۱۰ پاسخ

ماشاالله عزیزم
منم زود فول شدم ولی دیر اومد سرشم پایین بود انقد که به شکمم فشار دادن با ملی سختی و زور اومد

دقیقا منم قرار بود همین بلا رو سرم بیارن ولی خودم آزاد رفتم سونو تو ۳۹هفته وزن بچه بالا بود چهل هفته که بستری شدم به ماما ها گفتم این سونو آخر منه منو یکبار دیگه بفرستین سونو قبول نکردن تا دکتر شیفت اومد بهش گفتم سونو نشون دادم فرستاد منو سونو بعدشم برد سزارین چون وزن بچه بالا بود سرشم پایین نیومده بود با اینکه پنج ،شش سانت باز بود دهانه رحمم

عزیزم منم مثل شما بودم سونو اخرم گفت بچه ۳۷۰۰ ولی روز زایمان ک رفتم دکترم گفت دوباره سونو وزن تکرار کن ۴۱۰۰ بود ودکتر من ک تا قبل این سونو اسرار ب طبیعی زایمان من داشت گفت یا باید صبر کنی ک دهانه رحمت باز بشه یا سزارین اختیاری کنی ک بچم راحت تر بیاد منم خوب سلامتی بچه مهم تربود سزارین اختیاری انتخاب کردم و خداراشکر بچم سالم بود خودمم بعد بی حسی بدنم ب راحتی راه رفتم هیچ اذیتم نشدم..خیلی خیلی زایمان خوبی داشتم یه هفته بود زایمان کرده بودم رفتم کوه😅😅😅😅همه میگفتن بخدا این الکی میگه زاییده ....این نشون میده هم دکترم و هم انتخاب زایمان خوبی داشتم واینکه من اسرار داشتم سراز کمر بشم واسه زایمان

مگه بیمارستان قبل زایمان سونو نمیکنه؟

گلم تو سونو وزن چقدر بود چند هفته انجام دادی تو بارداری

منم این توصیه رو می‌کنم حتما
اخرین سونوم ۳۲ هفته بود چون سفالیک بود و همه چی نرمال خودمم مشکل وبیماری نداشتم دکترم و ماما همراهم گفتن دیگه سونو نیاز نیست
لحظه تولد مشخص شد بند ناف دور گردن بچه‌ست
و خدا رو شکر که کیسه ابم نشتی داشت رفتم یه هفته زودتر زایمان کردم اگر می‌موند تا وقتی که دکترم گفته بود وزنش خیلی بیشتر می‌شد و بخاطر بند ناف هم مجبور به سزارین اورژانسی می‌شدم کلا همه چی بهم می‌ریخت

