حالت تهوع گرفتم چون‌استرس شدید داشتم اما اصلا ترسی نداشت
بعد که منتقل میکنن بخش حدود ۹ ساعت بعد میتونید تکون بخورید و یه چیزی بخورید اول از همه من نسکافه خوردم بعد کاچی بعدش هم که یکم باید راه برید لباس هاتون رو عوض کنید پوشک بزارید
من پمپ درد گرفتم که واقعا خیلی تاثیر گذار بود‌ چون‌اولین راه رفتن که میگفتن وحشتناکه زیاد برای من‌ دردناک نبود اما هر چی باشه شما یه جراحی شکمی بزرگ داشتید که درد طبیعیه سعی کنید آیت الکرسی بخونید روی من که خیلی تاثیر گذار بود
ببخشید اگه بد تعریف‌کردم‌زیاد توی تاپیک گذاشتن حرفه ای نیستم🤦🏻‍♀️😅
مامان Nilay💕👀 مامان Nilay💕👀 ۱ ماهگی
اومدن سروم اینا زدن که گفتن این دارویی که داریم میزنیم سرگیجه سر درد حالت تهوع اینا میاره که هرکدومو داشتی بهمون بگو که من حالت تهوع گرفتم ی امپول دیگ زدن به سروم حالت تهوم قطع شد اومدن پرده اینارو کشیدن و شکممو ضد عفونی کردن تاعملو شروع کنن از شروع عمل تا شنیدن صدای دخترم کلا ده دقیقه بیشتر نکشید منم کلا تو حین زایمان داشتم گریه میکردم وسطای زایمان ی دارویی زدن که کلا گیج شدم فکر میکردم دارم بیهوش میشم چشام بسته شد اما صداهارو میشنیدم بالخره نی نی به دنیا اومدو تا بخیه بزننو کارای دیگ رو انجام بدن ی نیم ساعت ۴۵ دقیقه ای کشید ماساژ شکمی هم دادم دو سه بار تو عمون اتاق عمل که واسه من درد داشت شاید ۵۰ درصد که از اونش خیلی بدم اومد دیگ عمل تموم شد اومدن منو بردن ریکاوری حدود نیم ساعت تو‌ ریکاوری بودم درد داشتم اما قابل تحمل بود با شیاف کلا رفع میشد اما تو ریکاوری بهم شیاف ندادن گفتن رفتی بخش بهت شیافم میدیم فقط یه امپول بهم زدن اونم خیلی کم که اصلا تاثیری نداشت از ریکاوری دراومدم ببرن بخش وارد اتاق که شدم اومدن که جا به جا کنن بزارن رو تخت درد داشتم گفتن ۸ ساعت باید ناشتا باشی که من واقعا داشتم دیوونه میشدم هم گشنم بود هم درد داشتم نی نیم اوردن تا بهش شیر بدم اونجا من هی سرمو بلند میکردم تکون میخوردم اصلا تو این موضوع رعایت نکردم چون درد داشتم خیلی سرمو تکون میدادم اما بعدش اصلا سر درد نگرفتم امن خونریزیم خیلی کم بود جوری که روزی یدونه پوشک عوض‌میکنم خداروشکر از این نظر شانس اوردم چون راه رفتن بعد از سزارین خیلی سختو معروفه من اصلا یادم نبود که شیاف بزارم راحت ترمو دردام قابل تحمل تر میشه رسیدی😐
مامان آوین مامان آوین ۳ ماهگی
تجربه_زایمان
پارت_4
حدود یک ساعتی تو ریکاوری بودم همونجا وقتی بی‌حس بودم شکمم رو ماساژ دادن چیزی متوجه نشدم وقتی تونستم پاهامو تکون بدم بردنم تو بخش اونجا هم یبار شکمم رو ماساژ دادن که یکم دردم گرفت
وقتی کم کم بی‌حسی رفت دردهام شروع شد دوتا شیاف گذاشتم بهتر شدم و رسید
به اولین راه رفتن برا من فقط بلند شد از تخت خیلی سخت بود همین که بلند شدم خودم تنها رفتم سرویس راه رفتن اصلا برام سخت نبود فقط یکم سرگیجه داشتم
بعد از دو سه ساعت سردرد های وحشتناکی گرفتم که بخاطر حرف زدن و تکون دادن سرم تو اتاق عمل بود حین عمل به هیج وجه حرف نزنید و سرتون رو تکون ندید.
