۶ پاسخ

قدیم بچه ها زیاد بودن با هم بازی میکردن و بچه های بزرگتر هوای کوچیکارو داشتن الان بچه ها یا یه دونن یا با هم کنار نمیان، واقعا حرفات حرف دله. من مامانم نزدیکمه ولی بنده خدا زانو درد و کمر درد داره خیلی نمیتونه پناه بغل کنه یا کمکم کنه ولی بودنش یه دنبا ارزش داره، انشاالله که این روز واسه هممون به خدبی بگذره هیچ سختی موندنی نیست❤️ 🙏

تازه میدونید چیه من میگم خوبه ما نمیخوایم لباس ببریم سر چشمه بشوریم یا مثل قدیم یخ حوض بشکنیم 😂😂 ای خدا چه وقتی داشتن قدیم
باور کتید از خستگی نمیفهمیدن زارت و زارت بچه میومده 😂🤣🤣

دقیقا ماهم رد دادیم دقیقا همین

به نظر منم هر چی‌ میگذره سخت تر میشه

منم این شرایطو دارم همیشه فک میکنم شاید چون تو سن بالا تصمیم گرفتم مادر بشم اینطور کم میارم😓😓

واقعا منم دیگه رد دادم 🙃

سوال های مرتبط

مامان سبحان و یکتا مامان سبحان و یکتا ۹ ماهگی
سلام مامان ها
من 2 تا بچه دارم یکیش 9 ماه هست یکی هم 1 ماه دیگه میشه 2 سال بعد ما طبقه بالا خانواده‌ شوهرم هستیم مادر شوهرم بچه ها رو کمکم نگه میداره خواهرشوهر هم نگه میداره ولی این قدررررر منت میزاره این فدر منت میزاره که دلم نمیخواد اصلا ببینمش از طرفی هم به کمک شون نیاز دارم نمیدونم چیکار کنم از 6 صبح بیدار میشم صبحانه بچه ها و خودمون رو آماده میکنم بعد لباس های بچه ها و کهنه ها رو میشورم بعد لباس شویی هم فعلا امکان استفاده ازش رو ندارم همه لباس ها رو با دست میشورم بعد ناهار درست میکنم هم زمان یکی از بچه ها هم پیش من هست بعضی وقتا هم دو تاشون رو میارم بعد خونه رو مرتب میکنم و شام درست می‌کنم کارهای جانبی مثل پاک کردن سبزی ،درست کردن سوسیس ، ناگت ، همبر ، ترشی و به لیمو ، کیک و ... با بچه هام حدود 1 ساعت بازی میکنم بعضی روز ها هست گاهی لباس دوختن برای بچه ها و تعمیر لباس خودمون اینا هم خودم انجام میدم شب که میشه واقعا خستم حالا نمیدونم یعنی دیگه بچه ها رو خودم بگیرم که دیگه منت سرم نباشه؟ ولی واقعا نمیدونم دیگه چجوری به کارهام برسم همین الانشم همه وقتم پره وقت آزادم زمانی هست که به دخترم شیر میدم یا غذا بخورم اونم یکی از بچه ها توی بغلم هست و به اونم معمولا غذا میدم شوهرم هم شب ها که میاد خونه یکم بچه ها رو میگیره تا جایی که بتونه ولی اونم کارش سخته به نظرتون میشه همش خودم بچه ها رو نگه دارم که این قدر منت نزارن؟ این قدررررر خواهرشوهرم بهم حرف بد زد میگه نمیتونستی کار هات برسی بچه نمی آوردی خب خدا خواسته تازه من خیلی خوشحالم که با هم بزرگ میشن
همه کار ها رو هم حتما مجبورم خودم انجام بدم نمیدونم شما هم این کار ها رو باید انجام بدین چجوری مراقب بچه ها هستین