شوهرم زحمتش رو کشید 🤣🤣🤣
من چندسال نازایی داشتم مادرم انگشتر طلاشو نظر کربلا کرده بود منتظر پریودی بودم که برم ای وی اف که تاخیر خوردم بعد بیبی چک زدم دیدم مثبته اول به همسرم گفتم آزمایش دادم بعد زنگ زدم مادرم گفتم انگشتر میخواستی ببری کربلا امسال باید بری من باردارم🥹😭این داستان برای ۴سال پیشه الان دخترم ۴سالشه
مادرم از اول در جریان بود چون اقدام بودم و رفته بودیم دکتر بعد مثبت شدنم به مادر شوهرم زنگ زدم گفتم به ارزوت رسیدی
من ک اگه قسمت بشه اینجوری میگم
ی باکس از ی جواب و ی پستونک و ی نامه از طرف نی نی درست می کنم و با ی جعبه شیرینی میریم خونه بابا و پدرشوهرم 😍
ب داداشم اینا ز زدم بیایین دنبالم دلم بیرون گردی میخاد اومدن
تو ماشین گفتم داداش شیرینی بخر خبرایی عه
دیگه زنداداشم زحمت کشید ب همه گفت🩷
ب مادرشوهرم اینا هم خودمون رفته بودیم خونشون گفتیم
کاش میموند بچم الان۶ ماهش میشد 🖤
من روم نمیشه😑😑😑
میترسم
تازه دوروزه باپیامک ب مامانم گفتم😂زنگ میزد روم نمیشد جوابشو بدم
طبق تجربه و.... به نظرم نگو تا ۶ ۷ ماه
من که از خانواده ام دورم اول به خواهرام گفتم اونا به مامانم گفتن و مامانم به بابام.
خواهرشوهرمم یکیش همون اول بهش گفتم خودم به مادرشوهرم گفتم اونم به پدرشوهرم گفت😂😂
و الان با اینکه به همه گفتم به کسی نگن فعلا فقط حافظ شیرازی مونده ک نفهمیده وگرنه کل فامیل از خاله و عمو و دایی همه خبر دارن😑☹️😂💔🤦♀️
من خواب دیده بودم،تعبیر خوابم بچه دار شدن بود ،دعوتشون کردم ،خوابم رو گفتم و خبر رو دادم ،همین😀
یه باکس از جوراب و عکس یه نینی و یه نامه ای که از طرف نینی باشه درست کنین
شب با شوهرتون برین خونه باباتون و پدرشوهرتون اینجوری سوپرایز میشن😍
انشالله قسمت خودم بشه🤲
من اینقدر شوکه شدم و هیجان زده که هرچی سوپرایز تو سرم بود کلا فراموش کردم و عکس بی بی چک فرستادم واسه مامان خودم و همسرم و خواهرام😂🫣🤣
من هنوز نگفتم ،فقط به همسرم گفتم ولی خیلی دارم فکر میکنم که مامان و خواهرمو چه جوری بگم که قشنکتر باشه 🥲
من ک ازحالم وقیافم همه خودشون فهمیدن چیزی نگفتم
من ک ھنوز قسمتش نشدہ خبر کنم اما ھمین الانشم حس میکنم از بابام خجالت میکشم و داداشام 🥹
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.