۱ پاسخ

نگران نباش اگر مشکلی پیش نیومد
من بچه بودم ب‌ه زور بردنم ارایشگاه
و حتی زیر دست ارایشگر گوشم یهویی با قیچی زد
الان که الان میرم ارایشگاه برای شنیون یا هرچیزی تا میره اون سمت تمام وجودم اذیت میشه دست خودمم نیست

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خانما خواهش میکنم به سوالم جواب بدید خیلی کلافه شدم من دوهفته بیمارستان بستری بودم برای کارای عمل کیسه صفرام که یهویی حالم بد شد پسرم مدام پیش خونه مادرشوهرم یا خونه مادرم بود از وقتی اومدم بیرون از بیمارستان و عمل کردم و اومدم خونه خودم یه روز دیدم تو حیاط اب بازی میکرد خیلی هوا گرم بود بهش گفتم باید اب رو ببندیم بیایم تو وگرنه حالت بد میشه خیلی هوا گرمه و اب رو بستم و اوردمش تو چنان جیغ و دادی راه انداخت که تا نیم ساعت داشت جیغ میزد و هرچی ازش سوال میکردم ماما چی شده چی میخوای جیغ میزد دوباره بردمش تو حیاط گفتم بیا اب بازی کن جیغ میزد میگفت نه هرچی بهش میدادم پرت میکرد همینطوری جیغ میزد گریه میکرد خیلی خسته شدم دیگه دیدم هیچی جواب نمیده خودمم باهاش گریه کردم که حتی میگفت باهام گریه نکن بعدش گفت بغلم کن بلند شو گفتم ماما نمیتونم عمل کردم دیگه زنگ زدم شوهرم اومد و سرگرمش کرد خودمم هی بغلش میکردم دیشب دوباره رفتیم تو حیاط شستیمش گفت بزار اب بازی کنم گفتم نه بریم تو میخواستم مای بیبیش کنم شلوار پاش کنم که اومد تو کلی جیغ زد و گریه کرد هرچی بهش میدادیم پرت میکرد شوهرم تعجب کرده بود گفتمش بیا بی محلی کنیم بهش فیلم رو پلی کن نگاه کنیم دیدم اومد کنترل گرفت فیلم رو قطع کرد که یعنی نه نگاه نکنید باهم حرف میزدیم میگفت نه باهم حرف نزدید یعنی فقط میخواست وایسیم نگاش کنیم تا اون جیغ بزنه خیلی کلافه شدیم دیگه بعد یه ربع بیست دقیقه شوهرم برد گذاشتش تو تاب تابش داد تا خوابش برد اصلا نمیدونم چیکار کنم رفتار درست چیه اگه تا حالا همچین موردی داشتید یا میدونید رفتار درست چیه خوشحال میشم راهنماییم کنید
مامان جوجوم مامان جوجوم ۱ سالگی
خدایا این بچه من چرا اینطوری.... امشب هیر سرم بعد از ماه ها رفتم مهمونی کاش هیچ وقت نمیرفتم از لحظه ورودم به خونه بچم گذیه کرو و جیغ زد منم سرپا بودم تا 11 شب که برگشتیم شوهرمم چون خونه عموش یود سرکار موند ساعت 10 اومد نمیشد زودترم برگردم بخدا دارم دیوونه میشم تو ماشین از بس گریه کرد و ساکت نشد منم نشستم گریه کردن و همش رو پام میکوبیدم اخر سر هیچ جور ساکت نشد کتکش زدم خیلی پشیمونم ولی نمیدونم چیکار کنم بچم کلا ادم ببینه زیرو رو میشه فقط منو باباشو ببینه. خوبه نه میتونم مهمونی برم نه مهمون بیاد نه پارک برم نه خانه بازی هیچی به هیچی بچه هم سن خودش ببینه که دیگه از بس گریه مسکنه و میترسه تب میکنه شبا اصلا نمیدونم چیکار کنم از بچگی همین بوده همش یدترم میشه حتی تو شکمم بود صدای بلند میموند خودشو میکشید بالا و وحشت ناک تکون میخورد بخدا خیلی حالم یده حتی انیمیشن تو گوشیم بهش نشون یدم گریه میکنه اگه بچه باشه باید حتما جوجه و هاپو باشه تا ببینه
مامان عطرین و آریا🩷🩵 مامان عطرین و آریا🩷🩵 ۲ سالگی
شبی به مدت یکساعت و نیم بچه هارو گزاشتم پیش پدرشون رفتم بیرون کار داشتم،، وقتی برگشتم کلید انداختم دیدم فقط صدای گریه میاد ،همسرم داره شیر واسه اریا درست میکنه و عطرین هم پایین پاش هی میگفت بابا اب بابا اب و شوهرم دست وپاش گم کرده بود نمیدونست به عطرین اب بده که هی صداش نکنه یا شیر بده به اریا که گریه نکنه..
من قبل رفتن ابگوشت درست کرده بودم گزاشته بودم وقتی اومدم عطرین گرسنه بود شوهرم حتی وقت نکرده بود که یه لقمه غذا بده،، نه که بگم پدرشون کم کاری کرده بودها ..واقعا تمام سعیش کرده بود ولی نتونسته بود ازپسش بربیاد
من شبی واقعا به خودمون مادرا افتخار کردم بهش گفتم حالا فکر کن من باید اول دوتاشون اروم کنم غذا بزارم، با بچها بازی کنم، سرگرمشون کنم ،ظرف بشورم خونه رو هم جمع کنم و....
وقتی اومدم داخل خونه عطرین بچم بقدری خوشحال شده بود که تا بیاد برسه بغلم دوبار افتاد زمین
خلاصه که خسته نباشیم هممون
درموردعکس هم بگم
اینارو هم واسه عطرین گرفتم یه هوش چین و کتاب دالی چی و ملت عشق واسه خودم🤣
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
شب دوم و روز سوم از شیر گرفتن پسرم
اگه میشه پست قبلیمو بخونید و اگر تجربه ای دارید بهم بگید حتما ، خیلی نگران کمبود وزنشم.
دیشب تا ساعت دونیم تو خواب عمیق بهش شیر دادم ، ولی ساعت ۳ باز بیدار میشد مینشست و به جای شیشه شیرش نگاه میکرد و دوباره میخوابید ، باز ده دقیقه بعد بیدار میشد باز می‌خوابید ، خلاصه تا ساعت ۶ خوابش عمیق نبود ، گریه نمیکرد ولی هی غلط میزد و هی مینشست .... (مثل وقتایی که بچه ها تو خواب شیر میخوان )
براش اب و میوه اوردم ولی هیچکدوم رو قبول نکرد ، بالاخره گفت که شیر میخواد که منم گفتم شیشه شیرت خراب شده نمیتونیم شیر بخوریم ، یه گریه ریزی کرد و بالاخره خوابید ، خوابش که عمیق شد توی خواب شیرشو دادم و بالاخره تا ساعت ۱۱ کاملا عمیق خوابید. بیدار که شد بازم یکبار درخواست شیر کرد که گفتم نه و اونم بیخیال شد .
پس کی یادشون میره دیگه 😑
دیشب یه پستی دیدم یه مامانی قبل خواب به بچه اش موز و خرما داده بود و گفته بود باعث شده که کاملا سیر بشه و تا صبح بیدار نشه ، منم به زور به پسرم دادم موز و خرما و شیر دقیقا قبل خواب اما تاثیری نداشت 🤷🏻‍♀️