تجربه زایمان سزارین ❤️ پارت اول
من ۲۲ اردیبهشت توی آروم ترین وضعیت خودم بودم حالم خوب بود همه چی اوکی بود نامه دکتر داشتم برای ۲۹ یا ۳۰ اردیبهشت برای سزارین
من چند هفته ای میشد که لباس زیرم نم دار میشد که میگفتن عادیه و از ترشحات هست چون من اول بارداری هم این حالت رو داشتم
خلاصه مامانم به دکترم پیام داده بود و گفته بود دکترم بعد یک روز به من پیام داد که پیام مادرتون رو تازه دیدم توضیح بده چجوریه حالت منم همینو گفتم که دکتر گفت بهتره بری سونو برای مقدار مایع دور بچه
منم گفتم مثل بقیه سونو ها جهت احتیاطه چیزی نیست😂🤦‍♀️❤️
ولی یه حسی میگفت بزار تو هفته آخر برم سونو توی سونو نی نی رو ببینم با همسرم ۷ شب بود رفتیم سونو همین که خوابیدم رو تخت دکتر سونوگراف گفت بله آب دور بچه کمه کمترین حالت نرماله روی ۹ هست 😳 منو میگی خشکم زده بود استرس گرفتم عجیب اصلا تو حال خودم نبودم اومدم بیرون به همسرم گفتم اون کلا انگار از جو زمین خارج شد 🤦‍♀️🤦‍♀️ تو این وضع همسرم ترسیده بود فقط میگفت به دکتر زنگ بزن
خلاصه پیام دادم و رفتیم خونه من وسیله های نی نی رو برداشتم گفتم معلوم نیست دکتر چی بگه که

ادامه تاپیک بعدی ...

تصویر
۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین ❤️👼 پارت دوم

من رفتم خونه وسایل رو برداشتم رفتیم خونه مامانم اینا همین که رسیدم مامانم گفت دکتر بهت زنگ زده چرا جواب ندادی منم ترسیده بودم خونه هم وسایل جمع میکردم تند تند متوجه نشده بودم 🥲 گفتم چی کجا گفت به من زنگ زد الان گفت جواب ندادی زنگ بزن ببین چی میگه منم زنگ زدم سریع دکتر گفت سونو رو بخون برام منم همرو خوندم
گفت حداقل حد نرماله عدد ۹ احتمالا یا سوراخ ریز توی کیسه آبت ایجاد شده نشت کرده 🫠وااای منم هنگ بودم
گفت نمیشه ریسک کرد تا هفته آینده نگهش داریم امکان داره خیلی بیاد پایین و نمیشه نگهش داشت تا ۲۹ گفتم باشه چشم چیکار کنیم کی بریم یعنی برا زایمان دکتر ۸ شب بود دقیقا گفت برای فردا به نظرم باید بریم
یعنی لحظه عجیبی بود تا یک ساعت پیش همه چی خوب بود اما الان فردا باید برم زایمان نی نی رو ببینم🥰🥰خدا میدونه هم استرس داشتم هم خیلی خوشحال شدم گفتم زود تر برم راحت شم بچمم بیاد بغلم
شوقم برای دیدنش ده برابر شد😍👶🏼
اما غریبه که نیستید استرس شدید داشتم ...
دکتر گفت ۷ صبح بیمارستان باش
خلاصه من کارامو کردم آخر شب آب آبگوشت و کاچی خوردم و خوابیدم
چه شبی بود شوق و ذوق جدا استرس جدا🥰🥰

