۹ پاسخ

من ک مادرم ۲۱ اردیبهشت برا همیشه از پیشمون رفت چی بگم 😭😭😭
حتا نتونستم ببینمش ن تو بیمارستان ن وقتی اوردن خونه ن سر مزار 😔🥺

قدر شان بدون
ما های ک مهاجر هستیم دوکشور دور هست خانواده ما😭🫂چقدر سختی و تنهایی میکشیم

آره خدایی من همش میگم خدا به دل اونو آرامش بده خیلی سخته

من مامانم این دفعه دو شب پیشم موند بعدش فقط روزها میاد شب می‌ره امروز ولی نیومد گفت کار داره فردا میاد .خودم و بچه هامم .شوهرم هم که اصلا کمک نمیکنه مادرشوهرم سر میزنه کاری هم انجام نمیده

منم از روزی ک مامانم بره میترسم🥲

خوش به حالت من که هرسه تا بچه ام مامانم روز دهمم بعد حمامم رفت تازه بیمارستان هم که رفتم برای زایمان تنها بودم 😞

سلام عزیزم. من و خانوادم از همدیگه حدودا ۹۰ کیلومتر دوریم . وقتی مامانم خواست از خونمون بره بعد دو هفته، کلی گریه کردم . ولی کم کم دستت میاد همه‌چیز نگران نباش😍

خداحفظشون کنه واست
من ک ابجیم طاقت نیاورد روز پنجم ولم کرد رفت

تو یه شهرین با خانواده؟

سوال های مرتبط

مامان شاهان💙👶 مامان شاهان💙👶 ۳ ماهگی
چقدر مادر شدن آدمو عوض میکنه منی که خونه بابام دست به سیاه و سفید نمیزدم خونه خودم یه روز کار میکردم یه روز نه
اصلا حوصله بچه نداشتم جایی میرفتیم بچه کوچیک داشتن یکم گریه میکرد یا نمیخابید عصبی میشدم زودی میزدم بیرون یا میگفتم چه صبری دارن تحمل میکنن
حالا خودم با ۱۸ سال سن از پس همشون بر اومدم یه جورایی به خودم افتخار میکنم که تونستم از پس زندگی و شوهر و بچه بر بیام میدونم هنوز اولشه و سختی ها بیشتر میشه ولی پسر من شبا نمیخابید و شیرشو نمیخورد ولی الان همش حل شده و از پس همشون بر اومدم
روزمرگی های چند وقته اخیرم شیر بده پوشک عوض کن آروق بگیر خونه تمیز کن شام و ناهار درست کن شب بیداری بکش درسته سخته ولی شیرینه
و‌اینجاس که میگن بهشت زیر پای مادراس با درد و سوزش بخیه هایی که عفونت کرده از دل جون کارای پسرمو و شوهرمو خونمو انجام میدم اونم منی که پریود میشدم اعصاب همرو بهم میریختم و کاری انجام نمیدادم تا چند روز

مرسی ازت پسرم که اومدی به زندگی منو بابایی❤️👼
الانم روتین پسرمو انجام دادم خوابیده پاشم به کارای خونه برسم🥰