سوال های مرتبط

مامان 💙کوچولوی سوم💕 مامان 💙کوچولوی سوم💕 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۴۰ هفته و ۶ روز:
اول از همه به نظرم علت بالا رفتن هفته زایمانم کم تحرکی بود که من هیچ جا نمیرفتم و کم کار خونه داشتم و باعث دیر زایمان کردنم شد .
اول ۴۰ هفته بهم گفتن که ۶ روز دیگه وقت داری و من هیچ دردی نداشتم تا روز ششم که صبح ساعت ۶بیدار شدم چند تا برش طالبی خوردم و رفتم خوابیدم و قرار بود بعداظهر برم که بستری بشم
ولی تا خوابیدم ساعت ۸ و نیم حس کردم شلوارم تو خواب کامل خیس شده و منم بلند شدم دوش گرفتم و به همسرم زنگ زدم و رفتیم بیمارستان اول نوار قلب نوزاد گرفتن و معاینه کردن و بستری شدم تا ۹و نیم طول کشید و نامه بستری رو پر کردیم و لباس عوض کردیم داخل بیمارستان علوی با اینکه دولتی بود ولی خیلی تمیز و هر نفر توی یه اتاق میموندن و من داخل یکی اتاق ها بستری شدم همون موقع اون اتاق نوار قلب بهم وصل کردن و سرم فشار و باعث شد دردها آروم سراغم بیاد دهانه رحمم ۱ سانت بود ولی همون درد هم مثل درد پریودی بود که میگرفت و ول میکرد ولی مدت زمانش طولانی بود .
مامان علیِ مامان🩵 مامان علیِ مامان🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی زایمان سزارین😁

شنبه ۲۴ مرداد ویزیت دکترم نوبت داشتم، از اونجایی که از تهران نقل مکان کردیم دماوند، ساعت ۵ صبح از دماوند زدیم بیرون. نه دردی داشتم نه علائم خاصی!
تازه ۴ روز بود که سرکلاژمم باز کرده بودم چون انقباض داشتم و به رحمم فشار میومد. ۲ روز قبلِ باز کردن سرکلاژ هم بخاطر کم شدن اب دور جنین بیمارستان بستری بودم😅.رسیدم بیمارستان و دکترم ازم سونو گرفت دیدیم متاسفانه ابش زیر ۶ اومد فوری نامه بستری برام نوشت و رفتم بیمارستان نجمیه تهران. اونجا ازم nst گرفتن و متاسفانه ضربان قلب پسرم افت شدید داشت. خلاصه که سرتون رو درد نیارم منی که نه ساک بارداریم همراهم بود نه امادگی زایمان داشتم برام ختم بارداری نوشتن و من تو ۳۵ هفته و ۳ روز سزارین اجباری شدم.

ساعت ۱۱:۳۰ ظهر رفتم بیمارستان زایشگاه اجازه ندادن چیزی بخورم خیلی هم ضعف کرده بودم ولی گفتن چون احتمال زیاد امروز سز میشی باید ناشتا باشی. هیچی دیگه تا ساعت ۳:۳۰ داشتن nst میگرفتن که دکتر مهربونم خودشو رسوند و با ناراحتی گفت من میخواستم بچه رو تا اخر هفته نگه دارم اما خواست خدا چیز دیگه ایه ، باید ختم بارداری بدم چون بچت افت شدید ضربان داره🥺