پرستار اومد بهم گفت تندتند نسکافه و آبمیو بخور تا داروهای بیهوشی از بدنت خارج بشه و حالت بهترشه مسکن هم برام وصل کرد که سردردم کمتر شد
در کل برا منی که هم تجربه زایمان طبیعی داشتم هم سزارین اگه بازم برگردم به عقب قطعا سز رو انتخاب می‌کنم.
و بعد از گذشت پنج روز بستری بودن دخترم تو ان آی سیو برگشتیم خونه!
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۵ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان سید احسان مامان سید احسان ۱ سالگی
تجربه سزارین (پارت۲)
صبح مایعات رو شروع کردم با نسکافه. چقد چسبید بعد اون همه ناشتایی😬
بعد هم که گفتن پاشو راه برو. خیلی درد داشت خیلییییی. تا حدود سه روز بعد هم ادامه داشت هر دفعه که پامیشدم. البته هم اتاقی من میخواست راه بره اندازه من درد نداشت بخاطر همین میگم شاید برای هر کسی متفاوت باشه ولی برای من خیلی بد بود. درد بخیه ها هم تا دو هفته خوب شد. الانم یکم گاهی سوزش داره ولی دیگه خوبه.
من بعد از عمل سرمو تکون ندادم و حرف نزدم و بالش هم نذاشتم اصلا سردرد نگرفتم. هر چقدر هم بیشتر راه بری زودتر خوب میشی. یه نفر هم تا ده روز باید کنارتون باشه وگرنه خیلی سخته. بعد ده روز هم بخیه هامو کشیدم که هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بود.
در کل بخوام بگم از سزارین راضی بودم و با وجود اینکه بعدش درد داری و سخته بازم خوشحالم ک سزارین شدم چون بالخره زایمانه درد داره دیگه. حس میکنم طبیعی ممکن بود برام سخت تر باشه با توجه به شناختی که از خودم دارم.
امیدوارم مفید بوده باشه اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
مامان رقیه مامان رقیه ۶ ماهگی
پارت آخر
بعد دوساعت آوردنم تو بخش و گفتن بالشت زیر سرت نذار و سرتم تکون نده بعد از ۸ ساعت گفتن نسکافه و چای و خوراکی میتونم بخورم ، من خرما و نسکافه خوردم بعدش اومدن سوند رو کشیدن و گفتن بلند شم راه برم کشیدن سوند هم دردی حس نکردم ، ولی خب اولین بلند شدن یکم درد داشت ولی قابل تحمله . من پمپ دردم داشتم که خیلی تاثیر داشت ، تا فرداش که مرخص شم سعی میکردم همش تو بخش راه برم ، درد سزارین موقع خوابیدن بلند شدن یکم سخته و درد داره اونم تا ۱۰ ـ ۱۵ روز. کم کم دردا کمتر میشه ولی خب اوایلش هم میتونید کاراتونو انجام بدید من روز سوم دخترم بخاطر زردی بیمارستان بستری شد و خودم تنها پیشش بودم و می‌تونستم کاراشو انجام بدم. تجربه من از سزارین این که سرتونو تو ریکاوری و تا هشت ساعت تکون ندید که بعدش دچار سردرد و گردن درد نشید و بعدش هم مایعات زیاد بخورید اثرات بی حسی بره ، پمپ درد هم بگیرید درداتونو خیلی کم میکنه و موثره. امیدوارم همه خانومای باردار به سلامتی و راحتی زایمان کنن و دامن اونایی که آرزوی بچه دار شدن دارن خدا دامنشون رو سبز کنه.
مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 ۴ ماهگی
خلاصه پسرمو گذاشتن روی سینم ونگم‌از اون‌لحظه که چه احساس ناب و قشنگی رو تجربه کردم و شر شر اشک می‌ریختم 🥹💕 و دکتر هم شروع کردبه بخیه زدن . کل پروسه ی عمل حدودا نیم ساعت بود که بیشترین زمانش رو درگیر بخیه بودن .
درمورد ماساژ رحمی : بعد از اتمام عمل خود دکتر تو بی حسی ماساژ رحمی انجام داد . پرستار هم وقتی میخواست ببرم ریکاوری یه بار انجام داد و تو خود ریکاوری هم یه بار انجام دادن که اونا رو اصلا نفهمیدم .بعد که اومدم تو بخش هم دوبار دیگه ماساژ رحمی انجام دادن که درد خیلی خیلی کم و ناچیزی درحد چند ثانیه داشت واقعا .
بعد از ۶ساعت اجازه دادن مایعات مصرف کنم و بعد از ۸ ساعت اومدن سوند رو درآوردن و گفتن راه برو کشیدن سوند هم درد نداشت .
اولین‌راه رفتن : وقتی بلند شدم خیلی راحت تونستم راه برم و درد خاصی نبود فقط احساس تنگی نفس شدیدی داشتم و یکم پاهام سنگین بود .اما دومین بار که بلند شدم راه برم واسم خیلی سخت شده بود چون پرستار برام شیاف گذاشته بود که دفع داشته باشم و روده هام بهم ریخته بود و دل پیچه داشتم .
خلاصه که فرداش ساعت ۱۱ دکترم اومد بخیه ها رو چک کرد و چون خودم و نی نی هر دو دفع داشتیم و حالمون مساعد بود مرخص شدیم.
در کل پروسه ی زایمان برای من خیلی راحت تر از تصورم بود خواستم بگم شما هم با تجربه های سخت و تلخ بقیه الکی به خودتون استرس ندین چون واقعا بدن به بدن متفاوت .من خودم آدم به شدت کم تحملی واسه درد کشیدن هستم اما خداروشکر عمل خوبی رو پشت سر گذاشتم .با توکل برخدا انشاالله همه‌ مامانا زایمان‌راحتی داشته باشن . چشم انتظار ها خیلی زود چراغ خونشون روشن بشه 🙏✨️
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
دوست داشتم از تجربه زایمانم بهتون بگم امیدوارم بهتون کمک کنه
من خیلی از سزارین میترسیدم ولی واقعا اون چیزی که میگفتن نبود البته اینم بگم بستگی به آستانه درد طرف داره
من دو سانت رحمم باز شده بود و ۳۶ هفته و ۵ روز بودم که کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان بستریم کردن توی اتاق بهم سوند وصل کردن من چون از سوند میترسیدم خیلی خودمو سفت کردم و اذیت شدم ولی شل کنی راحته😅بعد سوند یکم حس بدی داره که وقتی بری اتاق عمل برات بی حسی بزنن دیگه متوجه نمیشی من پمپ درد هم گرفتم به من که خیلی کمک کرد بعد منو بعد وصل کردن یوند بردن اتاق عمل بی حسی که اصلا درد نداشت حتی از نیش زدن پشه هم کمتر یه حس خیلی خوبی تو پاها میپیچه که خیلییییی خوب بود برای من بعد ده دقیقه نی نی من به دنیا اومد ولی زمانی که به دنیا اومد بچمو ندیدم و همونجا خوابم برد بعد بیدارم کردن بردنم ریکاوری شکممو تو بی حسی ماساژ دادن و هیچییی متوجه نشدم بعدشم دیگه انجام ندادن و تموم شد و رفتم بخش ولی بچم بخاطر تنفسش ۱شب nicu بستری شد که واقعا برام عذاب بود من بچمو نه تو اتاق عمل دیدم نه بخش ۲۴ ساعت ازش دور بودم و دلم براش پر میکشید
خلاصه اون چیزی که از سزارین من خودم به شخصه شنیده بودم نبود و همه چی خداروشکر خوب بود
مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن