۴ پاسخ

متاسفانه خیلی بد جا افتاده و این افکار پوسیده ب نسل های جدید هم داره منتقل میشه،دختر و پسر واقعا فرقی نداره،بابای من همیشه بهم میکه انقد ک دختر هوای پدر مادر رو داره پسر نداره ،با اینکه پدر من ۷۳سالشه،هیچ وقتم بین منو داداشام فرق نزاشته

خداکنه همه مادرایی که پسردارن مث شما به بچهاشون یادبدن که زن یا دختر فقط جنس ساذه نیست،والامنی ک پسرم۳سالشه رو یاد میدم که زن بود خیلی ارزشمنده و ساده ازکنارش رد نشه،و حتی نگران اینم که فردا روز دخترم قراره عروس کدوم خانواده‌ایی بشه که مادرش مث شما بوده یا نه

واقعا مناسفام واسه اینجور افکار پوسیده😔

شاید بیشتر برای این میگه داداش نداره .خانواده شم حتما جلوشون زیاد گفتن فکرمیکنه پسر داشتن خوبه و دختر ن

سوال های مرتبط

مامان توت🍓 فرنگی مامان توت🍓 فرنگی ۳ ماهگی
دخترم دوسالشه یعنی دختر بزرگم😞😞😞
خیلی ناز و باهوشه خیلی دوسش داریم قلبمه خودم ب خصوص میمیرم براش باباشم خیلی دوسش داره

ولی شوهرم با این همه که دوسش داره سر ی موضوعاتی میزنش حالا نه تند ولی دخترم می‌فهمه که از رو ناراحتی زدش و گریه می‌کنه
شوهرم رو دختر کوچیکم حساسه میگه نباید بزنیش چون خیلیم باهوشه خیلی خیلی باهوشه از هم سن هاش خیلی بیشتر متوجه اس شوهرم میگه می‌فهمه حرفمو کاملا متوجه اس باز دختر کوچیکمو میزنع

امشب رو پام بود چند بار حالت تهدید میخاست پستنوک رو سمت دختر کوچیکم پزت کنه باباش دو بار داد زد که نزنی حرف دهنش بود که با سرعت زد تو سرش دختر کوچیکم تا حد غش رفت انقد گریه کرد دور دهنش سیاه شد چنان جیغ میزد
شوهرم خیلی سعی کرد نزنش نتونست زدش اونم شدیداً گریه کرد شوهرم دختر کوچیکم آروم میکرد اون با حسرت نگاه میکرد نمی‌دونستم برا کدومشون زار بزنم دق کرده بودم این وسط فقط گریه میکردم
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
آخه ننه دورت بگردم برا کدوم آخه کوچیکه مظلوم و بدون گناه داشت غش میکرد می‌لرزید بدنش
کوچیکه هم هیچی متوجه نیست یا از سر حسادت میزنع من نمی‌دونم باید چکار کنم 😭
برا دختر بزرگم خیلی ناراختم این همه توجه داریم بش باز خاهرشو میزنع
میسوزم براش که با سن کمش در حقش ظلم شده بچه دوم اومده این حسودی می‌کنه و باید کتک بخوره شوهرم میگه باید یاد بگیره آخه دوسالشه 😞😞😞حوصله بحث ندارم دیگه
فقط الان برا دوتاشون خیلی ناراختم نمیتونم بخوابم 😔
مامان دلارا مامان دلارا ۱۶ ماهگی
یه حرف دلی برای مامانا
از بچگی عاشق بچه پسرها بودم معلم میخواستم بشم دوس داشتم مدرسه پسرونه برم مادرم باردار شد دوس داشتم داداش بیاره برام کلا ارتباطم با بچه پسرها خوب بود اما خب قسمت نشد خدا بهم دختر داد با اینکه موقعیت تعیین جنسیت هم داشتم اما سپردم به خدا و اون دختر برامن در نظر گرفت حالا صاحب یه دختر ناز تو دل برو شدم که شب ها برعکس همه نی نی هایی که دورم بوده نه عاشق تاب دادن نه گهواره و نه هیچی دیگه فقط بخوابم سرشو بزاره رو بازوم و چند مین بعدش خوابه خوابه ...حالا فک میکنم شاید اگه پسر بود ایقدر نمیتوست نزدیک به خودم بشه حالا دیگه نه تنها دخترم بلکه یه رفیق صمیمی یه خواهر دارم که میتونم همه جا باهاش برم شاید اگه پسر بود الان با وجود مشکلاتم احساس تنهایی میکردم اما الان میبینم واقعا خدا خیلی دوسم داشته که تو این شرایط به من دختر داد ...میخوام بگم همیشه خدا بهترین هارو براتون در نظر میگیره حالا دیگه اگه ۱۰۰دلارا تو زندگیم داشته باشم بازمه کمه