پسرم در حالی روزت رو تبریک میگم که واسه خودت مردی شدی و با شعور و مهربونیت همیشه باعث افتخارم بودی و هستی،نمیدونی چه ذوقی داره دیدن برق توی چشمات،وقتی بخاطر خوشحالیه من کلی درس میخونی و میگی مامان قول میدم بیست بگیرم تا فقط تو خوشحال باشی، تو مسابقه تو باشگاه تو هر چیز دیگه ایی سعی میکنی نفر اول باشی تا فقط من خوشحال شم،نمیدونی چقدر بیشتر عاشقت میشم وقتی اول باید به من از خوراکیت بدی بعد خودت بخوری🥹 تو فقط ۱۲سال سن داری و از نظر من یک بزرگ مرد کوچیک هستی، چون کلی کار تو خونه رو دوشته،... نمیدونی از اینکه میبینم مراقب خواهراتی و عاشقشونی چقدر خوشحالم، من اولین بار با تو مادر شدن رو چشیدم و اون طعم شیرین رو تا ابد فراموش نمیکنم، تو فقط پسرم نیستی، تو بهترین رفیق ، برادر کوچیکترم،همدم و مونس منی❤
روزت مبارک بند بندِ وجودِ مادر❤
بماند به یادگار برای محمدامینم۲۶اردیبهشت۱۴۰۵
پوشک شیرخشک واکسن پستونک شیشه شیر کولیک

تصویر
۱۲ پاسخ

خدا حفظش کنه عزیزم روزش مبارک باشه

عزیزمممم خدا حفظش کنه واست😘😘

ماشالا گل پسر خاله❤️😍😘

کپی خودته ، مگه روز پسر هم داریم؟ مبارکه ، ولی نزار بخاطر تو فقط درس بخونه یا کاری کنه ،خودش مهمه اینو بهش بفهمون

دوماد بشه الهی

خداحفظش کنه
منم ی پسرم ۱۲ سالشه

توروخدا عکستو نزار جشم میشی باور کن راست میگم بهت میخوره ۱۹یا۲۰ ساله باشی نمیخوره بچه بزرگم داشته باشی

جون دلم
خدا شما رو برای هم نگه داره قشنگم

ماشاالله چه مامانی خوشگلی🥰🥰

😍😍😍😍متولد چه سالی ه گل پسرت؟

ماشاالله چه مامان جوونی😁😀

عزیزمم خداحفظش کنه

سوال های مرتبط

مامان ابرا جون مامان ابرا جون ۲ سالگی
امشب شبه دومی هسته که شروع کردم به گرفتن شیر 🌈💧
امروز ۳ وعده بهش شیر دادم و ساعتا ۱۲سینه هام در حال انفجار بودن که دادم هر دوتا رو خورد تا مقداری که سینه هام یکم سبک شدن
دخترم و که تو بغلم بود گذاشتم رو پام و رو پا خوابوندم و بعدش که خواب رفت گرفتمش تو بغل به این یکسال و هفت ماه فکر کردم که چقدر سریع گذشت .اولین باری که به دخترم شیر دادم تو بیمارستان اومد جلو چشمم و چه حس عجیبی بود اولین باری که شیر دادم
ناخودآگاه شروع کردم گریه کردن و دیدم دارم با دخترم حرف میزنم
میگم مامان تمام قطره قطره شیری که دادم حلالت باشه مامان .تو منو مامان کردی و حس قشنگ مادر شدن رو بهم بخشیدی .مامان معذرت می‌خوام که دارم از شیر میگیرمت چون باید کم کم جدا بشی و غذا بخوری این یک مرحله از رشدت هسته برای هر دوتا مون سخته مخصوصا برای من .تو فراموش میکنی وقتی بزرگ بشی ولی این منم که هیچ وقت فراموش نمیکنم ....
داشتم آروم گریه میکردم که همسرم صدامو شنید و گفت چرا گریه می‌کنی دلت براش میسوزه.اشکالی نداره باید این کار رو بکنی
و گرفت خوابید .
..
واقعا اون لحظه فهمیدم مادر بودن و پدر بودن چقدر باهم متفاوته وقتی من تمام جونم غم داره از جدایی شیرم از بچم شوهرم راحت حرف میزنم انکاری که کار خاصی نیست
بهشت زیر پای مادران هسته واقعا 🩵🤍
مامان لیام جان مامان لیام جان ۲ سالگی
اشک هام رو که بی وقفه میریزن پاک میکنم
و دست میزارم رو قلبم که تا به امروز این میزان از غم رو تجربه نکرده بود
هربار که میای سمتم و میگی شیر بند بند تنم پاره میشه
میگم نه
و تو ناامید میشی از من
از من که مادرتم
از من که تا به امروز به همه ی سازهات رقصیدم و از نگاه بقیه محکوم شدم به لوس بار آوردن تو
چه اهمیتی داره حرف های مردم
اینها همین آدم هایی هستن که استدلال میارن وقتی مادری به بچه ش شیر خودش رو نده یه سری از عواطف رو تجربه نمیکنه
آخ کاش میشد ضربان نامنظم قلبم
این حجم از اندوهی که رو شونه هام سنگینی می‌کنه رو نشونشون میدادم
می‌دونی مامان من دلم لک زده برای تست تنظیم دمای شیر روی دستم
دلم لک زده برای صدای خروج آب از فلاکس
دلم لک زده مامان
و دروغ چرا
برای همین وعده های خوابت رو حذف نمیکنم
میخام اون دو تا وعده رو حفظش کنم
نمی‌دونم تا کی
حداقل تا جایی که هردومون کمی کنار بیایم با این موضوع
در حال حاضر من و تو غمگین ترین مادر و پسر جهانیم مامان