آخه به من گفتن 3,100 به دنیا اومد ۲,۸۶۰بود

وزنش چقد بود عزیزم؟

وزن بچه ینی بیشتر از چهار کیلو بود

مرسی از شیر تجربه ات
و‌اینکه قدم نی نینم مبااااارکا باشه گلی

سوال های مرتبط

مامان ♥️Alma،Hamin💙 مامان ♥️Alma،Hamin💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی .
من سونو داده بودم کلا ۱۲ روز دیگه میخواستم تا تاریخ ان تی و با تاریخ پریودم ۸ روز .
وزن بچم تو‌اخرین سونو ۴ کیلو و ۲۵۰ گرم بود دکتر بخاطر همین ختم بارداری داد نامه داد برا بستری شدن و امپول فشار گرفتن .
منم چهارشنبه صبح رفتم بستری شدم روز اول امپول تزریق کردن دردم نگرفت روز دوم ول کردن امپول فشار کم کم دردام شروع شد از ساعت ۱۲ ظهر دقیق درد شدید داشتم تا ساعت ۳ و ۲۰ ظهر ک نی نی دنیا اومد .دردام خیلی شدید بود ولی همزمان ورزش میکردم و کریه و داد و بیداد .😐
دیگه دنیا ک اومد یکم راحت شدم جفت بچه هم دیر اومد ولی اخر سر ی تیکه اش موند با کلی بخیه و خونریزی و لخته دوباره حالم بد شد و ساعت ۱ شب فرستادنم اتاق عمل هم دهانه رحمم پاره شد و هم ی تیکع از جفت موند با امپول بی حسی عمل کردن و دو شب ای سی یو بستری بودم الان اومدم بخش .
پسرمم بستریه نفساش یکم تند دیگع گفتن تا عصر ی مرحله دیگه شیر بخوره میفرستیمش بخش .
بچم با وزن ۴ کیلو و ۱۰۰ گرم طبیعی بدنیا اومد ولی بازم خداراشکر ک هر دو سالمیم 🤲🤲💙💙🧿🧿
مامان لیا✨ مامان لیا✨ ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان_پارت۲✨
دیگه رسیدم به ۵_۶سانت که به دکتر خودم زنگ زدن که بیاد بالا سرم.بردنم روی تخت زایمان ،دردام به اوج خودش رسیده بود تا قبلش فقط دم و باز دم میکردم چون آه و ناله و گریه هیچ فایده ای نداره و روند زایمان و کند میکنه
سعی میکردم دم و باز دم انجام بدم.وقتی دردم شروع میشد دکتر می‌گفت زور بزن منم خیلی سعی میکردم ولی فایده نداشت.دکترگفت بچه جای خوبی نیست اگه درست زور نزنی برای بچه خطرناکه.حدودا بعد از ۱۰بار زور زدن اومد بیرون و رو سینم نزاشتن چون به خاطر زود اومدن باید علائم حیاطیش چک میشد خداروشکر بچم دستگاه نرفت.اما متاسفانه خون ریزی شدید کردم و با پارگی داخلی رفتم اتاق عمل.بی حسی زدن و دوختن بعد از دو ساعت از ریکاوری بردنم بخش . الآنم تو بیمارستانم و تاظهر مرخص میشم😍نی نی هم باوزن ۲۸۸۰به دنیا اومد خیلی خوشحالم که دستگاه نرفت .فقط امیدتون به خداباشه و نترسید با آگاهی برید جلو و مامای همراه بگیرید که قوت قلب باشه و تو روند زایمان کمکتون کنه اپیدورال هم به من کمک نکرد شاید برای شما خوب باشه .ان شالله همتون به خوبی زایمان کنید 😘✨
مامان 💙دوتا گل پسر💙 مامان 💙دوتا گل پسر💙 ۱۱ ماهگی
زایمان طبیعی

پارت پنجم

سریع ویلچر اوردن و منو گذاشتن روش و گفتن که زور نزنی تا اتاق زایمان رفتم تو اتاق زایمان و خوابیدم روز تخت و بعدشم منو اماده کردن برای زایمان پارچه انداختن روی پاهام و اینا بعدش سرم باید حتما بره تا مادر خونریزی نکنه نمیرفت رگم خراب شده بود چشماتون روز بد نبینه منم دوهفته بستری بودم همه رگام رو گرفته بودن و رگ نداشتم حالا ۴ نفر این دستم رو میزدن رگ پیدا کنن اون دستم ۳ نفر میزدن رگ پیدا نمیکردن دیگه به یک مرد از سی سیو اوردن که رگ منو بگیره دیگه گرفتن یکی این دست یکی اون دستم دوتا دستام به سختی گرفتن که زور اومد بهم زور زدم و دیگه بدون بی حسی اون لحظه احساس میکردم میخوام بمیرم چون بدون بیحسی زایمان کردم دیگه هیچی زور زدم و سر بچم اومد بیرون در حد ۲۰ دقیقه بعد از ۸ سانت شدن ساعت ۱/۳۰ ظهر به دنیا اومد بعد از این که بچم رو در اوردن سوزن بیحسی به پرینه ام زدن و بیحس شدم و اونوقت ۳ بخیه خوردم و این بود تجربه زایمان من
انشالله همتون نینی تون رو سالم بغل بگیرید 🥰🥰