ادامه تاپیک بعدی..
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان نورا✨️ مامان نورا✨️ ۵ ماهگی
پارت ۱
یه دفعه دلم خواست زایمانمو تعریف کنم شاید به درد کسی خورد
من ۳۷ هفته رفتم سونو دکتر گفت وزن دختری کمه ۲۵۰۰
گفت برو سونو اگر شرایط خون رسانی جفت خوب نبود اورژانسی سزارین بشی منم استرس سونو دادم تا سونو انجام دادم ۶ روز طول کشید نوبتم شد دکتر ی که برام انجام داد گفت ختم بارداری همین الان برو بیمارستان 😶
دقیقا تو شرایط که درگیری بود و تمام نت ها قطع
زنگ زدم به منشی دکترم بهش گفتم چکار کنم
البته دکتر سونو بهم گفت زایمان طبیعی هم میتونی خوشحال شدم
به دکترم که گفتم عکس سونو حالا نمی‌شود بفرستی براش بهم گفت صبر کن اگر گفته طبیعی میتونی حتما خطری نیست فردا بیا مطب ببینمت
منم همون روز یکی از دوستای مامانم ماما هست سونو نشونش دادم گفت آب دور بچه کمه برو بیمارستان منم استرس شب شده بود شوهرم سره کار دقیقا ۷ شب بود و ۸ شروع ا.غ ت.ش.ا.ش بود من ترس رفتم دوش گرفتم که بابام منو مامانم رو برسونه سوار ماشین شدیم حرکت کردیم دیدیم ماشین یه وری میره تا پنچر شده😅😅😵‍💫
مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۲ ماهگی
مامان دلــویـــن🐣🎀 مامان دلــویـــن🐣🎀 روزهای ابتدایی تولد
مامان رایلین 🩷 مامان رایلین 🩷 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من از اولین لحظه ای که فهمیدم باردارم تصمیم شخصی خودم زایمان سزارین بود همون اول به هم به دکتر گفتم ولی بچه من تا هفته۳۴بارداری بریچ بود سر این موضوع هم من خیلی اذیت شدم ولی هفته۳۵سفالیک شد یعنی هزینه های زایمان من تقریبا ده برابر شد
خود خانم دکتر خانم دکتر زهرا سادات رباطی بود از اولین روزهای های که فهمیدم باردارم چند تا دکتر رفتم من چون ترس خیلی زیادی هم از بارداری هم از زایمان داشتم داشتن یک دکتر که آروم و مهربونم باشه برام الزامی بود
خلاصه مراحل بارداری و سختیاش بخوام بگذرم خانم دکتر دو هفته به زایمان من نامه سزارین بهم داد گفت هر زمان درد داشتی برو بیمارستان بستری شو خودشون بهم زنگ میزنن من سریع خودمو می‌رسونم منم روز های آخر درد زایمان طبیعی داشتم و انقباض هام خیلی زیاد شده بود برای همون استرس زایمان داشتم همش و من قرص برای انقباض مصرف میکردم که خوردم هوین قرص باعث تپش قلب شدید برام میشد و تپش قلب شدید هم تنگی نفس میآورد برام 🥲 خلاصه گذشت و من بلاخره رسیدم به روز اول اردیبهشت ۱ اردیبهشت با همسر رفتیم بیمارستان قمر توی شهرستان نیشابور
یک بیمارستان خصوصی هست اونجا پذیرش شدم برای فردا۲/۲که تاریخ زایمانم بود اگه میخوایید برای پذیرش برید حتما ۸صبح برید من ساعت۱۱رفتم خیلی شلوغ بود و با وضعیت شلوغی و روز های آخر بارداری خیلی برام سخت بود یعنی تا تمام شد کارمون ساعت۴بعد ظهر بود به ترتیب اول از مون آن اس تی گرفتن بعد رفتیم پذیرش از شناسنامه و کارت ملی خودم و همسرم
کپی لازم بود و تمام آزمایش و سونو گرافی های که توی بارداری گرفته بودم
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان من پارت پنجم
خلاصه صبح شد ۶ صبح من نمیدونم چیکار کنم اصلا ترس جونمو برداشته اونجا گفتن بچه میره دستگاه احتمالا یه هفته بمونه گفتم خدایا هزینش به کنار من چطور این شرایط رو تحمل کنم یه هفته با اون دردای زایمان بمونم پیش بچم
بیش از هرچیزی بلاتکلیفی اذیتم میکردم من خیلب ترسوام ترس از زایمان شدیدی داشتم
به دکترم زنگ زدم تا برداشت گفت زایمان کردی؟؟ گفتم من رفته بودم خونم بماند که عصبی شد گفت الان کجایی گفتم تو راه بیمارستان گفت اگ شک داری بیرون برو سونو بیا بیمارستان گفتم باشه رفتم بیرون سونو تازه از دیروز ناهارم چیزی نخورده بودم صبح هم مامانم گفت نخور دیگ بلک عمل شدی میلم نداشتم رفتم سونو شدم بیام بیرون از حال رفتم ب هوش اومدم دیدم دارن پاهامو ماسلژ میدن رو زمینم تو اتاق سونوگرافی😂یه آب و بیسکوییتم دادن که نخوردم نتیجه سونو چی بود؟!
نتیجه کاملا نرمال مایع ۱۱.۵ حرکات جنین هم اوکی اومدم بیرون یه ابمیوه قنادی خوردم رفتیم بیمارستان بله بیمارستانم سونو الزهرا رو تایید کرد ولی خدا خیرش بده یه ماما تو تریاژ بود خانوم خانوم خیلی مهربون بود یه دکتر هیلی ببخشید سگم اونجا شیفت بود که گفت باید معاینه بشی باز شرو شد گریه هام نشدم همسرم گفت مگ با پول نیست اینجا من پولشو میدم عملش کن اگ خونشون درخطره گفت الویت طبیعیه نشد باشه گفتم عجبا زنگ زدن دکتر خودم گفت باید بزاره دکتر شیفت معاینش کنه یا تست امینوشور بره که اونم از همون ماما پرسیدم گفت ترس نداره ولی درد داره معاینه هم داره برعکس بقیه استرس نمیداد ولی واقعیت رو میگفت میگفت پاشو برو خونت تو چیزیت نیست سونو اونجا اشتباه بوده من از این موردا زیاد دیدم دکتر شیفت هی میومد برام پارس میکرد میرفت😂🤦🏻‍♀️ م