۹ پاسخ

ایشالا زودتر بگذره منم دیگه خسته شدم از درد های مختلف

تا میتونی بخواب لذت ببر من ۹ روزه نه شب خواب دارم نه شب الان حسرتشو دارم میگم چرااز دوران بارداری لذت نبردم

وای که دلم عروسی میخواد،روحیه ام داغونه روزها هم نمیگذره تموم بشه،چندتا هم دعوت میشیم شوهرم نیست که ببرتمون، میره ماموریت،حتی عروسی خواهرزاده اش

عزیزم عجله نکن زود بیاد دنیا میره تو دستگاه وقتش بشه خودش میاد من هی استرس داشتم برای جنگ دقیق هفته دوم آتش بس امددنیا

همه میگفتن دو ماه آخر خیلی سخت و دیر میگذره من باورم نمیشد تا قبل ماه هشت گفتم خداروشکر چه زود گذشت الان یه هفته اس وارد هشت شدم اصن کلافه ام مخصوصا وقتی تو خونه تنهام، درد واژن و لگن و پا و تکونهای بچه هم ک به کنار، بازم خداروشکر تا اینجا رسیدیم ... ایشالا ازینجا به بعدشم میگذره

سعی کن سرتو گرم کنی عزیزم کسایی که دوست داری بگو بیان پیشت چون هرچی که با خودت اینجوری فک کنی دیر تر میگذره

اره واقعا من فقط دوست دارم ماه هشت بگذره از یه طرف استرس زایمان زود رس دارم با فعالیت زیادی که دارم از یه طرفم تو شهر غریبمو مجبورم ولی خدا خودش کمکمون می‌کنه تا چشم رو هم بزاریم تمومه توکل کن به خودش

اخ اررره خیلی روزای سختی رو دارم میگدرونم
دردام زیاده
هرشب امپول و شیاف کلافم کرده
بیخوابی کلافم کرده
هم افسردگی گرفتم هم از از نظر جسمی نای راه رفتن ندارم😭

از این روزات لذت ببر سخت بگیری سخت میشه سعی کن مثبت فک کنی ک بعدها تبدیل شن ب خاطره ی خوش برای بچت تعریف کنی جانم

سوال های مرتبط

مامان ساناز🩵🐣 مامان ساناز🩵🐣 هفته سی‌وپنجم بارداری