۲ پاسخ

دختر منم تازگی‌ها اینجوری شده،اعصایمو خورد می‌کنه . همش درحال دویدنه،باید داد بزنم صبرکن، هواستو جمع کن، ندو،

پسر منم همینطوره😵‍💫😵‍💫😵‍💫

سوال های مرتبط

مامان ویهان😍 مامان ویهان😍 ۵ سالگی
سلام مامانا
با منی که تحمل و حوصله ندارم
و ویهانی که حرف گوش نیمکنه چه بکنم
اومدیم شهرستان خونه‌ی بابام اینا هستیم....جوری سوخته که باید برم‌خونه ام بمونم ماه ها تا پوستش درست بشه
عصری با اسکوتر برقی اش تو کوچه بازی می‌کرد بچه ی عموم هم با دوچرخه دنبالش میرفت هر چی میگفتم عمو دنبالش نرو نصادف می‌کنی حالیش نبود بچه ۹ ساله
ویهان هم کلی با سرعت میرفت و ترسم بود تو کوچه خدا نکرده بخوره زمین یا تصادف کنن
خلاصه هر چی به ویهان هم گفتم مامان کافیه بیا...اونم سیر بازی نشده بود و نمیومد
خلاصه شبی من سوئیچ اسکوتر قائم‌کردم ولی اومده بوده پیدا کرد...رفتیم خونه‌ی عموم همون پسر عمو ۹ ساله ی بیشعورم دوباره افتاد دنبال ویهان...هر چی بهش میگم نرو دنبالش تصادف میکنید نفهم گوش نمی‌داد
خلاصه آخر هم با تایر دوچرخه اش رقت رو قلم پای ویهان و بمیرم ویهان چقدر گریه کرد
منم احمق هم زورم به بچه خودم رسید و دو تا زدم تو کمرش و آوردمش خونه و کلی عصبی بودم از دستش که چرا گفتم اسکوتر از حیاط خونه بیرون نیار حرفم گوش نمیدی چرا اوردیش اونجا و اون نفهم زدت
الان ویهان خوابه ولی من از عذاب وجدان دارم روانی میشم
چون واقعا ویهان بی گناه بود تا حدود زیادی
و کتک و تنبیه شد
چه بکنم
این دم‌پریودی کوفتی زورم به ویهان می‌رسه
کلا بهش سخت میگیرم
در صورتی که واقعا تقصیر ویهان نیست
به بابام میگم پشت فرمون نزارش رو پات
چون یه بار ویهان پشت فرمون رو پاش نشسته بود و با یه موتوری تصادف کرد و بعدا اومدیم خونه میگفت تقصیر ویهان بوده
گفتم خودت یادش دادی
الانم ویهان با هر کی میخواد بره بیرون میگه بزاریم رو پاتون پشت فرمون و دیگه کسی قبول نمیکنه ویهان کلی اذیت میشه
مامان قلبم🤸‍♂️💕 مامان قلبم🤸‍♂️💕 ۵ سالگی
ایقد عصبیم ک حد نداره
چند وقت پیش دختر همسایه پسرمو زد تو دهنش تا جیق زد اومد پیشم هر جی میپرسیدم نمیگفت چشه فقط گریه میکرد بعد یکی دو ساعت گفت ای دختره زد تو دهنم
بعد دوباره دیشب هم زد تو دهنش ک مدام میگفت دهنم درد میکنه بهش میگم چته میگه ای دختر زدم هر دفه ی مشکلی داره میگم چی شده اسم این دختره رو میاره
زنگ زدم به مادرش با خوبی میگم دخترت ایطور مدام میزنش باهاش صحبت کن این کار نکنه
دااااد و هوار ک ن دختر من ن ایطوره میگم عزیز من اخه من چه دلیلی دارم پشت سر دختر تو دروغ بگم خب این بچه ۴.۵ ساله من چه دروغی بلده چرا نمیگه فلان دختر چرا نمیگه بهمان دختر چرا مدام میگه این میزنه دااااد ک ن دختر من مظلومه ن ایطوره میره دخترشو صدا میزنه دخترش میگه حواسم نبود میگم خب باشه حواسش نبود درسته خب ما میگیم سری قبلم حواسش نبود پس بهش بگو حواسشو بیشتر جمع کنه یوقت خدا نکرده میزنش اصلا اومدیم لبش پاره شد.
دااااد میزد ک تو ابن اپارتمان فقط شما با ما دعوا دارین مبگم چچچچ دعوایی خانم یکم فرهنگ داشته باشه دخترش خودش میگه ک زدش چرا اینجور رفتار میکنی مگ بهت فحش دادم مگ بهت بی احترامی کردم گوشیو سرش قطع کردم
بخدا شاید بگید باید به دخترش میگفتی به ولله به دخترشم میگفتم حتی با نهایت مهربونیم میگفتم هم به مادرش میگفت مادرش زنگ میزد دادو هوار ک چرا به دخترم گفتی به خودم میگفتی تا بهش بگم
اصلا نمیدونم تو این اپارتمان چکار کنم از دست اینا

ابنجام هوا گرمه بجه ها بازی میکنن صداشونو میشنوه میگه منم برم بازی هر چقد خودم سعی میکنم بازی کنم صدا اونارو ک میشنوه میگه میخام برم وقتیم میره این داستانه گرمم هست وگرن ۳ بعد ظهر میرفتم بیرون نبینم اینارو
مامان دایان مامان دایان ۵ سالگی
پسر من جدیدا یاد گرفته یهو بی سر و صدا میره قایم میشه تو خونه هر چی صداش میزنم جواب نمیده تا برم پیداش کنم ، مثلا من سرگرم کارام هستم یهو به خودم میام میبینم خیلی وقته صداش نمیاد میگردم میبینم رفته زیر میز یا تو کمد قایم شده ، بار اول که این کارو کرد مردمو زنده شدم فک کردم رفته بیرون من متوجه نشدم ، اخه اصلا عادت نداره بدون اجازه در واحد رو باز کنه انقد گشتم دنبالش نبود میخواستم گریه کنم دیگه رفتم مانتو بپوشم برم بیرون دیدم تو کمد قایم شده ...
دیشب رفتم مغازه لباس فروشی داشت با یه بچه ای داره بازی میکنه بهش گفتم همینجا باش نری بیرون
۲ ثانیه بعد دیدم نیست
انقد گشتم پیداش نکردم ، از اتاق پرو ها بگیر تا انبار طبقه بالا 😢
گفتم حتما یکی دزدیدش
تعجب کرده بودم اخه بابا ۱ دقیقه نشد من چشم ازش برداشتم کسی نبود تو مغازه که بخواد بدزده مرده صاحب مغازه گفت خانم من دم در بودم کسی از در نرفت بیرون بعد دیگه گفت بذار دوربینو چک کنم
نمیدونید من چی بم گذشت
یهو دیدم از زیر رگال شلوارا اومد بیرون یهو گفت هووووووو که مثلا بترسونه منو
نمیدونم چه عادتیه جدیدا پیدا کرده
نزدیک بود سکته کنم

فرزند پروری
فرزند پروری
کولیک
شیر خشک
پوشک
نفخ
اسهال
فرزندپرور
ی